eitaa logo
کتاب‌خونه 📓
38.9هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
277 ویدیو
1.6هزار فایل
بزرگترین کانال کتاب ایتا🤍 برگ های کتاب؛ به منزله بال هایی هستند که روح ما را به عالم روشنایی پرواز می دهند... Ads : @Info_Plus -💸-
مشاهده در ایتا
دانلود
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
| مرا بیدار در شب‌های تاریک رها کردی و خفتی یاد می‌دار - مولانا Book
شاید رویِ زمین عشقی نباشد  جز آنچه که ما آن‌ را تَخیل می کنیم.  که روزی خواهیم داشت  آن‌ را  و به آن دست یابیم.  - آدونیس
961_6527519653952.pdf
حجم: 1.5M
تلاش بیهوده عشق. BOOK.
Bighaneh.Book.pdf
حجم: 707.7K
پیشنهاد کتاب؛ بیگانه - آلبرت کامو آدم‌ها یک بار عمیقا عاشق می‌شوند، ⁣چون فقط یک بار نمی‌ترسند که همه چیز خود را از دست بدهند؛ امّا بعد ⁣از همان یک بار، ترس‌ها آنقدر عمیق می‌شوند که عشق، دیگر دور می‌ایستد.Book
هفت اثر کلاسیکی که باید تو عمرتون بخونید: -ناتور دشت نوشتهٔ جی. دی سلینجر -خوشه های خشم نوشتهٔ جان اشتاین بک -جین ایر نوشتهٔ شارلوت برونته -و سپس هیچکس نبود نوشتهٔ آگاتا کریستی -من می‌دانم چرا پرنده در قفس می‌خواند نوشتهٔ مایا آنجلو -دلبند نوشتهٔ تونی موریسون -داستان دو شهر نوشتهٔ چارلز ديكنز Book
خلاصه: ده نفر، هفت مرد و سه زن، توسط افرادی به ظاهر مختلف دعوت می شوند که تعطیلات خود را در جزیره ای دورافتاده به نام «جزیرهٔ زنگی» (Nigger Island) بگذرانند. بعضی از آن ها قبلاً همدیگر را بر سر موضوعی می شناخته اند؛ ولی بیشترشان قبل از رفتن به جزیره هیچگاه یکدیگر را ندیده بودند. این ده نفر هر کدام به گونه ای در گذشته خود باعث قتل یک فرد شده اند. پس از گذشت مدتی در جزیره، آن ها متوجه می شوند که همه از سوی یک فرد به آن جا دعوت شده اند. فردی که با این که در جزیره نیست اما از راز همهٔ آنها آگاه است؛ زمانی اوضاع مغشوش می شود که این فرد شروع به قتل تک تک آن ها به روشی عجیب می نماید. او قربانیان خود را با اقتباس از یک شعر کودکانه به نام ده سرخپوست کوچک به قتل می رساند … BOOK
Aynehaye Dardar.pdf
حجم: 3M
ما می‌خواستیم دنیا را عوض کنیم، حالا می‌بینیم فقط خودمان عوض شده ایم. 📕 آینه‌های در دار @Book_0
بدترین چیزی که می‌تواند در جریان عشق ورزیدن به کسی اتفاق بیفتد این است که انسان خودش را گم کند. و فراموش کند که خودش نیز موجود گرانبهایی بوده است. ✍🏽 ارنست همینگوی @Book_0
هر کسی باید بتواند به جایی پناه آورد ، چون مواردی پیش می‌آید که حتماً لازم است انسان بتواند به یکجا ، به هر کجا که باشد برود. جنایت و مکافات
اما، احساس من می‌گفت همه‌ی ما، روی عرشه مشتعلی هستیم که کسی جز  'تو' از آن خبر ندارد... - جورج اورول