🏴
فریاد فاطمه ست که پیچیده در جهان
مقصود اگر علیست،شهادت مقدمه است...
//۲۱》یا زهرا...
@Baaresh21
بارشِ۲۱
🏴 فریاد فاطمه ست که پیچیده در جهان مقصود اگر علیست،شهادت مقدمه است... //۲۱》یا زهرا... @Baaresh21
🏴
هر کس که نداند تو که بهتر دانی
در خانه چرا نقاب بستم، نه حسن؟
امروز چه ساکتی حسن جان چه شده؟
مادر به خدا حسین هستم ، نه حسن...
//۲۱》امان...😭
@Baaresh21
بارشِ۲۱
🏴 هر کس که نداند تو که بهتر دانی در خانه چرا نقاب بستم، نه حسن؟ امروز چه ساکتی حسن جان چه شده؟ مادر
🏴
نگاه مادرِ او بیمه میکند ما را
نگاه فاطمه فردا به امتِ حسن است...
//۲۱》یا جَدّا...
@Baaresh21
🏴
وسط کوچه زمین خورد پی حیدر و باز
با وقاری علوی چادر خود را سر کرد...
//۲۱》چادر، ارثیهی مادر
@Baaresh21
🏴
اینجا برای سینهزدن جایمان کم است
محشر میان حجرهی زهرا قرار ما
//۲۱》رضاقربانی
@Baaresh21
🏴
حتی اثر وضعی تسبیح و دعا را
بخشیده به همسایه، چه قران کریمی
//۲۱》سیدحمیدرضا برقعی
@Baaresh21
🏴
خودشرا،
محسنشرا،
هرچه دارد میدهد زهرا...
فقط کافیست
پایِ مرتضییش در میان باشد...
//۲۱》فاطمه جانِ علیست
@Baaresh21
بارشِ۲۱
🏴 خودشرا، محسنشرا، هرچه دارد میدهد زهرا... فقط کافیست پایِ مرتضییش در میان باشد... //۲۱》فا
🏴
به نجّار گفت:می توانید دری برایم بسازید؟
نجار پرسید: برای چه؟
مرد پاسخ داد: برای در ورودی خانه ام.
نجار پرسید: مگر در خانه ات چه شده؟
مرد گریست...
پ.ن : أبکی مَخافةَ أنْ تطولَ حیاتی...
//۲۱》مولای مظلومم😭
@Baaresh21
بارشِ۲۱
🏴 به نجّار گفت:می توانید دری برایم بسازید؟ نجار پرسید: برای چه؟ مرد پاسخ داد: برای در ورودی خانه ام.
علی که دید،
ولیکاش بعد از این دیگر...
میان شعله نبیند کسی نگارش را😭
بارشِ۲۱
🏴 به نجّار گفت:می توانید دری برایم بسازید؟ نجار پرسید: برای چه؟ مرد پاسخ داد: برای در ورودی خانه ام.
🏴
سلام، آمده ام تا سفارشی بدهم
دری بساز برایم دوباره؛ ای نجار
دری که کنده نگردد به ضربۀ لگدی
دری مقاوم و محکم ز بهترین الوار
دری که رد نشود یک غلاف از لایش
دری بساز بدون شیار و بی مسمار
برای این که کسی مشت روی در نزند!
بیا سه چار کلون اضافه تر بگذار
دری بساز برایم ز چوب های نسوز
دری که دیرتر آتش بگیرد ای نجار
دری به عرض من و جبرئیل و یک تابوت
دری به طول قد و قامت خم عمار
در انتها، سر هر میخ تیز را کج کن
مهم تر از همه این است؟! خاطرت بسپار
//۲۱》مولایِ پر دردم😭
@Baaresh21