دلدردگرفتـــــہام
ازبسفنجانهایقهوهراسرڪشیدهام
وتوتههیچڪدامنبــودی(=
_موضوع پستگذاری:⇦⟮#ڪافـہ☕️🌿⟯
🌿°|eitaa.com/Baavan
هدایت شده از ⸤♥️̶̶ⷮ ⷩ ̶ⷷ𖡬𝀗𝄄بـاوان⸣
#بہوقتداستـٰان📖☕️
• دوست داشتم عاشقِ اون دخترِ مو مشکی بشم،بدونِ این که بفهمه،بدون این که یه ذره حس کنہ!
هرشب ساعتِ 8تنهایی میومد کافه و میشِست اون کنج و شروع میکرد به نوشتن
موقعی که سرش پایین بود موهای مجعدش مثلِ درختِ بیدِ مجنون آویزون میشد و کلی به دلبریش اضافه میکرد
هرسری خودم میرفتم سفارشِش رو میگرفتم،یه قهوه ترک سفارش همیشگیش بود
همیشه هم قهوه اش سرد میشد و بدون این که لب بزنه به قهوه بلند میشد میرفت
چشماش شده بود تمومِ دلخوشیم و هرشب به امید این که چشمای درشتش رو ببینم ، میرفتم بالاسرش و صداش میکردم تا سرش رو بگیره بالا و من هزار بار بمیرم و زنده شم، بعد فقط بگم که چی میل دارین و اون هم بگه همون همیشگی
از کتاب های رو میز متوجه شده بودم که عاشق اشعارِ شاملو هستش
دوست داشتم برم بشینم کنارش بگم :
پرِ پرواز ندارم
امّا...
دلی دارم و حسرتِ دُرناها...
میخواستم بدونه منم بلدم،بدونه حسرتِ دوست داشتن و عاشق شدن رو دارم
اصن از کجا معلوم
شاید اسمش آیدا باشه
یه شب تصمیم گرفتم اشعارِ شاملو رو بنویسم و بچسبونم به دیوارِ رو به روش تا بیشتر سرش رو بالا بگیره.تا بیشتر چشماش ذوق کنه تا بیشتر بتونم چشماش رو ببینم
هرشب که میومد شعر های رو دیوار رو تغییر میدادم
کارم شده بود همین
که ببینمش که بیشتر عاشقش شم
یکسالی شده بود که تنهایی میومد کافه و میشست اون کنج و مینوشت،منم اصلا نمیدونستم که دوست پسر داره یا نامزد ، یا اصلا شوهر!
فقط تنها چیزی که میدونستم این بود که سخت عاشقش شده بودم
یه شب از همین شب های شاملویی و عاشقانه های یواشکیِ من،تلفنش زنگ خورد و سراسیمه از کافه بیرون زد بدون این که اصلا قهوه سرد شدش رو حساب کنه..
دفترچه هاش و کتاب هاش رو جاگذاشته بود روی میز،بدون این که بخوام بخونمشون،درش رو بستم و گذاشتمش کنار تا فرداشب که میاد بهش بدم
چند شب گذشت و نیومد
امکان نداشت که این همه مدت کافه نیاد نه شماره تلفنی داشتم ازش، نه نشونه ای
تنها نشونی که داشتم ازش همون صندلی کنجِ کافس که خالیه
چند شبی بود که شعر های رو دیوار عوض نشده بود و هربار که چشمم میخورد بهش بغض گلوم رو فشار میداد
چند شبی حواس پرت شده بودم و همش یه قهوه ترک برای اون میزِ کنج میریختم.اصلا یادم نبود که نیست
دوماه گذشت و نیومد حتی وسایلش رو ببره اون تلفن کی بود؟چی گفت؟کجا رفت؟
دیگه نتونستم طاقت بیارم،رفتم کتاب هاش رو گشتم ک شاید شماره ای،آدرسی باشه ولی نبود
تا این که دفترچه یادداشتش رو باز کردم و دومین صفحش رو خوندم:
عاشقِ پسری در کافه شدم که برایم قهوه ترک میاورد و من آن را سرد رها میکردم...
#ماهرخنوشت✍🏻
#امیرحسینسرمنگانـی
@Baavan↯(꧇
☕️👀.....
"قهوه" هیچ کافهای
تلختَر از
جای خالیِ وجودت
روبرویِ نگاهم نیست
تلخ شدم
از نبودنی که هیچ امیدی
به آمدنش نیست .. :)
ℯ𝒾𝓉𝒶𝒶.𝒸ℴ𝓂/ℬ𝒶𝒶𝓋𝒶𝓃...
- بیا متفاوت تر باشیم
مثلا بریم کافه پولشو ندیم در بریم!
بریم با بچه های کار غذا بخوریم!
بریم پرورشگاه براشون اسباب بازی ببریم!
پله برقی های شهرو برعکس بریم!
تو سرد ترین ماه سال تو خیابون بستنی بخوریم!
نصف شب تو خیابون صدای اهنگو زیاد کنیم و بخندیم!
اینا خوبه وگرنه عشق و عاشقی زیر بارونو که همه بلدن..!
𝒆𝒊𝒕𝒂𝒂.𝒄𝒐𝒎/𝑩𝒂𝒂𝒗𝒂𝒏...
کافهها جاهای عجیبیان. گاهی میری تو همون کافهی همیشگی که دوستش میداری، تنها میشینی. خاطرات هم از لحظهای که وارد میشی، هجوم میارن. یهچیزیام ته دلت مرتب میگه؛ شایدم «اون» یهو از در بیاد تو. کافه خالی هم که باشه، به قول محمود درویش «یغص بالغائبین»، پر از آدماییه که دیگه نیستن.
☕️•|ℯ𝒾𝓉𝒶𝒶.𝒸ℴ𝓂/ℬ𝒶𝒶𝓋𝒶𝓃...
از همان روزے ڪہ گفتے
اهل چاے وقهوه ام ...
ڪافه گردے ميكنم
شايد تو را پيدا ڪنم (: ♥️
ℯ𝒾𝓉𝒶𝒶.𝒸ℴ𝓂/ℬ𝒶𝒶𝓋𝒶𝓃...
قهوه دارد چشم هایت ؛
کافه بر پا کرده ای؟
چشم های روشنت را
دوست دارم عشـ♥️ـ️ق من...(:
ℯ𝒾𝓉𝒶𝒶.𝒸ℴ𝓂/ℬ𝒶𝒶𝓋𝒶𝓃...
کنارش نشستی توی کافه و ...
هوا سرده گونت اناری شده :)
یکی با تو میشینه و سهم من!
حالا دیگه میز کناری شده ...
کنارت نشسته ، بهت زل زده
درست از همونجا که جایِ منِ ...
هوا سرده ، قهوه سفارش بدین
حساب دوتاتون به پای منِ ...
میخوام جفتتون رو واسه اولین
قراری که دارین ، مهمون کنم
اگه عشق بازی باهاش سختته ...
بگو مشتری ها رو بیرون کنم :)
تا نزدیک میشی به دستای اون
هوا سرد میشه تو پیراهنم !
تا شالت رو میبندی به گردنش
یه دردی میپیچه توی گردنم
همین که بهت زل زده کافیه ....
دیگه روسریت رو عقب تر نکش!
عزیزِ دلم ! لااقل پیش من :)
تو ته مونده قهوشو سر نکش
دیگه جای من توی این کافه نیست!
باید بی تو راهی بشم سمت در
به گارسون سپردم مزاحم نشه
تا میتونی از کافه لذت ببر :)...
-احسان رعیت
ℯ𝒾𝓉𝒶𝒶.𝒸ℴ𝓂/ℬ𝒶𝒶𝓋𝒶𝓃...
چای گیجی
وسط کافه دنیا بودم!
قند لبخند تو پیش
همه محبوبم کرد... 😌
☕️•ℯ𝒾𝓉𝒶𝒶.𝒸ℴ𝓂/ℬ𝒶𝒶𝓋𝒶𝓃...