خوابش برده ، بابا تخت خوابیده ..
-بَند ِاُو🌼؛
نورِ عزیز خدا... من نمیدانم اینها که خانهٔ شما را نمیشناسند و دنبال خدا میگردند، خدایشان کیست؛
نورِ عزیز خدا...
چهقدر بیراهه میروند افسردگانی که برای چشیدن شادیِ گمشده، منّت ناز طبیبان را میکشند! خدا دلهای گرفته و غمدیده را تنها به شما باز میکند.
شب پنجم؛ برداشتی از:
زیارت مطلقهٔ امام حسین علیهالسلام.
48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اونی که با شمر باشه بیچارس
اونی که حسین داره خوشبخته !
چه سربلند میشه اونی که برای حسینش فدا میشه : )
دیشب تو روضه داشتم فکر میکردم ..
اون لحظه که عبدالله دوید طرف گودال و فدایی عموش شد ، شاید لحظه آخر یه نگاه به ابیعبدالله کرده و گفته عمو دیدی منم فدات شدم ؟ عمو دیدی منم تونستم ؟ شاید هم سیدالشهدا یه لبخند زدن و عبدالله از شوق لبخند امامش پرواز کرده :)
چی میشه مثلا ماهم لحظه آخر اماممون ، مهدیمون ، بیاد بالای سرمون ..
بهش بگیم دیدی آقا ؟ دیدی بالاخره شد ؟ دیدی منم آخرش فدات شدم ؟ آقای ماهم یه لبخند بزنه و بدرقه مون کنه : ) .
_چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا
دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا .
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شبای محرم هر روضه ای ها ناخودآگاه تهش
میرسه به روضه مادر . .
روضه امشب هم یه سرش تو کوچه های مدینس !
آخه پسر امام حسن داره میره میدون : )
_ شب ششم ، حال مناسب ِ#روضه
هدایت شده از فَحوایِکَلام
حاج مهدی رسولی اینجا میگه: تا مادرش بازو بند
( بازو بند رو به دست راست میبندن* ) رو به قاسم داد،
ذوق و شعف همهی صورت قاسم رو گرفت و بدو بدو از خیمه تا أبيعبدالله رو از خوشحالی پرواز کرد؛ گفت عمو ببین بابام چی گفته..
یاد آیه ¹⁹حاقه که میگه:
اونایی که نامهی عملشون رو به دست راستشون میدیم از شدت ذوق سر از پا نمیشناسند و انقد خوشحالن که به هر کسی میرسن نشون میدن و میگن: اقْرَءُوا كِتَابِيَهْ:))
قراره اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ بریزیم بهم !
وگرنه ۱۰۰ تا نتانیاهو بند کفش امام شهید ماهم نمیشود!