eitaa logo
≼ 𝗕𝖺𝖼𝗄𝗥𝗈𝗈𝗆 ≽
12.4هزار دنبال‌کننده
114 عکس
1.5هزار ویدیو
0 فایل
‌ قوانین و رعایت کن تا سالم بیرون بیای 💀 ! ‌ ارتباط: @iMersad | تبلیغات: @Delta_ads
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴اِنَّـا لِـلَّٰـهِ وَ إِنَّـا إِلَـيْـهِ رَاجِـعُـونَ🏴 ⚫️😔🥀مـتـاسـفـانـه مـطـلـع شـدیـم بـازیـگـر مـحـبـوب «» عـزادار شـد!😭😭😭😭😭ای وای!!!!!🖤 ◼️شـرح کـامـل و عـلـت فـوت👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1213726825C637fe317dc 😔دلـم کـبـاب شـد!😔
هدایت شده از Tweety
⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️ 🏴مـتـاسـفـانـه بـه تـازگـی هـنـرمـنـد مـعـروف آسـمـانـی شـد🏴 💔🕯دلـم کـبـاب شـد🕯💔 https://eitaa.com/joinchat/1213726825C637fe317dc 😔شـرح کـامـل و عـلـت فـوت👆👆👆
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سکان این کشتی امشب به دست تو سپرده شده...🤭😶‌ ‹ 𝗝𝗈𝗶𝗇︎ 𝘂s⃗ @Back_Rooms
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیا یه آدم معمولی ای؟؟🧐🤫 ‹ 𝗝𝗈𝗶𝗇︎ 𝘂s⃗ @Back_Rooms
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اون باب اسفنجی واقعی بود😵‍💫😵 ‹ 𝗝𝗈𝗶𝗇︎ 𝘂s⃗ @Back_Rooms
🛑بالاخره خانومِ کیک به ایتا آمد 😳🍮 🍰آموزش ۱۰۰۰ مدل کیک 🧁آموزش ۱۰۰۰ مدل دسِر 🥮آموزش ۱۰۰۰ مدل شیرینی اینجا منبعِ جدیدترین دستورهاس 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/572261996Cde5f556b2c
هدایت شده از Tweety
⁉️جرم سماور رو با این دو قلم از بین ببر ✅ اینجا روشش رو ببین 👇 ⬅️ مشاهده فیلم
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پرواز ۷۱۴؛ مقصدی که هیچ‌کس ازش برنگشته! ✈️💀‌ ‹ 𝗝𝗈𝗶𝗇︎ 𝘂s⃗ @Back_Rooms
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خانمهایی که از بهم ریختگی خونه کلافه میشن😮‍💨😮‍💨 و دوست دارن همیشه خونشون برق بزنه 😍✨ این کانال با کلی ایده منتظر شماست دیگه نگران نباشید 😉🥰 اینم لینکش👇👇 https://eitaa.com/joinchat/775094741C26f99dea35
هدایت شده از Tweety
دوستان همه دارن از این کانال تعریف میکنن میگن از وقتی که عضو کانالشون  شدیم همه جا تمیز و مرتب 👍 زیاد شده برای کار کردن🥹👌 بریم عضو بشیم ببینیم چه خبره😍👇 https://eitaa.com/joinchat/775094741C26f99dea35 روایتی از یک خانواده شمالی 🧕
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
می‌خوای تا صبح دووم بیاری؟ پس این قوانین رو حفظ کن.🤫 ⚠️‌ ‹ 𝗝𝗈𝗶𝗇︎ 𝘂s⃗ @Back_Rooms
هدایت شده از Tweety
من پسری یتیم که عموم منو بزرگ کرد عمو و زن عموم خیلی خوب باهام رفتار میکردن‌ ولی پسرعموم از من متنفر بود و همیشه سعی میکرد بی‌کس بودنمو به رخم بکشه هرچی میخواستم اون دست میزاشت روش و تصاحبش میکرد..... جوان بودم که داخل طلا فروشی عموم مشغول به کار شدم ی دختر به اسم هرروز برا پدرش ناهار میاورد تو همین رفت و آمدا فهمیدم عاشقش شدم و فقط بخاطر اینکه بتونم نیکیو بیشتر ببینم از طلا فروشی عموم اومدم بیرون و داخل حجره‌ی فرش فروشی پدر نیکی مشغول بکار شدم. همچی به خوبی میگذشت تا اینکه یروز گذر پسر عموم به حجره افتاد و از نگاههای من به نیکی متوجه علاقه‌م شد و این شد شروع بدبختیای من تمام تلاششو میکرد که به نیکی نزدیک بشه و من هیچ‌کاری برای دور کردنش نمیتونستم انجام بدم ی روز رفتم محل کارش باهاش اتمام حجت کردم که دیگه دورو بر نیکی نپلکه ولی با چیزی که گفت دنیا دور سرم چرخید و چشمام سیاهی رفت باورم نمیشد اون و نیکی.....😱😱 برای خوندن ادامه‌ی داستان روی لینک زیر بزنید👇 https://eitaa.com/joinchat/2642411885C4496ef5679