eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
805 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
از شاهنشاه پرسیدم: جرأت اعلیحضرت فقید [رضاشاه] چطور بود؟ فرمودند: در جنگ که ندیده بودم، ولی در نأخوشی جرات چندانی نداشتند. ۷ آذر ۱۳۵۱ @Barlabeietarikh
[وزرا طرح‌ها را] اول می‌بردند حضور اعلی‏حضرت و رأی اعلی‏حضرت را می‌گرفتند و بعد به هیئت دولت می‌آوردند. این‌کار، کار پسندیده‌ای نبود، برای خاطر اینکه اعلی‏حضرت را شما بعد [طرح در دولت] می‌آوردید در معرض شور و مشورت قرار می‌گذاشتید. [که عملاً لابد دیگر شور و مشورتی نمی‌شد] به‌هرحال بعضی اوقات اگر کسی هم مقاومت می‌کرد ـ صحبت می‌کرد ـ می‌گفت نه! به عرض اعلی‏حضرت رسیده. خب اگر به عرض اعلی‏حضرت رساندید دیگر جای بحث وجود ندارد. ولی بنده درست غیر از این می‌کردم. همه مطالب را می‌آوردم و مطرح می‌کردم ـ مشورت می‌کردم و به تصویب می‌رساندم بعد می‌بردم به عرض اعلی‏حضرت می‌رساندم به نام مصوبۀ دولت و احتمال این را هم می‌دادم که اعلی‏حضرت مخالفت بکند. (وزیر دادگستری وقت پهلوی) @Barlabeietarikh
بنده به مناسبت سِمَتی که چندین سال در دربار شاه داشتم از علیاحضرت ملکۀ پهلوی [مادر محمدرضا شاه] گاهی دیدن می‏کردم. گاهی اوقات از گذشته صحبت می‌کرد. یک‌روزی به مناسبت جشن هفده دی [کشف حجاب] گفت خاطرم می‌آید اولین سالی که قرار شد ما بدون چادر در جشن دانش‏سرا شرکت بکنیم. به ما خبر دادند گفتند که در ساعت معین رضاشاه می‌آید و دست شما را می‌گیرد بایستی بدون چادر باشید با شاهدخت‌ها در جشنی که در دانشسرای مقدماتی دختران در خیابان روزولت تشکیل می‌شود در آن‌جا شرکت کنید. می‌گفت ما هم خودمان را آماده کردیم. در ساعت معین رضاشاه آمد با آن قد بلندش. گفت «وقتی که آمد و از من خواهش کرد که بلند شوم و باهاش بروم به من گفت که مرگ برای من گواراتر است از این‏که دست زنم را بدون چادر بگیرم و بروم میان اشخاص اجنبی ولی چه کنم که پیشرفت مملکت و ترقی مملکت ایجاب می‌کند که زن‌ها آزاد بشوند و برای این‌کار من باید اولین آدمی باشم که این‌کار را می‌کنم.» @Barlabeietarikh
به ما گفتند آقا مواظب باش [که] قطعنامه ندهند يا به شوراي امنيت نبرند. اين خط قرمز است. می‌گفتيم اگر ببرند چه می‌شود؟ گفتند كشور نابود می‌شود. گفتيم بايد چه كار كرد؟ می‌گفتند مواظب باشيد كاری نكنيد كه قطعنامه بدهند. ما به آنها گفتيم خط قرمز ملت ايران عزت، استقلال و منافع ملت ايران است. آنها هزار تا قطعنامه هم می‌خواهند بدهند، بدهند. آن قدر قطعنامه بدهند تا قطعنامه‌دانشان منهدم شود. ۱۰ خرداد ۱۳۸۸ @Barlabeietarikh
ناصرالدین شاه شعر نیکو می‌فرمود، پای‌بند به نماز هم بود. مجالس تعزیه را دوست میداشت، برخلاف پدر[محمدشاه] دماغش از خرافات صوفیه پاک بود. از مدایح خود خیلی مسرور می‌شد. از تاریخ بی‌اطلاع نبود. عربی و فارسی و ترکی و فرانسوی می‌دانست. در سلسله قاجاریه پادشاهی به این کمال برنخاسته، چهار مسافرت‌نامه با قلم خود نوشته، غالب در سیر و شکار بود و نیکو تیر می‌انداخت. خطی شیرین داشت. آثار خیریه‌ای که در سلطنت او به شهود رسید: ایجاد مدرسه دارالفنون در طهران، نشر علوم عالیه، ایجاد مریضخانه و دواخانه، تذهیب گنبد مطهر سرمن رای، ایوان طلای مشهد مقدس، تذهیب گنبد حضرت عبد‌العظیم، ایجاد تلگرافخانه، ایجاد ضرابخانه یا چرخ خانه، ایجاد چراغ گاز، ایجاد پستخانه، چرخ نجار در قورخانه، کارخانه توپ‌ریزی، باروت‌کوب خانه با چرخ نجار، کارخانه فشنگ‌سازی، کارخانه چاشنی‌سازی، ایجاد دایره پلیس. بنای مجمع‌الصنایع، ترقی در نسج حریر، ترقی در شال کرمان، بنای ابنیه متعدده در بلاد و شوارع عام، ساختن راهها در اغلب بلاد، انکشاف بعضی از معادن، ایجاد مجلس شورای دولتی، تعیین وزارتخانه‌های مرتب و دارالطباعه و ایجاد روزنامه در ایران. تاریخ بیداری ایرانیان-۱۲۷و۱۲۸ **سامرا مخفف شده: سُرِّ مَن رَأیٰ؛ به معنای: «شاد شود هر که آن را بدید» @Barlabeietarikh
الان که این روزنامه را می‌نویسم روی صندلی نشسته‌ام و میز در جلو است. دو چراغ در روی میز است. نیم‌ساعت از شب می‌گذرد. در چادر و سراپرده که توی چمن در صحرا، پهلوی باغ امین‌السلطان در قریهٔ علی‌شاه‌عوض یا علی‌شهباز یا علی‌شهوَز - هر کدام باشد - می‌نویسم. صدای شیههٔ اسب و صدای آواز و داد و فریاد مردم که همدیگر را آواز می‌کنند می‌آید. ادیب‌الملک در دور ایستاده، سیاه‌تاریکی می‌زند. ربیع‌الثانی ۱۳۰۹ @Barlabeietarikh
رضاشاه همیشه شب‌ها خیلی خوشحال بودند. اغلب با پیشخدمت‌ها شوخی می‌کردند. پیشخدمتی داشتند که اسمش را گذاشته بودند «جرز». دستور داده بودند که سبیلش هر سانتیمتری که دراز شود ماهی مثلاً صد تومان اضافه حقوق بگیرد. آن هم گذاشته بود سبیلش درست آمده بود تمام دهنش را گرفته بود ـ درست شکل فوک (سگ آبی) شده بود و خیلی قیافه مضحکی داشت. شب‌ها سر شام اعلی‌حضرت با او خیلی شوخی می‌کردند. تاریخ شفاهی هاروارد، فریدون جم، نوار اول @Barlabeietarikh
معاون رييس‌جمھور آمریکا در يک سخنرانی اعلام کرد که ما در حال منزوی کردن ايران بوديم، اما به يکباره شخص احمدی‌نژاد رييس‌جمھور ايران شد و آمريکا را منزوی کرد و ھمچنين حقانيت ھسته‌ای ايران را به کرسی نشاند. ۳ تیر ۱۳۹۲ @Barlabeietarikh
قدرى راجع به والاحضرت همايونى (ولیعهد وقت، رضا پهلوی) صحبت كرديم كه ترتيبات دختربازى ايشان در كيش فراهم شده. [شاهنشاه] قدرى خوشحال شدند. ولى فرمودند فكرى بكن بچه ما ناخوش نشود. عرض كردم دو نفرى كه انتخاب شده‏‌اند از بهترين دخترهاى اروپا هستند. ۱۲ دی ۱۳۵۵ @Barlabeietarikh
باغ سرِ صبحانه با خانم علم نشسته بوديم. شاهنشاه تلفن فرمودند و سراغ دخترى را گرفتند. من بسيار خجل شدم كه نتوانستم توضيح عرض كنم. چون مدعى بزرگى روبروى من نشسته بود. ولى عرض كردم اين خط تلفن عمومى است. اجازه فرمائيد با خط خصوصى از داخل دفترم صحبت كنم. شاهنشاه از جواب من تعجب فرمودند. بعد كه از داخل دفتر توضيح عرض كردم بسيار خنديدند. ۵ شهریور ۱۳۵۵ @Barlabeietarikh
331.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
محاکمه‌ی پس از جنگ | ماجرای عجیبی در دادگاه توکیو پس از پایان جنگ جهانی دوم، متفقین شماری از رهبران ژاپن را در «دادگاه توکیو» به عنوان جنایتکاران رده‌ی A (جرایم علیه صلح) محاکمه کردند. در میان ۲۸ متهم، تنها یک نفر مقام رسمی یا نظامی نبود: اوکاوا شومی، نظریه‌پرداز و ایدئولوگ برجسته‌ی ملی‌گرای ژاپن. رسانه‌های غربی او را «یوزف گوبلز ژاپنی» لقب دادند و مدعی شدند که او سال‌ها مردم را به جنگ با غرب تحریک کرده است. اما محاکمه‌ی او به صحنه‌ای عجیب بدل شد. اوکاوا با رفتارهایی غیرعادی در دادگاه حاضر می‌شد: گاهی با لباس خواب و پای برهنه می‌نشست، گاهی حرکات نامعمول انجام می‌داد و یک بار به سر نخست‌وزیر سابق ژاپن، هیدکی توجو (مردک عینکی داخل فیلم)، سیلی زد و به زبان آلمانی فریاد کشید: «کومن زی! (بیایید!)». این ماجرا باعث شد افسران آمریکایی او را مهار کنند. او بارها در دادگاه فریاد می‌زد: «این دادگاه یک نمایش مضحک است! این فقط پرده‌ی اول یک کمدی است!» همین رفتارها موجب شد دکتر دنیل جافه، روان‌پزشک ارتش آمریکا، او را معاینه کند و گزارش دهد که او صلاحیت محاکمه ندارد. رئیس دادگاه، قاضی استرالیایی ویلیام وب نیز او را رسماً مجنون اعلام کرد و پرونده‌اش را مختومه ساخت. با این حال، برخی بر این باورند که اوکاوا تنها تظاهر به جنون می‌کرد تا از مجازات بگریزد. سرنوشت دیگر متهمان روشن‌تر بود: هفت نفر از جمله هیدکی توجو به دار آویخته شدند، شماری به حبس ابد محکوم گشتند و برخی دیگر در سال‌های بعد آزاد شدند. @Barlabeietarikh
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تحلیل شکست حزب‌الله در جنگ اخیر ۱. شکست در جبهه‌ حق پدیده‌ای استثنایی نیست. در تاریخ اسلام بارها دیده‌ایم که حتی در حضور پیامبر، مسلمانان در میدان نظامی ناکام شدند؛ مثل احد که ناشی از یک خطای تاکتیکی بود، یا حُنین که غرور مقطعی باعث آشفتگی صفوف شد. بنابراین شکست‌های تاکتیکی لزوماً به معنای ضعف مبنایی جبهه‌ حق نیست، بلکه بخشی از منطق نبرد است. ۲. تمایز میان شکست تاکتیکی و شکست استراتژیک اهمیت اساسی دارد. حزب‌الله در جنگ اخیر به‌وضوح یک شکست تاکتیکی سخت را تجربه کرد؛ زیرا فرماندهان رده‌اول و دوم زیادی را از دست داد و شبکه‌ فرماندهی‌اش متزلزل شد. اما هنوز این وضعیت به سطح شکست استراتژیک ارتقا پیدا نکرده است چرا که ظرفیت ایدئولوژیک و اجتماعی حزب‌الله می‌تواند امکان بازسازی را فراهم کند. ۳. دلایل اصلی شکست تاکتیکی حزب‌الله در سه محور قابل جمع‌بندی است: ضعف اطلاعاتی و ضدجاسوسی: اسرائیل توانست با اتکا به عملیات‌های دقیق اطلاعاتی، ضربات مرگباری به فرماندهی و بدنه حزب‌الله وارد کند. این به‌وضوح به خاطر آسیب‌پذیری ساختار امنیتی حزب‌الله و ایران بود که نشانه‌های آن از سال‌ها پیش قابل دیدن بود. بازی در زمین حریف: تمرکز بیش از حد بر نبرد هوایی و انتظار غیر منطقی از موشک، حزب‌الله را در معرض برتری تکنولوژیک اسرائیل قرار داد و نقطه‌قوت تاریخی حزب‌الله یعنی نبرد زمینی نامتقارن تضعیف شد تخمین نادرست از تاب‌آوری جامعه‌ی اسرائیل: انتظار فشار اجتماعی و فرسایش روحیه در اسرائیل برآورده نشد و نشان داد ارزیابی اولیه‌ حزب‌الله از ظرفیت روانی جامعه‌ مقابل دقیق نبوده است ادامه👇 @Barlabeietarikh