شما؛
- شب زود بخواب و صبح زود بیدار شو
- صبحانه خوب بخور
- لبخند بزن
- اهدافی برای خودت تعیین کن
- صبور باش
- خودت رو دوست داشته باش
- مهربونی رو گسترش بده
- خودت رو باور کن
- عادت های بدت رو تغییر بده
- روی نکات مثبت تمرکز کن
- از مقایسه خودت با بقیه دست بردار
- رویاهای خودت رو بنویس
اگر حالت خوب نشد.
(@Blue_library)پرواز جسم.pdf
حجم:
5.1M
📚پرواز جسم :
تاریخ پرواز جسم به هزاران سال پیش برمیگردد. در ادبیات کهن مشرق زمین روایات و داستانهای بسیاری نزد عرفا و اساتید علوم باطنی وجود دارد. داستان قالیچه حضرت سلیمان که در فضا حرکت می کرد، تمثیل تاریخی در اینباره است. در عرفان ایران زمین نیز گزارش های زیادی از پرواز جسم یا راه رفتن روی آب وجود دارد.
استیو ریچارد¦رمان
BOOK
چند کتاب ایرانی ارزشمند که باید بخونی:
• بامداد خمار
• سمفونی مردگان
• راهنمای مردن با گیاهان دارویی
• سال بلوا
• پائیز فصل آخر سال است
• کلیدر
• جای خالی سلوچ
• سووشون
• دایی جان ناپلئون
• تکههایی از یک کل منسجم
لیست کتابهای متفاوت و پیشنهادی
ما که میتونید تو ایام عید بخونید:
📕۱. زندگی شغلیتان را طراحی کنید.
نویسنده: دِیو اوانز و بیل برنت
📕۲. زنان بدون مرز
زنهایی که دنیا را به جایی بهتر تبدیل کردند.
نویسنده: جولیا پیرپونت
📕۳. تسلی بخشیهای فلسفه
نویسنده: آلن دوباتن
📕۴. کتاب قدرت شروع ناقص
جستارهایی دربارهی بهتر انجام دادن کارها.
نویسنده: جیمز کلیر
📕۵. سور بُز
نویسنده: ماریو بارگاس یوسا (جایزهی بهترین رمان سال ۲۰۱۶ رو هم گرفته علاوهبر اینکه نویسندهش نوبل ادبیات برده!)
📕۶. ترز راکُن
نویسنده: امیل زولا
Book
شاهزاده و گدا.pdf
حجم:
1.3M
#Book✨
📓شاهزاده و گدا
-اثر مارکتواین در ژانر عاشقانه.
داستان شاهزاده و گدا دربارهی عوض شدن جای شاهزاده اداورد و تام پسرک فقیر است. روزی شاهزاده انگلستان ادوارد در محوطه قصر در حال بازی است که پسر بچهای که نامش تام است توجه او را جلب میکند. شهزاده پسرک فقیر را داخل قصر می برد و در حین این دو نفر متوجه میشوند که بسیار شبیه هم هستند. تام و ادوارد لباسهایشان را با هم عوض میکنند اما همین موضوع باعث میشود تا نگهبان قصر به اشتباه ادوارد که شاهزادهی واقعی است را به دلیل لباسهای کهنهای که به تن دارد از قصر بیرون کند و از این لحظه زندگی جدیدی برای هر کدام شکل میگیرد.
@Book_0
الکساندر دوما یه رمان خیلی معروف داره به نام سه تفنگدار، یه تیکه از این رمان رو با تموم وجودم حسش کردم که میگه:
«هرقدر انسان، شریف تر و نجیب تر و حساس تر باشد از دیگران بیشتر رنج میبرد!
و این دو علت دارد یکی اینکه خود را مستحق خیانت نمیبیند و دیگر اینکه انتظار ندارد بقیه با او جوری رفتار کنند که خودِ او با بقیه رفتار نکرده است..!»
یکی از فرمولهای بسیار پیچیدهی اجتماع:
یکی هر روز به مردم هدیه میداد
یکی هم هر روز به مردم لگد میزد
بعد از چندوقت اونی که هدیه میداد دیگه هدیه نداد و اونی که لگد میزد دیگه لگد نزد
از اون به بعد اونی که هدیه میداد شد آدم بد چون دیگه هدیه نمیداد و اونی که لگد میزد شد آدم خوب چون دیگه لگد نمیزد.