༺ بعـد از آمـین» ༻
فکر نکن دوریت به من <ضربه> نزد ، زد 'محکمم' زد
فکر نمیکرم به "عشقُ عاشقی" من عمرا از قبل
در آن شب سیاَه تن بود و من بودم فکر او در سرم ، اکنون هم در این شب سیاَه شب هستو تن هستو من خسته از فکر او در سرم -*
میگفتند باید میان عقلُ قلبم یکی را انتخاب مینمودم اما دوست داشتن تو نه باعقل بود نه با قلب ؛ دوست داشتن تو با جانم بود :)...