•
" درمنسیاهچالهایبهعمقافکارموطولزندگی
درحالگسترشست؛🕰🖇
درافقرویدادچهمیگذرد،پدیدهمیداند!
𝔼𝕚𝕥𝕒𝕒.𝕔𝕠𝕞.𝔹𝕒𝕒𝕧𝕒𝕟
- تو سریالِ آقازاده حاج رضا خطاب . .
به راضیه میگه :
‹ تو فطرتت پاکه ، بقیه شم اگر درست نیست ؛
بخاطر راه اشتباهیه که رفتی !
ولی خدا شاهده سختیش به برگشتنش میارزه ›
± میدونی ذات خیلی مهمه :)!'🌱'💚
ᴇɪᴛᴀᴀ.ᴄᴏᴍ.ʙᴀᴀᴠᴀɴ
⸤♥️̶̶ⷮ ⷩ ̶ⷷ𖡬𝀗𝄄بـاوان⸣
.
•
تَنِمَنقایقِلَنـگَـرزَدِھدَرطـوفآںاست
خُودَماینـجادِلـَمپیـشِتـ𝀗ـوسَـرگَـرداںاست💙🌊
مَـن ..
مدتها پیش فوت کردم !
اماآنهاخیلیدیرمرادفنخواهندکرد(:🥀..
من بغضِ آخرِ شبِ تولدِ چهل سالگیتم !
بیحوصلگیت پشتِ ترافیك سنگین از پُر حرفیایِ زنی که کنارت نشسته !
بیخوابیِ شبِ قبلِ ماهِ عسل و خستگیِ صبحِ فرداشم !
من اون لحظهایم که دلت یهو با پلی شدنِ یه آهنگِ آشنا هُررری میریزه !
بند اومدنِ اون نفسِ راحتیام که داری وقتِ شونه کردنِ موهایِ فرخوردهیِ دخترت میکشی !
من مچاله شدن دخترت تو خودش از زورِ گریه و بالشتِ خیسشم !
ولو شدنِ تنِ نحیفش تویِ تراس و اشكهاش تو اتوبوسهای خطی جلویِ چشمِ آدمهام !
بغضهای همسرت از دوست نداشته شدن و سیگارِ لایِ انگشتهایِ پسرتم !
من طعمِ آشنایِ یه خورشت قرمه سبزیام که زهر میشه به کامت !
غمِ لحظهایم که از دور میبینی دارم کنارِ کسی که دوستم داره میخندم ، خوشحالم !
نمِ اشکت از دوریِ دخترتم ، وقتی داره به هوایِ کسی زودتر از موعد خونه رو ترك میکنه !
من چایِ عطریِ سرد شدهیِ یه عصرِ کسل کنندهام که تنها تو تراسِ خونت نشستی و تویِ خاطراتت دنبال یه دوست داشتن و دوست داشته شدنِ واقعی میگردی ، یه لبخندِ آشنا ، موهایِ فرخوردهای که انگشتاتُ لایِ پیچهاش جا گذاشتی !
" وضعِ ریههات خرابه " و غدقن شدنِ سیگارتم !
من تنهاییتم تو بیمارستان وقتی داری نفسهایِ آخرو میکشی !
من میرم اما نمیرم ؛ از کنارت میرم اما تو یادت ،
تو تك تكِ لحظههایِ عمرت حسرتِ بودنمُ جا میذارم !💛❱❥︎•••
﹝فاطمهصابرینیا✍🏻﹞