eitaa logo
⸤♥️̶̶ⷮ ⷩ ̶ⷷ𖡬𝀗𝄄بـاوان⸣
32.6هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
676 ویدیو
93 فایل
⬪ مگرمی‌شودازکسی‌گذشت‌کہ تمام‌شعرهایت‌رامدیونِ‌چشم‌هایش‌هستی: )𖨥🎻𖥷 باوان˼جگرگوشـ˒˒♥️˓˓ـھ˹ - - تبلیغات https://eitaa.com/joinchat/3400269970Ccc320fc010 ‌‌‌‌‌‌ کپی‌حرام!تابع‌فوروارد استفاده‌شخصی‌مانعی‌ندارھ‌‌رفیق☁️.
مشاهده در ایتا
دانلود
- _ مۍدانـم چـرا هیچ‌گاهـ یـٰاد مـن نیستے مـن زخمۍ بر روحت به یادگار نگذاشتم ڪه بـا هر تلنگرۍ یادم بیفتے انسـٰان به زخـم‌ها بیشتر مےاندیشد تا مرهـم‌ها. .🕊› 𔘓|•𝓮𝓲𝓽𝓪𝓪.𝓬𝓸𝓶.𝓫𝓪𝓿𝓪𝓷
• • جـانـانِ‌مَـنـــ👧🏻ـ🧒🏻ـــے'! 𝐞𝐢𝐭𝐚𝐚.𝐜𝐨𝐦.𝐛𝐚𝐯𝐚𝐧
_ مـَن‌قَوۍ‌تر‌از‌آنے بهـِ‌ نـظر مےرسیدم‌ڪه‌نگرانم‌شونـد و مَغـرور‌ٺر‌اَز‌ آنے که‌مراقـبم باشند ^^ و هیچڪس نفھمیـد‌ڪه‌چقدࢪ دلـــم مۍخواست گاهے خودَم را پشـت‌اقـــتِدار‌ڪسے پنھـان ڪنم و ضعیف ترینِ ڪسۍ باشـم و پناهندِه‌ۍ ناگزیرِ آغوشے ˘˘ ڪه‌ڪسۍ‌نگرانـم باشـد‌و دلے براۍ بیقرار؎ اَم بلــــرزَد آدمے گاهۍ چهـ ِ مُحتاج مۍشود به واژه اۍ، حرفۍ ، نگاهۍ..! به صداے لرزانۍ ڪه از انحــــناۍ حنجره و از هیـٰاهوۍ قلب عاشقے با اضطـراب ، بیرون بریزد و بگـوید: ‹ نگرانت بودم جـــــــ♥️ـــانِ دلـم ، خوبۍ؟!› آدمۍ چهـِ‌ بے اندازه محتاج مۍشود گاهے (꧇ 𝐸𝑖𝑡𝑎𝑎.𝑐𝑜𝑚.𝐵𝑎𝑎𝑣𝑎𝑛
-هوالمعشوق🌱"
‏«نَتَظاهرُ دائماً باللامُبالاة، و قلوبُنا تحتَرق» ‏
همـواره تظـاهر‌ بـهـ بۍتفاوتے می‌ڪنیم
 در حالۍ ڪه قلب‌هایمان آتش مےگیرد
🤍 !(' 𓍯𝓮𝓲𝓽𝓪𝓪.𝓬𝓸𝓶.𝓫𝓪𝓿𝓪𝓷
♡باوان♡.attheme
حجم: 57.4K
-سبڪ : تاریڪ🌙✨ ساخته‌خودمونه کپی‌بدون ذکر منبع⇦راضی نیستیم(:💢 ∆°𝙴𝚊𝚝𝚊𝚊.𝚌𝚘𝚖.𝙱𝚊𝚟𝚊𝚊𝚗
• . بنظرم‌قشنگ‌ترین‌حرف‌بہ‌یہ‌آدم‌میتونہ‌ این‌باشھ‌کہ: "من ڪنار تۅ خۅد واقعیمم"👭🏻 آدم‌کنارهرکسی‌نمیتونہ‌خودش‌باشه(: 𝐞𝐢𝐭𝐚𝐚.𝐜𝐨𝐦.𝐛𝐚𝐯𝐚𝐧
⸤♥️̶̶ⷮ ⷩ ̶ⷷ𖡬𝀗𝄄بـاوان⸣
بــٰاد‌ دیـشب دفٺــرِ‌شـ؏ـرِ‌مَـــــرا‌همراه بـرد صُـــــبح‌قَطـعـا مردمِ‌این‌شھـر‌عــــٰاشـــــ♥️ـــــق‌مےشوَند! 𝓮𝓲𝓽𝓪𝓪.𝓬𝓸𝓶.𝓫𝓪𝓿𝓪𝓷
طلوع اوّلین گل سرخ بود یا غروب آخرین نرگس زرد ؟! که پروانه ها تو را در من سرودند یادم نیست اوّلین شعرم را برای تو که باران کجا می خواند و پنجره ها فهمیدند 🙃•|𝕖𝕚𝕥𝕒𝕒.𝕔𝕠𝕞.𝕓𝕒𝕧𝕒𝕟
. • ◗‍‌شد‌شد؛نشدمیگیرم‌‌کناربخاری‌میخوابم:/◖ 😹
📖🖇 تو همون خیابون همیشگی قدم میزدم... سرعت قدم هام خیلی کند بود .. حال و روزم شبیه اهنگی بود که تو گوشم نجوا میشد ... چشم هام رو بسته بودم و به بودنت کنار خودم فکر می کردم .. در خیالم ..دستم ، انگشتان دستت رو خوب بغل کرده بود!(: هر از گاهی چشمامو باز می کردم و به امید دیدنت ، چشم می گردوندم ... یک لحظه بودنت رو حس کردم .. چشم هام رو باز کردم و دیدم یه ماشین با سرعت به طرفم میاد .. "تو" صدام زدی .. اره اسم منو صدا زدی درست حست کرده بودم .. اینکه اون موقع شب از کجا پیدات شد خدا میدونه .. شاید هر شب از دور منو نگاه می کردی .. اصلا شاید تو هم دوستم داشتی .. صدای تو رو شنیدم که اسم منو صدا میزد .. و اون ماشین لعنتی که نذاشت یک ثاتیه از رویام که به حقیقت پیوسته بود ‌شاد باشم !(:: بعد از اون تصادف .. دیگه نتونستم قدم بزنم تو اون خیابونے که صدام زدی .. اره اسم منو صدا زدی .. بعد ها شنیدم .. تو هم دوستم داشتی .. اما بعد از اون تصادف .. بهت گفتن من مردم ! و تو هم برای همیشه روانے شدی! نویسنده‌باوانے✍🏻🖇 🌱 ℯ𝒾𝓉𝒶𝒶.𝒸ℴ𝓂/ℬ𝒶𝒶𝓋𝒶𝓃...