فکر میکنم در مملکت ما اگر بنا بود که رئیس کشور را هرچند وقت به چند وقت یک عدهای مینشستند و انتخاب میکردند، این بدبخت دچار چه محذوراتی میشد، چه رشوههایی میبایستی بدهد، و چه رشوههایی احیانا میبایستی بگیرد، و تحت چه نفوذهایی میافتاد. در صورتیکه الان، پادشاه شما اگر ترسی داشته باشد، فقط از خداست؛ و اگر منفعتی داشته باشد، فقط منفعت ملت ایران و مملکت ایران است.
۱۵ خرداد ۱۳۵۵
#محمدرضا_پهلوی
#پهلوی
@Barlabeietarikh
دیگر آن روزهای آخر حتی میخواهم بگویم سالهای آخر سلطنت رضاشاه واقعاً اوضاع و احوال طوری بود که آدم با همسرش هم که میخواست صحبت کند، باید ملاحظه بکند. حالا دیگر پدر و فرزند، برادر و خواهر اینها که جای خود دارند. هیچکس جرأت نمیکرد دیگر حرف بزند. واقعاً که شدیدترین حکومت مطلقهای بود که میشد فکرش را بکنیم.
بخشی از مصاحبه محمود فروغی (۱۲۹۰-۱۳۷۰) با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد، نوار سوم
#محمود_فروغی
#رضاخان
@Barlabeietarikh
تحریکات و دسیسهها رفته رفته در شاه اثر خود را بخشید و وقتی امیرکبیر متوجه وخامت اوضاع شد درصدد چارهجویی برآمد و دست به یک بیاحتیاطی بزرگ زد؛ بدین معنی که از یکی از سفرای خارجی دولتهای بزرگ در طهران تقاضای پناهندگی کرد و شاه وقتی از ماجرا اطلاع یافت بینهایت عصبانی شد و فرمان داد امیرکبیر را از طهران به کاشان تبعید و در قصر فین نگهداری کنند.
سفری به دربار سلطان صاحبقران؛ ج۱، ص۲۶۹
از خاطرات دکتر هینریش بروگش
#امیرکبیر
#قاجار
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
@Barlabeietarikh
⚔️ حملهی ناپلئون به روسیه در ۱۸۱۲ و دفاع روسیه با تاکتیک زمین سوخته
آغاز یورش
در ژوئن ۱۸۱۲، ناپلئون بناپارت بزرگترین لشکرکشی عمر خود را آغاز کرد: حمله به روسیه. او ارتشی عظیم گرد آورد؛ «ارتش بزرگ» (Grande Armée) که بیش از ۶۰۰ هزار نفر از سراسر امپراتوریاش در آن حضور داشتند، یکی از بزرگترین ارتشهایی بود که اروپا تا آن زمان به خود دیده بود. هدف ناپلئون این بود که تزار الکساندر اول را مجبور کند دوباره به «محاصره قارهای» ــ یعنی محاصرهی اقتصادی بریتانیا ــ پایبند شود.
ناپلئون با عبور از رود «نیمن» انتظار یک نبرد سرنوشتساز را داشت، اما ارتش روسیه حاضر نشد در شرایط دلخواه او بجنگد.
تاکتیک زمین سوخته
فرماندهان روسی، بهویژه «میخائیل بارکلی دو تولّی» و بعدها «شاهزاده کوتوزوف»، راهبردی سخت اما کارآمد برگزیدند: پرهیز از نبرد تعیینکننده، عقبنشینی به درون سرزمین روسیه، و نابود کردن هر آنچه میتوانست به درد فرانسویها بخورد.
روستاها به آتش کشیده شدند.
ذخایر غذایی و انبارهای غله نابود شد.
چاهها و منابع آب مسموم گردید.
این سیاست «زمین سوخته» باعث شد ارتش بزرگ ناپلئون در سرزمینی خالی و بیمنبع پیشروی کند. گرسنگی و بیماری به سرعت در میان سربازان پخش شد.
نبرد بورودینو (سپتامبر ۱۸۱۲)
سرانجام در بورودینو، در حدود ۷۰ مایلی غرب مسکو، روسها ایستادند و جنگیدند.
این نبرد از خونینترین روزهای جنگهای ناپلئونی بود؛ بیش از ۷۰ هزار کشته و زخمی در یک روز.
ناپلئون از نظر تاکتیکی پیروز شد، اما بهای سنگینی پرداخت. ارتش روسیه نابود نشد؛ بلکه منظم عقبنشینی کرد و یک پیروزی بزرگ استراتژیک به دست آورد.
ورود و آتشسوزی مسکو
۱۴ سپتامبر ۱۸۱۲، ناپلئون وارد مسکو شد و انتظار داشت تزار برای صلح التماس کند. اما با شهری متروک و وهمآلود روبهرو گردید. همان شب، آتشسوزیها آغاز شد.
روسیها عمداً پایتخت کهن خود را به آتش کشیده بودند.
خانههای چوبی و انبارهای تدارکاتی در شعلهها سوخت.
سربازان فرانسوی برای مهار آتش تلاش کردند، اما مسکو تقریباً به ویرانهای سوزان بدل شد.
به جای زمستانگذرانی و یافتن منابع، ناپلئون شهری نیمسوخته را در اختیار داشت.
عقبنشینی مرگبار
با نبود صلحنامه از سوی الکساندر و ناتوانی در تأمین منابع، ناپلئون در تنگنای مرگبار گرفتار شد. در اکتبر، با فرا رسیدن سرمای روسیه، دستور عقبنشینی صادر کرد.
راه بازگشت فاجعهبار بود:
سرما شدیدتر میشد.
گرسنگی، سرمازدگی و حملات پیدرپی روسها ارتش را نابود کرد.
از بیش از ۶۰۰ هزار سرباز، کمتر از ۱۰۰ هزار نفر توانستند خود را به مرز برسانند.
پیامد
لشکرکشی ناپلئون به روسیه به فاجعهای تمامعیار بدل شد. افسانهی شکستناپذیری او شکست و امپراتوریاش هرگز قدرت پیشین را بازنیافت. تاکتیک زمین سوخته و آتشسوزی مسکو به نمادی از مقاومت روسیه و خطری که پیشروی بیش از اندازه برای بزرگترین ارتشها دارد، بدل شد.
#ناپلئون
#روسیه
#فرانسه
@Barlabeietarikh
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استانبول که در منابع بینالمللی آن روزگار با نام قسطنطنیه (Constantinople) شناخته میشد، در میان مردم محلی بیشتر با عنوان استانبول (İstanbul) رایج بود. در اسناد و مکاتبات رسمی دولت عثمانی نیز گاه از آن با تعابیری چون دارالسعاده و دارالخلافه یاد میشد. این شهر در دورهی سلطان عبدالحمید دوم نهتنها پایتخت سیاسی امپراتوری عثمانی، بلکه قلب دیپلماسی، فرهنگ و تصمیمگیریهای کلان آن به شمار میرفت.
ساختار حکمرانی در این مقطع هنوز تماماً مدرن نشده بود و ترکیبی از نظام سلطنتی، سنتهای اسلامی و قوانین موروثی عثمانی ادارهی جامعه را شکل میداد. شهر بهعنوان مرکز خلافت، جایگاهی ممتاز در جهان اسلام داشت و سلسلهمراتب اجتماعی ــ از دربار سلطان و نخبگان سیاسی گرفته تا اصناف و طبقات مردمی ــ زندگی روزمره را سامان میداد.
استانبول در این دوره نهفقط محل استقرار نهادهای حکومتی و سیاسی بود، بلکه کانونی برای تبادل فرهنگی، تعاملات اقتصادی و گسترش سنتهای اسلامی ـ عثمانی محسوب میشد. بدینترتیب، شهر در عین برخورداری از شکوه گذشتهی بیزانسی خود، سیمای یک پایتخت اسلامی-عثمانی را به نمایش میگذاشت؛ سیمایی که هم پیوند با میراث گذشته داشت و هم با چالشهای مدرنسازی و فشارهای بینالمللی دوران عبدالحمید دوم روبهرو بود.
#استانبول
#عثمانی
@Barlabeietarikh
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کنفرانس برلین و حکایت همیشگی اپوزوسیون ایران
کنفرانس برلین در فروردین ۱۳۷۹ با عنوان «ایران پس از انتخابات»، با میزبانی حزب سبز آلمان برگزار شد و قرار بود محلی برای بحث جدی دربارهی تحولات سیاسی ایران باشد. اما آنچه در عمل رخ داد، بیشتر به مجموعهای از حاشیهها و طنز عجیب شبیه بود تا یک نشست علمی.
در سالن برگزاری، گروههای مختلف اپوزیسیون با دیدگاههای کاملاً متضاد کنار هم قرار گرفته بودند؛ نتیجه آن شد که فضای نشست بهجای گفتوگو، به میدان شعار، جدل و اعتراض تبدیل شد. برخی افراد ناگهان وسط سخنرانیها به فریاد و توهین پرداختند، حتی بعضی از تماشاگران برای اعتراض به برخی سخنرانان، حرکاتی مثل رقص یا برهنه شدن انجام دادند و همین تصاویر بود که بعداً در رسانهها بازتاب گستردهای پیدا کرد و حتی در تلویزیون دولتی ایران هم پخش شد.
در این هیاهو، سخنرانی بسیاری از مهمانان اصلی، از جمله محمود دولتآبادی، به بهانهی اینکه برخی وی را حامی جمهوری اسلامی تصور میکردند و یا مبارزهی او را کافی نمیدانستند، ناتمام ماند. حتی سخنرانی نماینده حزب سبز آلمان به عنوان میزبان جلسه نیز به دلیل جیغ و سوتهای ممتد، مختل شد. به همین دلیل، کنفرانس بیش از آنکه به خاطر محتوای مباحث شناخته شود، به خاطر همین رفتارهای غیرمنتظره و عجیب در خاطرهها باقی ماند.
در نهایت، «کنفرانس برلین» بهجای آنکه نماد گفتوگوی فکری و آیندهنگری اپوزوسیون باشد، بیشتر به عنوان صحنهای از آشفتگی و ناهماهنگی گروههای اپوزیسیون در تاریخ ثبت شد و این آشوب هنوز نیز در میان آنان وجود دارد.
#کنفرانس_برلین
@Barlabeietarikh
بر لبهی تاریخ
کنفرانس برلین و حکایت همیشگی اپوزوسیون ایران کنفرانس برلین در فروردین ۱۳۷۹ با عنوان «ایران پس از ان
پینوشت: فیلم مربوط به بخش سخنرانی محمود دولت آبادی (نویسنده) است.
بر لبهی تاریخ
@Barlabeietarikh
✍️ بلوک شرق در مقابل اتحادیۀ غرب؛ تاکتیک در برابر ارزشها
در نگاه اول، اتحاد روسیه، چین و کره شمالی ممکن است شبیه به یک بلوک قدرتمند شرقی در برابر غرب به نظر برسد. اما بررسی عمیقتر نشان میدهد که این اتحاد، برخلاف ظاهرش، بیشتر یک همپوشانی تاکتیکی منافع است تا یک پیوند پایدار و ارزشی.
از زمان جنگ سرد تا امروز، روابط میان این سه کشور هرگز بر پایهی اشتراکات فرهنگی، هویتی یا ارزشی استوار نبوده است. چین و روسیه در همان دهههای نخست قرن بیستم درگیر شکافهای عمیق ایدئولوژیک و مرزی بودند و کره شمالی نیز بیشتر به دنبال تأمین بقای خود بوده تا ایجاد همگرایی بلندمدت. آنچه اکنون آنها را کنار هم نگه داشته، فشار مشترک غرب و نیاز متقابل برای بقا در برابر تحریمها و فشارهای امنیتی است:
روسیه برای جبران ضعف لجستیکی در جنگ اوکراین به مهمات کره شمالی و بازار چین نیازمند است.
چین با حمایت محدود از مسکو، هم از سقوط کامل دیوار روسیه در برابر غرب جلوگیری میکند و هم با تضعیف غرب زمان میخرد.
کره شمالی نیز در سایهٔ این اتحاد، جایگاهی بزرگتر از وزن واقعی خود پیدا میکند.
این اتحاد در ذات خود شکننده است، زیرا بر پایهٔ اعتماد متقابل یا ارزشهای مشترک شکل نگرفته؛ بلکه بر اساس محاسبات موقت و منفعتجویانه است. هر زمان که منافع این سه کشور با هم همسو نباشد، شکافهای عمیق به سرعت خود را نشان میدهد؛ همانطور که در دههٔ ۱۹۶۰ میلادی، چین و شوروی از هم جدا شدند.
در مقابل، اتحاد غرب یعنی آمریکا و اروپا، از جنس دیگری است. این اتحاد نه صرفاً یک همپوشانی موقت، بلکه یک پیوند نهادی و ارزشی است که در طول هفتاد سال در قالب ناتو، اتحادیهٔ اروپا و شبکههای گستردهٔ اقتصادی و فرهنگی شکل گرفته. پایههای آن بر ارزشهای مشترکی چون لیبرالیسم اقتصادی و فرهنگی و نظم بینالملل لیبرال استوار است. همین اشتراکات، قدرت «بازسازی» و «انعطاف» آنها را در برابر بحرانها افزایش داده است.
📌 در نتیجه، اگرچه اتحاد روسیه، چین و کره شمالی میتواند در کوتاهمدت غرب را به چالش بکشد، اما پایدار بودن و عمق آن قابل مقایسه با اتحاد آمریکا و اروپا نیست. شرق بیشتر بر تاکتیک بقا استوار است و غرب بر شبکهٔ ارزشها و نهادها. همین تفاوت بنیادی، آیندهٔ این دو بلوک را تعیین خواهد کرد.
#روسیه
#چین
#کره_شمالی
#غرب
@Barlabeietarikh
اولین قشون مدرن ایران را عباس میرزا درست کرد. قشون الکساندر اول امپراطور روسیه به شانزه لیزه آمد و اردوگاه درست کرد و ناپلئون را شکست داد، مایهی تعجب نیست که بتواند قشون ایران را شکست بدهد. عباس میرزا هر چه در امکان ایران آن زمان بود کرد که بتواند حفظ بکند. اما طبیعی است قدرتی که بتواند جلو روسیه آن زمان بایستد نداشت. و وقتی هم که شکست خورد ضرر حداقل کرد و اصل آذربایجان و تبریز بود که برای ایران حفظ کرد.
از گفتگوی سلطانعلی میرزا قاجار، برادرزادهی احمدشاه و رئیس سابق ایل قاجار
#قاجار
@Barlabeietarikh
در دورهی نخستوزیری مرحوم اقبال بود که یکی از نمایندگان مجلس، ظاهراً دکتر پیرنیا، دولت را استیضاح میکند. آن مطابق مقررات پارلمانی در ظرف یک مدت معینی دولت بایست بیاید به استیضاح پارلمان جواب بدهد و بعد رأی اعتماد بگیرد. خب تردیدی نداشت که دولت میتوانست بیاید و به استیضاح دکتر پیرنیا جواب بدهد و یقیناً هم رأی اعتماد میگرفت برای خاطر اینکه نمایندگان مجلس موافق با دولت بودند. دولتی که شاه انتخاب کرده بود. اما حتی در این اندازه رعایت قواعد و آداب پارلمانی دولت نمیکرد. رئیس دولت آمد پشت مجلس گفت من منتظر میشوم که اعلیحضرت از مسافرت برگردند از ایشان اجازه بگیرم که آیا به استیضاح شما جواب بدهم یا جواب ندهم. ملاحظه میکنید؟
#محمد_باهری
#پهلوی
@Barlabeietarikh