هدایت شده از باغِ خرمالو.
دخترای چنلدار یه چالش .
بیایم همگی یه پست از ریزا که خیلی به دلمون نشست رو فور کنیم چنلامون، تا صبح کرنسیای ریزا 1K شه .
ممنونم که همکاری میکنید و نادیده نمیگیرید🙂♥️✨
هدایت شده از کتابی با طعم نسکافه؛
من اگه واقعا شیف واقعی باشه و شیفت بشم 70درصد مشکلاتم حل میشه.
هدایت شده از دفترچه خاطرات گمشده :)
اگه با الیس بریم جنگل :
چند روز پیش یه تصادف شد بعد یه دختره که تو ماشین بوده خون ریزی داخلی میکنه رگ قلبش پاره میشه
من سر صحنه دیدمش چون داشتم میرفتم مدرسه حالتش انگار تازه بهوش اومده بود و اینکه داشتن بهش اب میدادن
میگن تا تو بیمارستانم بهوش بوده و حرف میزده
میگن اخرین حرفی که به دکتر زده : نزار من بمیرم من میخوام زندگی کنم
این خیلی درد داره که مرده نه ؟
(از دلایلی که دکتر بودن رو دوست ندارم)
روز چهارشنبه اول که سریوس یادش رفت منم هستم بعدش که اومد دنبالم تو راه یه منطقه ازاد بودی که یه گله ببعی توش بودن داشتم نگاشون میکردم(هم سرویسیام بتن ،بت اصلا حرف نمیزنن ) که یهو دو تاشون باهم رو پا بلند شدن
اصا اینقد صحنه خوبی بود که دارم نمیتونن
کتابخونه ی بابونه ای:)
چند روز پیش یه تصادف شد بعد یه دختره که تو ماشین بوده خون ریزی داخلی میکنه رگ قلبش پاره میشه من سر
چطوری میتونم برا کسی ناراحت باشم که حتی اسمش نمیدونم
(این انسانیته )