eitaa logo
Bahar | بــــــــهـار 🌱
341 دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
198 ویدیو
5 فایل
﷽ یازهـرا "س"❤️ . اینجا پاتوق کساییه که پایه مسابقه و جایزه های خفنش هستن😎✌ . بـــــه تـعداد لبخنـــد هایی کـــــه رو لــب دیگران نشوندی لبخند خواهی زد >>>🫂 . برای حرف های در گوشیِ ناشناس🌿 https://daigo.ir/secret/2173028198 . بهار(:✨️ @Admin_Bahar128
مشاهده در ایتا
دانلود
اره بابا شوهرم کجا بود😭😂
نههه این چه حرفیه خواستگارا صف کشیدن من دارم فک میکنم کدومو انتخاب کنم💀💀 . وای حاجی ما چند سال پیش رفته بودیم مشهد؛ من وخواهرم و دخترعمه م تو هتل تنها بودیم چیپسو که خوردیم نمیدونم چه کرمی درونمون غلت میزد که اومدیم بسته چیپسو آتیش زدیم(تفریحاتو ببین تروخدا)بعد از دستمون افتاد رو فرش و ..☺️☺️ جالبیش اینجاس که هیچکس نفهمید😂 عذاب وجدان گرفتم یادش افتادم
بزارین حالا تا اینجا اومدیم یه خاطره تعریف کنم از دوست عزیز خواستگار🥲😂
اول اینو بگم که تا الان هیچکدوم از خواستگارامو ندیدم فقط ماماناشونو دیدمم😂 ینی واقعا اینطوریم که خب لعنتیا خودتونم بیاین ببینیم چی هستینننن😭😭😂
من سرماخورده بودم و با مامانم رفته بودیم دکتر یه خانمه هم با دخترش کنار ما نشسته بود و اوناهم منتظر بودن از قضا دکتر به من و اون خانمه سرم داد خلاصه که من و اون مادر خواستگار خوابیده بودیم رو تخت و در حال سرم زدن بودیم.. مامان منم بیرون اتاق نشسته بود رو یه صندلی ولی میتونست منو ببینه
بعدِ چند دیقه اون خانمه مامانم رو با لفظ (مامانش) با اشاره به من خطاب کرد و گفت یه لحظه بیا!😂 بعد گفتش که آره من یه پسر دارم ۲۰ سالشه و اینا به دختر شما هم میاد و قصد ازدواج دارن و .. اینا بعد حالا من واقعا جلو مامانم داشتم آب میشدم و میخواستم پاشم بگم زنننن اخه اینجوری کی خواستگاری میکنهه🔪 بعد حالا مامان من اینجوری بود که نه دختر من خیلی کوچیکه 😂 اون موقع ک این اتفاق افتاد فک کنم ۱۴، ۱۵ سالم بود ولی خب بازم ب هرحال واسه ازدواج سن کمیه دیگه نمیدونم چیشد زنه ول کرد قضیه رو، و من و مادر عزیز منتظر بودیم سرم تموم شه که خداروشکر سه سال طول کشید و ما در سکوت درحال جان دادن بودیم👨🏻‍🦯👨🏻‍🦯
بعد تصور کنین این اتفاق وقتی افتاد که من و اون خانومه دراز کشیده بودیم و سرم زدیم خیلی مسخرسسس این حالت😂😂
دیدین شبکه سه معمولا نماز ظهرا، نماز جماعت زنده از یه جا پخش میکنه؟
چند بار اینو دیدم امروزم اتفاقی دیدم کسایی که دارن نماز میخونن پشت امام جماعت پسرای ۱۳،۱۴ ساله ن همشون
بعد اینایی که ردیف اول وایسادن دارن میمیرن از خنده
واقعا دارم جر میخورم از خندیدن اینا😂😂