eitaa logo
کتاب‌خونه 📓
38.9هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
283 ویدیو
1.6هزار فایل
بزرگترین کانال کتاب ایتا🤍 برگ های کتاب؛ به منزله بال هایی هستند که روح ما را به عالم روشنایی پرواز می دهند... Ads : @Info_Plus -💸-
مشاهده در ایتا
دانلود
بو عرق میدی؟🤢 موهات وزه؟😵‍💫 موهات کوتاهه؟😿بلدی موهاتو ببافی!؟👩🏻‍🦱 چال گونه نداری؟🧏🏻‍♀پوستت جوش داره؟🤦🏻‍♀ آشپزی بلد نیستی؟🍔 دسر هم بلد نیستی؟😨 دندونات زرده؟😬تیپت خزه ؟👚 ⇝https://eitaa.com/joinchat/1499660597C223d700d91https://eitaa.com/joinchat/1499660597C223d700d91 همه آموزشارو گذاشته!🤩💛☝️🏻
زن‌درون(@Book_0).pdf
حجم: 2.3M
📚زن درون : 👁‍🗨 ۲۶۰ صفحه کتاب به بررسی عمیق مفهوم زن و زنانگی و تغییرات آن در مسیر تاریخ می‌پردازد و نقش مذاهب در شکل‌گیری گرایش‌های مرد برترپندارانه و یا آلت‌مدارانه را تحلیل می‌کند. @Book_0📓
«دوستت دارم» خموش و خسته جان... 📄فروغ فرخزاد @Book_0📓
هدایت شده از گسترده امید
🔥عصبی خوری ممنوع❌ 🟥 بزن رو وزنت تا بگم چطوری لاغر و خوش اندام بشی👇 🍊۶۰ تا ۶۵ 🍊 ۶۵ تا ۷۰ 🍊۷۰ تا ۷۵ 🍊 ۷۵ تا ۸۰ 🍊۸۰ تا ۸۵ 🍊 ۸۵ تا ۹۰ 🍊 ۹۰ تا ۹۵ 🍊 ۹۵ به بالا اگه شماهم جزو افرادی هستید که اشتهای ماورایی دارید! با کمک یک درمانگر متخصص و حرفه ای میتونید به وزن دلخواهتون برسید😍👌
‌‌پیام_ناشناس 👤 سلام ببخشید مزاحم شدم یه کانال قبلا گذاشته بودین روش های لاغری ساده و بی دردسر رو آموزش میداد خیلی عالی بود میشه یبار دیگه بزارین گمش کردم 😩🙁 + بفرما عزیزم 🙏🏻🌺: https://eitaa.com/joinchat/1951924229C68da728230
‌⍣ No Longer Human.pdf
حجم: 12.7M
دیگر انسان نیست (نه آدمی) – اوسامو دازای این داستان زندگی فردی به نام یوزو اوبا است. او در کودکی متوجه می‌شود که درکش از دنیا، با مردم دور و برش بسیار متفاوت است. همین تفاوت او و جامعه اطرافش سبب می‌شود تا او توانایی ابراز خود حقیقی‌اش را از دست بدهد. او نمی‌تواند افکارش را با آنان درمیان بگذارد و بر اساس تجربه درمی‌یابد که اطرافش با آدم‌هایی احاطه شده است که خودخواهی و دورویی ویژگی مشترک همه‌شان است و منافع خودشان، تنها چیزی است که به آن اهمیت می‌دهند. BOOK.
ما دروغگو بودیم - امیلی لاکهارت.zip
حجم: 17.9M
کتاب : ما دروغگو بودیم نویسنده : امیلی لاک هارت بزرگترین راز زندگیتون چیه؟ همه چیز خیلی خوب بود، ما خانواده ای پولدار و شاد بودیم که هیچ چیزی در دنیا نمیتونست آزارشون بده و لبخند رو از لباشون پاک کنه هرسال تابستون، کل خانواده در جزیره‌ی شخصی پدربزرگ جمع میشدیم موج سواری میکردیم، پیکنیک میرفتیم و  از تعطیلاتمون لذت میبردیم.. من(کیدنس)، مرین، جانی و گت چهارتایی کل روزمون رو باهم میگذروندیم کم کم من و گت عاشق همدیگه شدیم.. عاشق گونه های برجسته و پوست شکلاتیش شدم، عاشق حالت چشماش وقتی بهم نگاه میکرد شدم.. زندگی ادامه داشت تا اینکه دنیا تصمیم گرفت باهام بازی کنه یک شب تنهایی برای شنا به ساحل رفتم، ولی موقع شنا سرم به صخره ها کوبیده شده بود و وقتی پیدام کردن بیهوش و لخت بودم.. وقتی بهوش اومدم هیچ چیزی از اون شب یادم نبود، یادم نمیومد اون وقت شب چرا برای شنا رفتم یا چرا مرین، جانی یا حتی گت کنارم نبودن BOOK.
تخت خوابت را مرتب کن.pdf
حجم: 7.9M
کتاب: تخت خواب را مرتب کن نویسنده: ویلیام اچ مکریون توضیحات کتاب: این کتاب با وجود حاصل آمدن از تجاربی سخت و جانگاه، کتابی پیچیده و غریب نیست. درسی که از آن تجربه‌های غریب به دست آمده، اتفاقا بسیار ساده است و با جان آدمی قرابتی بسیار دارد؛ از این‌رو برای درک آموزه‌های این کتاب، تنها کافی‌ست با آن همراه شوید. درس‌هایی آسان که از تختخواب آغاز می‌شود. ساده‌تر از این احتمالا نمی‌توان شروع کرد و طرفه این‌که موثرتر از این نیز احتمالا نمی‌توان توصیه‌ای یافت. ده درس کتاب که در قالب ده فصل ارائه شده است، در عین تفاوت و مجزا بودن، مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته و الهام‌بخش را تشکیل داده‌اند.
هدایت شده از گسترده امید
زندگیم زبان‌زد همه‌ی مردم بوداما‌هیچ‌علاقه‌ای به همسرم نداشتم و به اجبار باهاش زندگی میکردم تا اینکه خدمتکاری ۲۰ ساله وارد خونم شد و روز به روز بیشتر دلمو برد. میدونستم اگه علاقم رو ابراز کنم آبروی کل‌خاندانِ‌صدر میره و این بی‌آبرویی توی کشور پخش میشه برای همین همیشه از دور نگاهش می‌کردم تا اینکه یه‌روز تصمیم گرفتم آخروقت به اتاقش برم و باهاش صحبت کنم اما وقتی وارد شدم با جای خالیش روبه‌رو شدم! -آقا شما این‌جا چیکار میکنی؟!با صداش سریع به عقب برگشتم که چشمم افتاد به دختر زیبایی که جلوم ایستاده بود و با شالش موهاش رو پوشیده بود برای یک‌لحظه قید ابهت‌و‌غرورم زدم و مقابلش زانو زدم و حلقه‌ رو به طرفش گرفتم- دیگه تحمل ندارم از دور تماشات کنم... با من ازدواج میکنی نیلماه؟ https://eitaa.com/joinchat/139068685Cd5aeff5e44
یکی از اعضا پیام داد و گفت رمانی به اسم «نیلماه» رو دنبال می‌کرده که از شدت هیجانی بودنش شب تا صبح چشم ازش برنمی‌داشته اما به خاطر باگ ایتا لینکش رو گم کرده! ما هم براش پیدا کردیم و تصمیم گرفتیم برای شما هم بذاريم😉📛 https://eitaa.com/joinchat/139068685Cd5aeff5e44 این رمان اون‌قدر عاشقانه و پر ماجرا هست که خودمم عاشقش شدم😳😍❌