واقعا گمان مى كنيد من بايد همچنان بنويسم؟ با نگرانى زيادى اين سؤال را از خود مى كنم. باور كنيد مسئله من اين نيست كه نوشتن را شغل خود كنم يا سودى نصيب خويش سازم. چيزهاى زيادى در زندگى من وجود ندارند، اما نوشتن يكى از آنهاست. با اين احوال به قدر كافى تجربه دارم كه بدانم بهتر است يك شهروند خوب باشم تا يك روشنفكر بد يا نويسنده اى متوسط.
| آلبرکامو
┃📓 #تیکه_کتاب
حافظه ی آدم دَر ندارد که آدم ها برای رفت و آمدشان، اجازه بگیرند.
در زندگیِ هر کس، چند نفری هستند که برای رد شدن از مرزِ ذهن، ویزا لازم ندارند و خواسته و ناخواسته، همه جا با او هستند. تا پای گور هم.
#بعدازپایان
#فریبا_وفی
بوکوفسکی در جایی نوشت که
ما همه خواهیم مرد، همه ما.
عجب سیرکی!
همین به تنهایی باید کافی باشد تا همدیگر را دوست داشته باشیم؛ ولی اینطور نیست.
ما در برابر مسائل بی اهمیت زندگی وحشت زده و ویران میشویم.
ما در هیچ و پوچِ زندگی غرق شدهایم.
هنر ظریف رهایی از دغدغه ها | مارک منسن
عشق را می شد خیلی سریع به جریان انداخت، اما عشق واقعی به زمان نیاز داشت تا قوی و پایدار شود.
باورم کن / نیکلاس اسپارکس
یه دیالوگ قشنگ توی کتاب هر دو نهایت میمیرند بود که میگفت :
آدم ها فکر میکنن برای کارهایی که دوست دارن همیشه وقت دارن و لذت داشته هاشون رو نمیبرن حتی حرف هاشون رو هم به هم نمیگن و صبر میکنن اما من فهمیدم که ما آدمها واقعاً وقتی برای منتظر شدن و تلف کردن نداریم اگر دنبال چیزهایی که دوست داریم نریم چیزی جز حسرت برامون نمیمونه!🌱
تراژدی این نیست که تنها باشی، بلکه این است که نتوانی تنها باشی. گاهی آمادهام همهچیزم را بدهم تا هیچ پیوندی با جهان انسانها نداشته باشم.
- آلبر کامو
در تاریخ عدالتی وجود ندارد. وقتیکه مصیبتی بهبار میآید، همیشه، فقرا بیش از ثروتمندان گرفتار مصائبش میشوند، حتی اگر در ابتدا ثروتمندان مسبب فاجعه باشند.
-یووال نوح هراری
| انسان خداگونه