eitaa logo
⸤♥️̶̶ⷮ ⷩ ̶ⷷ𖡬𝀗𝄄بـاوان⸣
32.6هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
678 ویدیو
93 فایل
⬪ مگرمی‌شودازکسی‌گذشت‌کہ تمام‌شعرهایت‌رامدیونِ‌چشم‌هایش‌هستی: )𖨥🎻𖥷 باوان˼جگرگوشـ˒˒♥️˓˓ـھ˹ - - تبلیغات https://eitaa.com/joinchat/3400269970Ccc320fc010 ‌‌‌‌‌‌ کپی‌حرام!تابع‌فوروارد استفاده‌شخصی‌مانعی‌ندارھ‌‌رفیق☁️.
مشاهده در ایتا
دانلود
بٖسـم‌نامش‌کہ‌اعجازمـےکند🌱'!
. • تۅ . . فۅق‌العادھ‌ای🌿🍀 𝙴𝚊𝚝𝚊𝚊.𝚌𝚘𝚖.𝙱𝚊𝚟𝚊𝚊𝚗
-_ -_ ‹گرهست درتنم؛ بھرِ مـےدارم‌نگـہ . . . › _امیرخسرو‌دھلوی
‏همین‌کہ‌محموددرویش‌میگه: اولا دوستت دارم ثانیا هر آنچھ بینمان رخ داد اولا را از یاد نبر ..(= 🛵💙𝐞𝐢𝐭𝐚𝐚.𝐜𝐨𝐦/𝐁𝐚𝐚𝐯𝐚𝐧...
_ میدان‌ها و قهوھ خانهـ های بیروت ، بندر ها و هتل‌ها و کشتـے هایش‌ همہ و همہ در چشم های تو جا‌ دارند ! چشم کہ ببندۍ بیروت گم میشود . ! نزار‌قربانـے 𝐞𝐢𝐭𝐚𝐚.𝐜𝐨𝐦/𝐁𝐚𝐚𝐯𝐚𝐧...
Mahsa MohseniNisti'!.mp3
زمان: حجم: 2.3M
''نیستے؟! فداسرت..🖤🥀'! ‌«↫📻 » 𝐌𝐚𝐡𝐬𝐚 𝐆𝐨𝐥𝐢🎙🌿 ᗴITᗩᗩ.ᑕOᗰ/ᗷᗩᗩᐯᗩᑎ...
به‌قول‌شاملو: هرچه‌بیشترکنارم‌هستی‌؛ احتیاجم‌به‌بودنت‌بیشترمیشود🕊🔒!
‹بہ‌نام‌آنکہ‌ضربان‌قلبم‌بہ‌اذن‌اوست🌿›
⸤♥️̶̶ⷮ ⷩ ̶ⷷ𖡬𝀗𝄄بـاوان⸣
ۅاگرامیدی‌درتۅبمیرد خداامیدهای‌فراۅان‌دیگری‌را درۅنت‌زنده‌میڪند!🌻
ࡔ📖! یکی از همین روزا کہ نبودنت به اوج رسیده بود .. برای اینکه حواس خودمو پرت کنم از دلتنگیم🌿.. یه گلدون آبی کوچولو برداشتم و مشغول کاشتن یه گیاه کوچولو شدم (: تا وقتی کاشتن گل تموم شد 🥀.. فکر می کردم ، موفق شدم که چند دقیقه ای بهت فکر نکنم (: یه دفعه که به خودم اومدم .. دیدم آب دم دستم نبوده ... اما خاک گلدون خیسه خیسه ... روز های اول ... گلم از اشک های غمگین من حسابی پژمرده شده بود .. اما نباید خشک میشد🌱 ... اخه اون گل، روح من بود شاهد اشک ریختنای وقت دلتنگیم بود(: گلم داشت خشک میشد .. شاید به خاطر اینکه اشک من درونش نفوذ کرده بود و تنها چیزی بود که با تمام وجود دلتنگیمو میفهمید ... نباید میذاشتم خشک بشه اگه خشک میشد ، روح منم می مرد .. گذاشتمش کنار پنجره .. افتاب کم رمقی به برگ هاش میتابید ... گفتم : گل قشنگم ... میبینی چقد تنهام ؟(: تو هم میخوای بری و تنهاترم کنی؟ اشک های من این بلا رو سرت اورده؟ سرمو به کنار پنجره تکیه دادم و اشکام خودشون راهی پیدا کردن برای رسیدن به گلدون... نفهمیدم کی خوابم برده بود ... بیدار که شدم .. دیدم گلم حالش خوبه ... شاید وا نمود می کرد حالش خوبه اما ظاهرش خوب بود اون دیگه از دل من خبر داشت اما من از دل اون نه ... از کجا معلوم .. شاید اونم دلتنگ بود .. سال ها گذشت و اون گل هر روز با اشک های من رشد کرد ... الان دیگه سال ها گذشته ... بین موهام تار های سفید پیدا میشه... اون گل رو همون روزا که یکم رشد کرد کاشتم تو باغچه حیاط .. الان یه درخت بزرگ شده (: مثلا فکر کن اونی که باش درد و دل می کنی یه درخت باشه(= اما باور کن .. درخت ها از ادم ها هم بیشتر احساس دارن... تا همیشه یه جا میمونن و راحت میتونی بهشون تکیه کنی .. الان زیر همون درخت نشستم و بهش تکیہ دادم .. و دارم چای مینوشم و به اون روزا که جای "تو" یه درخت مونس تنهاییام شد فکر می کنم(: حالا الان دیگه اگر برگردی .. درختمو بهت ترجیح میدم! ✍🏻 ☕️:ℯ𝒾𝓉𝒶𝒶.𝒸ℴ𝓂/ℬ𝒶𝒶𝓋𝒶𝓃...