هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
قدیمی ترین کانال کفش ایتا همینه✅
کفشای چرم طبیعی تبریز داره با کیفیت بالا و زیره راحت و عالی👞
چرم تبریز تو بازار شده 5 تومننن😐😒
ولی اینجا قیمتاش نصف قیمت بازاره 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/428212893C8bd63ae534
هدایت شده از 𝑀𝓎 𝑀𝑒𝒹𝒾𝒸𝒶𝓁 | اخبار کنکور
👞 کفشای اینجا #چرم_تبریزه و نصف قیمت ، 😎👌
۹۸٪ رضایت مشتری دارن 🙂👇👇
https://eitaa.com/joinchat/428212893C8bd63ae534
👟 مشاهده کفشهای جدید
👟 مشاهده کفشهای جدید
#ارباب_حلقه_ها
پنبه ها می رقصند و او روبانی در موهایش دارد و چون در بسترش افتادم گل سرخی بر کفش او نقاشی شده بود می توانستم خستگی رویا را درچشمانش ببینم و سردی ستاره ها را در دستانش حس کنم و هنگامیکه به شانه های او تکیه کردم چون ماه افتاد و من احساس کردم پروانه های رنگارنگ از سبد آرزوهایم به پرواز در آمدند.
هدایت شده از گسترده امید
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگه بِدونی ترکیب وازلین و تٌخم مٌرغ چه کاربردی داره ؛لحظه ای تعلّل نمیکنے😳
جوری جِلوی خَرجای میلیونی پوست و مو رو میگـــیره که بــــاورت نـِــمیشه 😮✨
🔴 دَستور تَهیه و مَصرف دَر چَنل زیر
👇
https://eitaa.com/joinchat/4283760996Cfb6c01f989
🔥تِست و تائیدشده تَوسط اَعضا☝️😍
هدایت شده از 𝑀𝓎 𝑀𝑒𝒹𝒾𝒸𝒶𝓁 | اخبار کنکور
با ماساژ این قسمت از بدن حافظه ت رو قوی کن👇🙏👇
https://eitaa.com/joinchat/4283760996Cfb6c01f989
درهی وحشت.pdf
حجم:
3.6M
خلاصه:
در میان شصت داستان شرلوک هولمز، فقط چهار داستان بلند وجود دارد که در قالب رمان منتشر شدهاند: اتود در قرمز لاکی (۱۸۸۷)، نشانه چهار (۱۸۹۰)، درنده باسکرویل (۱۹۰۲ ـ ۱۹۰۱)، و دره وحشت (۱۵ ـ ۱۹۱۴). در طرح داستانی دره وحشت چیزی وجود دارد که در آثار پیشین ِ نویسنده نبوده است. در سایر داستانها، عدم حضور هولمز در حداقل نگه داشته میشود ــ هولمز فقط در پنج فصل از چهارده فصلِ اتود در قرمز لاکی حضور ندارد، در همه فصلهای نشانه چهار حاضر است، و در چهار فصل از پانزده فصل درنده باسکرویل غایب است ــ ولی در هشت فصل از پانزده فصلِ دره وحشت حضور ندارد. به عبارتی، در مقابل هر هفت صفحهای که حضور دارد، در هشت صفحه غایب است.
– ژانر : معمایی ؛ جنایی
BOOK
هدایت شده از 𝑀𝓎 𝑀𝑒𝒹𝒾𝒸𝒶𝓁 | اخبار کنکور
من سما ی دختری شر و شیطون که وقتی دوسالم بوده منو داخل خیابون رها میکنن و من سر از یتیم خونه درمیارم اونجا یکی از مسئولهای یتیم خونه سرپرستیمو قبول میکنه زندگی نسبتا خوبی داشتم تمام تلاشمو میکردم که داخل مدرسه بهترین باشم شبانه روز درس خوندم تا شدم ی خانم دکتر ازفرط خوشحالی روی ابرها بودم که یکروز از ، شانس بدم بخاطر قصور پزشکی بیمارم دچاره سانحه شد من من تبعید شدم به ی روستای دور افتاده
که ی ارباب خشن و مغرور داشت که بخاطره اتفاقی که در گذشته براش افتاده بود از پزشکها متنفر بود و من بیخبر از این موضوع وارد روستا شدم و مستقیم رفتم داخل خونهی که برام محیا شده بود... ولی بمحض اینکه درو باز کردم چیزی دیدم که از ترس جیغ زدم و از هوش رفتم اون ارباب از خدا بیخبر.....😱😢⭕️
برای خوندن ادامهی داستان بزن رو لینک👇
https://eitaa.com/joinchat/3193898263Cbda2b5620a
من افراد زیادی را میشناسم که از خود بیزارند و برای رفع آن میکوشند نظر مثبت دیگران را به خود جلب کنند.
ولی این راه حل نادرست و در حکم تفویض اختیار به دیگران است.
وظیفه شما این است که خود را همانطور که هستید بپذیرید و در جهت رشد خود بكوشيد، نه آن که دنبال راهی برای مقبولیت یافتن نزد مردم باشید.
📚وقتی نیچه گریست _آروین د یالوم