eitaa logo
کتاب‌خونه
29.7هزار دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
238 ویدیو
1.2هزار فایل
برگ های کتاب؛ به منزله بال هایی هستند که روح ما را به عالم روشنایی پرواز می دهند... Ads : @Info_Plus -💸-
مشاهده در ایتا
دانلود
سال‌ها ماشینِ پیکان داشتیم جمعه ها در خانه مهمان داشتیم فحش، درگیری، بطالت، استرس کلّشان را در صفِ نان داشتیم! قرمه سبزی بود ماهانه ولی املت و کوکو فراوان داشتیم تورِ چین و نروژ و شیلی نبود ما سفر در سطح استان داشتیم ثلث اول، ثلث دوم، ثلث سه امتحانات فراوان داشتیم اکثرن بودیم دنبالِ کلاس و مدرسه! کم قراری در خیابان داشتیم! داخلِ حمام ما یک تشت بود در خیالِ خود ولی وان داشتیم! پای ما در جمع؛ شلوارک نبود ما درونِ خانه تنبان داشتیم! آن زمان ها فقر هم بودش ولی عمدتن یک ذره وجدان داشتیم پولمان می ماند تا پایانِ ماه اندکی هم بهرِ درمان داشتیم کاش میشد بارِ دیگر مثلِ قبل دل خوشی های فراوان داشتیم...
بعضی از چیزها تنها از دور ظاهر آرام و زیبا دارند و انسان برای نزدیک شدن به آنها نباید پافشاری کند؛ مثل عشق، سیاست و مهاجرت. من بر آسمان خراش ها پرنده های مهاجر زیادی دیده ام که چشم هایشان پر از اشک بود. 📚 می ترسم بعد از مرگ هم کارگر باشم _ سایبرهاکا
در تاریکی، همه‌ی ما شبیه یکدیگریم... ‌‌‌‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌ ‍ ‌‌‌‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌ ‍ ‌‌‌‌ ‌ ‌‌‌‌ ‌ 📚 تسخیر شدگان _ داستایوفسکی
_
شاید انسان ترجیح می‌دهد درکش کنند تا اینکه دوستش داشته باشند.... جورج اورول
ابله _ داستایفسکی در کتاب ابله، فئودور داستایوفسکی سرنوشت جهان را از طریق سرنوشت مردمانش درک می‌کند. این دیدگاه رایج ملی‌گرایان بزرگ است که بر این باور بودند که انسانیت‌ تنها با میراث ملی می‌تواند پیشرفت کند. شکوه و عظمت این رمان از طریق وابستگی متقابل قوانین متافیزیکی‌ای که به طور کلی بر پیشرفت بشریت حاکم‌اند با آن دسته از قوانین حاکم بر ملت، نشان داده می‌شود. - داستان رمان و خارجی
.
‏آدمی به مرور آرام می‌گیرد بزرگ می‌شود ‏بالغ می‌شود و پای اشتباهاتش می‌ایستد ‏گذشته‌اش را قبول می‌کند، نادیده‌اش نمی‌گیرد ‏می‌فهمد که زندگی یک موهبت است، یک غنیمت است ‏یک نعمت است و نباید آن را فدای آدم‌های بی‌مقدار کرد! ‏اصلا از یک جایی به بعد حال آدم خودش خوب می‌شود... - محمود دولت‌آبادی