eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
805 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
عرض کردم: دیشب در باشگاه افسران مین‌باشیان، فرمانده برکنار شده نیروی زمینی از من وقت می‌خواست که امروز مرا ببیند. فرمودند، مانع ندارد. عرض کردم: ممکن است بپرسم تقصیرش چه بود؟ فرمودند: مردک احمق به وزیر دارایی که مأمور کرده بودم حقوق سیویلها و افسران را مقایسه بکند، گفته است در این مورد که ارتش به کارمندان خود خرج سفر می‌دهد و آنها را برای معالجه به خارج می‌فرستد، زیاد حساب بکنند زیرا این مبالغ چیزی نیست. افسران که مثل والاحضرت اشرف خرج نمی‌کنند! به این مردکه بگو تو دیگر چه می‌گویی که دو هزار تومان باخت قمارت را من از جیب خودم داده‌ام. ۲۷ آبان ۱۳۵۱ @Barlabeietarikh
آیا خاطرات اسدالله علم معتبر و موثق است؟ به عقیدهٔ من بدون شک این‌طور است. من در سال‌های ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۶ در سفارت آمریکا خدمت کرده‌ام. وقایع مبهمی که بیگانگان از آن هیچ اطلاعی نداشتند، با دقت در این کتاب ثبت شده‌اند. برای نمونه در یک بعدازظهر آرام روز جمعه در ماه اکتبر ۱۹۷۲، من و کاردار سفارت درخواست کسینجر از شاه برای اعزام یک اسکادران F-5 به ویتنام را به اطلاع علم رساندیم. پس از ۲۰ دقیقه جواب مثبت گرفتیم. متعجب شده بودیم که چگونه درخواستی با چنین میزان اهمیت بدون هیچ‌گونه بحثی اجابت شد. اکنون با کمک خاطرات می‌فهمیم که کیسینجر از طریق کانال نامعلومی با شاه تماس گرفته و شاه را برای این درخواست آماده کرده بود. هنری پرکت، استاد Case Western Reserve University @Barlabeietarikh
شاهنشاه فرمودند: مسئله‌ی بحرين دارد حل مى‏‌شود. بعد با كمال آقايى و بزرگوارى فرمودند: حالا كه من و تو هستيم آيا فكر مى‏‌كنى در آينده ما را خائن خواهند گفت، يا خواهند گفت كار بزرگى انجام داديم و اين منطقه از دنيا را از شر كشمكش‏‌هاى بيهوده نجات داديم؟ ۱۹ بهمن ۱۳۴۸ @Barlabeietarikh
شکست پهلوی شکست اخلاقی، شکست اعصاب و اراده بود. پوسیدگی از درون بود و ‏به یک ضربت، که البته خوب تدارک شده بود و از هر سو فرود آمد، فروافتاد. تا وقتی ‏خطر جدی روی نکرده بود کسی نمی‌توانست باور کند که طبقه‌ی حاکم ایران این‌همه ‏آماده‌ی تسلیم و گریز باشد. این طبقه به آسانی به خود خیانت کرد و بجای ایستادگی ‏یکپارچه و مصمم به هرچه پیش آمد تن در داد. در یک دوره شش‌ماهه از تابستان تا ‏زمستان ۱٣۵٧ سرآمدان (الیت‌ها یا همان نخبگان سیاسی) ایران عموماً چنان نمایشی از باختن روحیه و دست‌پاچگی و ندانم‌کاری دادند؛ چنان برای نجات خود هرچه را در دسترس بود قربانی ‏کردند؛ چنان فرصت را برای تصفیه‌حساب با رقیبان، حتی به بهای نابودی رژیم، ‏غنیمت شمردند که در درون و بیرون ایران‌دوست و دشمن چاره‌ای جز دست شستن ‏از رژیم نیافتند. از خاطرات داریوش همایون؛ وزیر اطلاعات پهلوی دوم @Barlabeietarikh
یکمرتبه شاملو (شاعر و روشنفکر معروف) در سال ۱۳۵۶ به دانشگاه شیراز رفت. به او گفتند در این اوضاع انقلابی چرا نشستی و برای زنت «آیدا در آینه» نوشتی؟ گفت مربوط به این مملکت مسخره است. من دو هزار ندارم به زنم بدهم خب شعر برایش گفتم. شاملو متاثر از لویی آراگون شاعر کمونیست بود که برای اِلِزا همسرش شعر می‌گفت. از خاطرات شفاهی فیض شریفی @Barlabeietarikh
عرض كردم انسان اگر به خودش اعتقاد داشته باشد هيچ احتياج به دماگوژى (عوام‌فریبی) ندارد. من مكرر به نخست‏‌وزير [هویدا] گفته‏‌ام آخر شما كه ماشين كوچك پيكان سوار مى‏‌شويد و چهار پنج اتومبيل بيوك و كرايسلر و مرسدس پشت و جلوى شما اسكورت هستند، مردم از خود نمى‏‌پرسند آيا نخست‏‌وزير نمى‏‌توانست يكى از همين‏‌ها را سوار شود؟ مى‏‌خواهى كه را گول بزنى؟ شاهنشاه خيلى خيلى خنديدند. ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۲ @Barlabeietarikh
با هلی‌کوپتر به سد لتیان آمدیم. بچه‌ها هم تا ظهر کم‌کم رسیدند. مهدی و فاطی نیامدند. هوای خوبی دارد. عصر همراه بچه‌ها، خواستم اسکی روی آب یاد بگیرم. کمی دنبال قایق کشیده شدم. بدنم آمادگی برای چنین ورزشی ندارد. گرچه آسان است. آب لتیان پایین‌تر از سطح آن در سال گذشته است. یک نفر چینی پیش‌بینی کرده است که ساعت ۸ امروز زلزله‌ای به قدرت ۸/۶ ریشتر در تهران روی خواهد داد. به همین خاطر بسیاری از مردم از تهران سفر کرده یا از خانه بیرون رفته‌اند. آمدن ما به لتیان هم بی‌ارتباط با این نیست. گرچه خودم اصلاً قبول ندارم فقط به خاطر بچه‌ها آمدم. ۳۰ تیر ۱۳۷۰ تاسوعای حسینی @Barlabeietarikh
شاه [ایران] نسبتاً قدبلند است و چاقْ نیست. چهرهٔ خوبی دارد و بسیار سرزنده و شاداب است. او کتِ سادهٔ بلندِ تونیک پوشیده بود، که به جواهراتِ بسیار ظریف آراسته بود. دکمه‌هایش از یاقوت‌های قرمزِ بزرگ بود و کُت، تزئینات الماس داشت. حمایل و سردوشی‌های او کاملاً به الماسْ مزین بود و بر روی هر کدام از آنها، زمردی وجود داشت. قبضه و غلافِ شمشیر نیز با جواهرات، تزئین شده بود و کلاهِ بلند مشکی، با جقهٔ الماس بر سر داشت. من از طریق صدراعظم سوالات زیادی پرسیدم؛ شاه کاملاً فرانسه را متوجه می‌شد و چند جملهٔ کوتاه و مقطع نیز صحبت می‌کرد. از خاطرات ملکه ویکتوریا در دیدار با ناصرالدین‌شاه، ۱۸۷۳ @Barlabeietarikh
شاهنشاه فرمودند: دفتر مخصوص، امریه بنویسد که دودی که کارخانجات صنعتی در اصفهان و شیراز و سایر شهرها درست می‌کنند باید تصفیه نمایند. فرمودند من دیروز برای تفریح با هواپیمای جت استار خودم روی این دو شهر پرواز کردم یک پرده دود کارخانه‌های سیمان به این شهرها فرستاده بودند. حتی کارخانه ذوب‌آهن آریامهر هم یک پرده دود غلیظ روی شهر کارگران فرستاده بود. فرمودند ابلاغ کن باید برنامه بدهند و به من بگویند چه روزی تمام می‌شود که دوباره بروم ببینم. ماشاالله به این علاقه‌ی شاه! ۲ آذر ۱۳۵۱ @Barlabeietarikh
سبک بروتالیستی شوروی | سنگینی بتن و تاریخ بروتالیزم شوروی فقط معماری نیست؛ زبان سنگ و بتن است برای روایت یک نظام. این ساختمان‌ها با مقیاسی غول‌آسا ساخته شدند، به‌گونه‌ای که حضور انسان در برابرشان کوچک و بی‌معنا جلوه کند. سیمان خاکستریِ خام، بدون پرداخت و تزیین، همان‌قدر که وزن مادی دارد، بار سیاسی و روانی هم بر دوش فرد می‌گذارد. در ظاهرشان چیزی از احساسات انسانی دیده نمی‌شود؛ همه‌چیز تابع نظم، تقارن و کارکرد است. اما پشت همین تقارن، نوعی سردی و بی‌رحمی نهفته است که قدرت را یادآوری می‌کند و فرد را به حاشیه می‌راند. سکوت و خلأ اطراف این بناها، همچون پژواکی از ایدئولوژی‌ای است که می‌خواست فرد را در سایه‌ی جمع محو کند. از همین روست که بروتالیزم شوروی صرفاً یک سبک معماری نیست؛ یک سند تاریخی است. هر قطعه بتن در این بناها، وزنی از تاریخ را حمل می‌کند؛ تاریخی که هم باشکوه است و هم سنگین، هم منظم است و هم اندوهبار. @Barlabeietarikh