eitaa logo
کتاب‌خونه
36.2هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
235 ویدیو
1.5هزار فایل
برگ های کتاب؛ به منزله بال هایی هستند که روح ما را به عالم روشنایی پرواز می دهند... Ads : @Info_Plus -💸-
مشاهده در ایتا
دانلود
کتاب کیمیاگر.pdf
حجم: 821K
کتاب: نویسنده: پائولو کوئیلو 🦉🌱| کتاب
گذشته یک خوبی دارد و آن این است که پشت سر ماست. می‌توانیم به آن بی‌محلی کنیم. خودتان را بخاطر ماجراهایی که هرگز مسئولش نیستید اذیت نکنید. نامه‌های رز کلاریس سابار
شما از روز قضاوت الهی حرف زدید. اجازه دهید با احترام به آن بخندم. با قاطعیت منتظر آن روزم، چرا که من چیزی از آن بدتر را شناخته‌ام:  «قضاوت بشر را.» سقوط آلبر کامو
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چکه آب سنگ را سوراخ می‌کند، نه از طریق زور، بلکه از طریق استمرار. اووید
پرندگانی که در قفس زاده می‌شوند، گمان می‌کنند پرواز بیماری‌ست. ﺁﻟﺨﺎﻧﺪﺭﻭ خوﺩﻭﺭوﻓﺴﮑﯽ
رمز بقای استبداد، خاموشی اکثریت است. پل دانکن
هرگز با احمق‌ها بحث نکنید. آنها نخست شما را تا سطح خودشان پایین می‌کشند، سپس با تجربه یک عمر زندگی در آن سطح، شما را شکست می‌دهند. مارک تواین
شاه عباس دوم هفتمین پادشاه ایران صفوی بود که از ۱۶۴۲ تا ۱۶۶۶ حکومت کرد. او بزرگ‌ترین پسر صفی و همسرش آنا است که مادرش چرکس بود. او تاج‌وتخت را در نه سالگی به ارث برد و برای حکومت مجبور شد با تکیه بر شورای سلطنتی به رهبری وزیر اعظم سابق پدرش، ساروتقی اعتمادالدوله حکومت را اداره کند. در ۱۶۴۵، او در پانزده سالگی توانست ساروتقی را از قدرت برکنار کند و پس از پاکسازی نظام دیوان‌سالاری، بر دربار خود اقتدار کرده و پادشاهی مطلقه خود را آغاز کرد. 📗 ایران در عهد شاه عباس دوم 👤 پاول لوفت
┃📓 عزیز من ! زندگی بدون روزهای بد نمی شود؛ بدون روزهای اشک و درد و خشم و غم. اما روزهای بد همچون برگهای پاییزی، باور کن که شتابان فرو می ریزند، و زیر پای تو - اگر بخواهی- استخوان می شکنند و درخت استوار و مقاوم بر جای می ماند... عزیز من! برگ های پاییزی بی شک در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت، و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت سهمی از یاد نرفتنی دارند...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
در داستان این رمان، مردی میانسال برای حضور در یک مراسم خاکسپاری، به خانه ی دوران کودکی خود بازمی گردد. اگرچه خانه ای که او در گذشته در آن زندگی می کرد، مدت هاست از بین رفته، این شخصیت همچنان به سوی مزرعه ی انتهای جاده می رود؛ جایی که در آن، وقتی هفت ساله بود، با دختری فراموش نشدنی به نام لتی همپستاک و مادر و مادربزرگ این دختر آشنا شد. او دهه هاست که به لتی فکر نکرده و با این حال، وقتی بر لب تالاب درون مزرعه (تالابی که لتی آن را یک اقیانوس می دانست) می نشیند، گذشته ای محو و وهم آلود دوباره به سراغش می آید؛ گذشته ای بسیار عجیب، ترسناک و مخاطره آمیز که می تواند برای هر کسی چالش برانگیز باشد، چه برسد به پسری هفت ساله.