2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الا اۍ تیر با من قطع ڪردی گفت و گویش را
لب من بر لبش بود و تو بوسیدۍ گلویش را ..
چگونه خویش را نزدیك کردۍ به سوۍ او .؟
گمانم دور دیدۍ چشم خونین عمویش را ..
درست آن دم ڪه حلق تشنهۍ او را تو بوسیدۍ
تبسم ڪرد و زهرا مادرم بوسید رویش را ..
#روز «7»
#محرم
#امام_حسین [؏]
@Balosh °•🖤
«فَقَطَعُوهُ البِسُیوفِهِم اِرباً اِرباً ..🥀😭»
#روز «8» حضرت علی اکبر .
#محرم
#امام_حسین [؏]
@balosh °•🖤
مثل آیینهۍ در خاک مڪدر شدهاۍ
چشم من تار شده تا تو مڪرر شدهاۍ ..
#روز«8»
#محرم
#امام_حسین [؏]
@Balosh °•🖤
#علامه_امینی شب #تاسوعا و #عاشورا برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صدقه کنار میگذاشتند و میگفتند: "امشب قلب نازنین حضرت در فشار است".
#روز «9»
#محرم
#امام_حسین [؏]
@balosh °•🖤
کنار علقمه در سجده گاه چشمانش
نداشت هیچ کسی را فقط خدا را داشت ..
اگر چه قطره آبی میان مشک نبود
ولی کرانه چشمش هزار دریا داشت ..
هدر نرفت ز پرتاب چله ها، تیری
امیر علقمه از بس که قدّ و بالا داشت ..
همین که در وسط گیر و دار، گیر افتاد
عمودی آمد و فرقش شکست تا جا داشت ..
[ درست وقت نزولش؛ همه نگاه شدند
رشید بود و زمین خوردنش تماشا داشت ..😭 ]
#روز «9» ابلفضـل العباس ..🥀
#تاسوعا 🥀
#امام_حسین [؏]
@Balosh °•🖤
ناگهان از کف شاعر قلم افتاد و شکست
به گمانم که حسین آمده، اما کمرش ..
#روز «9»
#محرم
#امام_حسین [؏]
@Balosh °•🖤
چادر و مقنعه هارا همه محکم کردند
خبر کشتن تو بین حرم پیچیده ..
#روز «9»
#تاسوعا
#امام_حسین [؏]
@Balosh °•🖤
بلنر مرتبہ شاهۍ ز صدر زین افتاد
اگر غلط نڪنم عرش بر زمین افتاد .. 😭
#روز «10» اباعبدالله الحسین .🥀
#عاشورا
#امام_حسین [؏]
@Balosh °•🖤