نمایشگاهی که گذاشتم خوب بود
اصلا باورم نمیشد مدرسه همچین کتابایی بیاره
"از محوطه اصلی زیر شیروانی که میگذشت به میز پینگ پنگ خورد فکر کرد حالا علاوه بر چیز های دیگر یک کبودی هم روی پشتم دارم"
هدایت شده از 𝑨𝒏𝒐𝒕𝒉𝒆𝒓 𝑳𝒐𝒗𝒆
چقدر باز نشدن پینترست رو اعصابه ...
حالا با یوتیوب یجوری کنار میایم...
هدایت شده از مدفنکرمهایشبتاب؛
من با بابا لنگ دراز نامه های جودی رو خوندم
با جودی نامه های سالی رو خوندم
با الکس کتاب جادویی مامان بزرگشو پیدا کردم
با رزالین و برفین تو جنگل گم شدم
با آدا اسب سواری کردم
وقتی بین گرتا و باباش دیوار کشیدن پیشش بودم
بقیشم حال ندارم بگم😔