┃📓 #تیکه_کتاب
هیچوقت امیدت را از دست نده !
شاید آن زمان که امیدت را از دست میدهی
دو ثانیه قبل از خوشبختی باشد !
#کمیقبلازخوشبختی
#انیس_لودیگ
بهطور کلی صلاح در این است که آدمی شعور خویش را با نگفتن نشان دهد نه با گفتن،
زیرا سکوت از هوشمندی است و گفتن از خودپسندی ..!
📘 در باب حکمت زندگی
#آرتور_شوپنهاور
#معرفی_کتاب: خودت را به فنا نده
این کتاب از هفت ستون تشکیل شده است و در واقع میخواهد به ما بگوید که گفتگوهای درونی در زندگی بسیار مهم هستند و میتوانند موفقیت یا شکست ما را در زندگی رقم بزنند. باید بدانیم که نوع نگاه و باورهای ما در مورد زندگی حتماً در دنیای واقعی پدیدار خواهد شد. هر چه بیشتر در مورد موفقیت یا شکست، راحتی یا سختی صحبت کنید خودش را بیشتر در زندگی شما نمایان خواهد کرد.
نویسنده: گریجان بیشاپ
اگه ناامیدی این کتابا رو بخون:
- ریشهها ( الکس هیلی)
- زوربای یونانی (نیکوس کازانتزاکیس)
- هنر ظریف رهایی از دغدغهها (مارک منسن)
- زندگی کنیم یا فقط زندگی باشیم (هایدن سارجنت)
- برهنه میان گرگها ( برونو آپیتز )
- کتاب درباره معنی زندگی (ویل دورانت)
اگر پیر شدن اینقدر ارزشمند است، پس چرا مردم همیشه میگویند: آه، اگر دوباره جوان میشدم! هیچگاه نمیشنوید که مردم بگویند: آرزو دارم شصت و پنچ ساله باشم. موری لبخندی زد و گفت: میدانی به چه دلیل است؟ زندگی رضایت بخشی نداشتهاند. اگر معنای زندگی را یافته باشید، هیچگاه نمیخواهید که برگردید و جوان شوید، میخواهید ادامه دهید و هر لحظه بیشتر بدانید، منتظرید تا زودتر شصت و پنچ ساله شوید.
| سه شنبه ها با موری
#وقتی_نیچه_گریست
کتاب هنگامی که نیچه گریست رمانی فلسفی، هیجان انگیز، معمایی و سرشار از گفتوگوهای بینظیر است که اروین د. یالوم به شرح داستانی خیالی از روزهای جوانی و بیماری فریدریش نیچه میپردازد. بر اساس این داستان دکتر بروئر باید به نیچه از نظر جسمی و روحی کمک کند تا فکر خودکشی از سرش دور شود.
نویسنده: اروین د. یالوم
واقعا گمان مى كنيد من بايد همچنان بنويسم؟ با نگرانى زيادى اين سؤال را از خود مى كنم. باور كنيد مسئله من اين نيست كه نوشتن را شغل خود كنم يا سودى نصيب خويش سازم. چيزهاى زيادى در زندگى من وجود ندارند، اما نوشتن يكى از آنهاست. با اين احوال به قدر كافى تجربه دارم كه بدانم بهتر است يك شهروند خوب باشم تا يك روشنفكر بد يا نويسنده اى متوسط.
| آلبرکامو
┃📓 #تیکه_کتاب
حافظه ی آدم دَر ندارد که آدم ها برای رفت و آمدشان، اجازه بگیرند.
در زندگیِ هر کس، چند نفری هستند که برای رد شدن از مرزِ ذهن، ویزا لازم ندارند و خواسته و ناخواسته، همه جا با او هستند. تا پای گور هم.
#بعدازپایان
#فریبا_وفی
بوکوفسکی در جایی نوشت که
ما همه خواهیم مرد، همه ما.
عجب سیرکی!
همین به تنهایی باید کافی باشد تا همدیگر را دوست داشته باشیم؛ ولی اینطور نیست.
ما در برابر مسائل بی اهمیت زندگی وحشت زده و ویران میشویم.
ما در هیچ و پوچِ زندگی غرق شدهایم.
هنر ظریف رهایی از دغدغه ها | مارک منسن