ما نقش قهرمان را بازی می کنیم،
چون ترسوییم.
نقش قدیس را بازی می کنیم،
چون شروریم
نقش آدمکش را بازی می کنیم،
چون در کشتن همنوعان خود
بی تابیم و اصولا از آن رو
نقش بازی می کنیم که
از لحظه ی تولد دروغگوییم...!
من نميگويم در زندگى
اشتباه نخواهى كرد، حتماً خواهى كرد.
فقط «يك اشـتباه» را
دوبار تكرار نكن،
«بار دوم» حماقت است نه اشتباه ...
دن: شنیدم در این کوه معدن هست
بونی: خدا نکند معدن باشد!
دن: نمی فهمم! برای چی؟!
بونی: مادام که کوه فقیر است، از آن ماست، اما همین که معلوم شد غنی است، دولت آن را تصاحب خواهد کرد.
دولت یک دست دراز دارد و یک دست کوتاه.
دست دراز به همه جا می رسد و برای گرفتن است،
و دست کوتاه برای دادن است،
و فقط به کسانی میرسد که خیلی نزدیکاند!
من هیچ گناهی را
بالاتر از این نمیدانم که؛
افراد بیگناه،
تحت عنوان خداوند مورد ستم قرار بگیرند!
- گاندی
اجازه ندادم هیچ خیابان، میدان، مدرسه و بیمارستان به اسم من نامگذاری شود.
درآمد سالیانه ی من و اموالم هرساله به صورت رسمی اعلام می شود. قسمتی از حقوقم را به دولت و مراکزی می بخشم.
هیچ کتاب آموزشی حق ندارد از من بنویسد و یا تصویری از من چاپ کند.
بهترین رفیق دوران مبارزه را که وزیر هم بود به علت فساد مالی و ثابت شدنشان در دادگاه، حکم اعدامش را تایید کردم و برایش گریه کردم.
مبارز و انقلابی که فساد کند، باید فاتحه ی کشور را خواند.
📙صدساعتبافیدلکاسترو
دن: شنیدم در این کوه معدن هست
بونی: خدا نکند معدن باشد!
دن: نمی فهمم! برای چی؟!
بونی: مادام که کوه فقیر است، از آن ماست، اما همین که معلوم شد غنی است، دولت آن را تصاحب خواهد کرد.
دولت یک دست دراز دارد و یک دست کوتاه.
دست دراز به همه جا می رسد و برای گرفتن است،
و دست کوتاه برای دادن است،
و فقط به کسانی میرسد که خیلی نزدیکاند!
ماشین بغلیه تو ترافیک امروز گفت ؛ جسارت نباشه خیلی پلی لیستتون قشنگه :>>>>
بنده خدا نمیدونه پلی لیست من نیست مال این چنلست :
@Graymemories
خرمگس : نام کتاب
وینیچ در این کتاب سیمای انسانهایی را مجسم کردهاست که برای کسب آزادی ،استقلال و حقوق اجتماعی خود دست به مبارزه میزنند و در این راه از مرگ نیز هراسی ندارند .عشق در این کتاب مقامی ارجمند دارد. نقش اصلی این کتاب آرتور برتن است که یک انگلیسی مقیم در ایتالیا در زمان سلطه اطریشیها بر این کشور است، او پس از شکست عشقی خود دست به یک ماجراجویی بزرگ میزند و بعدها دوباره به ایتالیا بازمیگردد و در یک گروه انقلابی به کار مشغول میشود.