-بَند ِاُو🌼؛
_
۱۳ آبان ۱۴۰۳ ..
ظهر گوشی رو چک کردم عکسیو دیدم که
یکلحظه سرجام موندم
نمیدونستم گریه کنم بخندم
فقط یه جیغ بلند کشیدم که دارم اجرای بچه هارو پیش شما میبینم
فقط منتظر بودم ازشون درباره شما بپرسم ..
چقدر قشنگ از شما میگفتن ..
صبح وقتی میخواست بره گفته
دارم میرم به آرزوم برسم !
گفت آقا اصلا شبیه عکساش نبود خییییلی قشنگ تر بود :)))
-بَند ِاُو🌼؛
۱۳ آبان ۱۴۰۳ .. ظهر گوشی رو چک کردم عکسیو دیدم که یکلحظه سرجام موندم نمیدونستم گریه کنم بخندم فق
اجراهایی که پیش شما بودن ذوق و شوقش فرق داشت
آخرین دیدار ولادت امیرالمومنین بود
یعنی دوماه پیش ..
حال دیگه از آخرین دیدار نپرسیدم
فقط چشم هایشان را بوسیدم :))
و آرزو کردم روزی چشم های ما ظهور را شاهد باشد ..
-بَند ِاُو🌼؛
_
آقازادهٔ حضرت امیر علیهالسلام؛
شاهِ جودِ خوشمآب ما!
میلادتون مبارک...💚
نَقلِ کُرورکُرور کرامت و مِهر شما
رو خیلی شنیدیم...
مگه میشه الان ویژهتر از همیشه،
به گِرهبهکارِدلافتادههایِ
شیعهخونهٔ پسرتون، نگاه نکنید؟ :)
بعد اینهمه دلتنگی و سالها فراق حالا یه
شبجمعه رو رفتی زیارت محبوب
دورتبگردم.
. سلام مارو به آقا برسون عزیزدلم.
هدیه؟ یه عمر دوستداشتم هدیه بفرستم
براتون ولی هدیه امشب فاتحهشد رویزبونم و شبجمعه هدیهشد به شما. که غمت در باور نمیگنجد نگارا..
-بَند ِاُو🌼؛
_
من از خودم نمیگم...
از دل تنگ اون نهالی میگم
که منتظر بود روز درختکاری امسال
با دستهای مهربون تو کاشته بشه :)