eitaa logo
بـ𓂆‍ـرا‌ےاو
2.4هزار دنبال‌کننده
446 عکس
165 ویدیو
1 فایل
نون‌ و‌ القلم .. - نحنُ شیعَت علي ! حیدر آباد جغرافیای ِ ذهنیست . همه‌ میخوانند‌ اما‌ من ؛ فقط‌ 'براے‌او' می‌نویسم .
مشاهده در ایتا
دانلود
برای دست ؛ دلش تنگ شد زمانی که ، رسیده بود به اتمام کار انگشتر .
هر کس ز پدر کينه به دل داشت تو را زد ، یک پير نحيف نيزه نداشت ، با عصا زد . انقدر زد آخر که عصا شد دو سه تکه ، راضي نشد و بر دهنت با کف پا زد !
بی هوا میزدنت ، با عصا میزدنت .
[ آه ریان ؛ حق دارن بهش بگن عطشان ] .
السّلامُ علی المُرَمَّل ِ بِالدِّماءِ .
السّلامُ علی المَهتوکِ الخِباءِ .
برایِ ذبحِ سرت استخاره می‌کردند ، و حرفِ شمر و سنان هم به هم بفرما بود ..
آن یتیمان که ز خرمای علی سیر شدند ، دم گودال رسیدند ؛ همگی شیر شدند ‌.
بمیرم برات . سر دِرهم دَرهمت کردن .
نعل تازه به سم اسب زدن فکر که بود!؟ که سراپای تو با سطح زمین یکسان شد .