eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
805 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
بعد از ظهرها در هوای گرم تابستان غالبا دکاندارها در دکان های خود روی زمین دراز می کشند و به خواب می روند. کنار آنها ظرف های مملو از آب و یخ و یا دوغ وجود دارد. بعضی از دکان ها هم در این ساعت از روز یک توری نخی جلو دکان خود آویزان می کنند و این علامت آن است که کسی در دکان نیست و در حقیقت او اجناس دکان خود را به انصاف مشتری ها واگذار کرده است. سفرنامه هینریش بروگش در ایران (خاورشناس آلمانی قرن نوزدهم) https://eitaa.com/Barlabeietarikh
صبح شرفیاب شدم. به عرض رساندم که علیاحضرت شهبانو امر می‌فرمایند صدهزار دلار دیگر هم از طرف بانک عمران به پادشاه آلبانی قرض داده شود. با آنکه تا کنون چهارصد هزار دلار قرض گرفته است. فرمودند چه باید کرد. بدهید! ۱۶ اسفند ۱۳۵۴ https://eitaa.com/Barlabeietarikh
📍چرا مغول‌ها به همان سرعتی که جهان را فتح کردند، از تاریخ محو شدند؟ پاسخ این سوال را به صورت بهتر و کامل‌تر، می‌توان در کتب مفصل تاریخی یافت اما در اینجا میخواهیم پاسخی خلاصه دهیم. ارتش مغول یک ماشین جنگی فوق‌متحرک بود. هر جنگجو معمولاً ۳ تا ۵ اسب در اختیار داشت و به همین دلیل می‌توانست بدون فرسوده کردن اسب‌هایش، روزانه تا ۱۲۰ کیلومتر حرکت کند. کمان مرکب مغولی که از چوب، شاخ و تاندون ساخته می‌شد، برد و قدرتی بیشتر از بسیاری از کمان‌های رایج آن عصر داشت و امکان تیراندازی دقیق در حال تاخت را فراهم می‌کرد. چنگیزخان نیز ارتش را با نظام ده‌دهی (واحدهای ۱۰، ۱۰۰، ۱۰۰۰ و ۱۰هزار نفره) سازمان داد؛ ساختاری که فرماندهی سریع، انعطاف‌پذیری بالا و اجرای مانورهای پیچیده‌ای همچون عقب‌نشینی ساختگی را ممکن می‌ساخت. مغول‌ها پیش از هر لشکرکشی، با استفاده از شبکه‌ای گسترده از جاسوسان و دیده‌بانان، مسیرها، منابع آب، وضعیت استحکامات و نقاط ضعف دشمن را شناسایی می‌کردند و با ایجاد رعب و وحشت، بسیاری از شهرها را پیش از آغاز نبرد به تسلیم وادار می‌کردند. با این حال، همین امپراتوری عظیم نتوانست انسجام اولیه خود را حفظ کند. پس از مرگ چنگیزخان، به سنت قبایل مغول، سرزمین‌های فتح‌شده میان وارثان تقسیم شد و خانات مستقلی چون یوآن در چین، ایلخانان در ایران و اردوی زرین در استپ‌های روسیه پدید آمدند. این تجزیه سیاسی، هماهنگی نظامی و وحدت راهبردی امپراتوری را از میان برد. (ادامه👇) https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
عامل مهم دیگر، ضعف مغولان در تولید و حفظ یک فرهنگ متمایز بود. بسیاری از امپراتوری‌های بزرگ تاریخ مانند مسلمانان، رومیان و ایرانیان، علاوه بر قدرت نظامی، از پشتوانه‌ای فرهنگی و تمدنی برخوردار بودند که ملت‌های مغلوب را جذب می‌کرد؛ اما مغولان بیش از آنکه حامل یک تمدن شهری و فرهنگی نیرومند باشند، فاتحان نظامیِ برخاسته از دشت‌های آسیای مرکزی بودند. از همین رو، در بسیاری از مناطق فتح‌شده نه فرهنگ مغولی بر جوامع مغلوب غلبه کرد، بلکه خود مغولان در فرهنگ‌های کهن‌تر و ریشه‌دارتر حل شدند. در ایران، ایلخانان به تدریج اسلام آوردند، زبان و فرهنگ ایرانی را پذیرفتند و حتی حامی هنر و دانش ایرانی شدند. در چین نیز دودمان یوآن به شدت تحت تأثیر سنت‌های اداری و فرهنگی چینی قرار گرفت. این روند نشان می‌دهد که مغولان در مقایسه با تمدن‌هایی چون اسلام، ایران، چین یا روم، توانایی کمتری در حفظ هویت فرهنگی مستقل خود در سرزمین‌های فتح‌شده داشتند و معمولاً در برابر فرهنگ‌های پیشرفته‌تر جذب می‌شدند. البته این به معنای ناپدید شدن کامل میراث مغول نیست. بعضی از ساختارهای فرهنگی مغول‌ها و حتی عناوین حکومتی برخاسته از سنت استپی و مغولی تا قرن‌ها پس از فروپاشی امپراتوری چنگیز باقی ماند. خاندان‌های متعددی در جهان اسلام و آسیای مرکزی برای کسب اعتبار، خود را به چنگیزخان یا سنت‌های مغولی منتسب می‌کردند. حتی در امپراتوری عثمانی، هرچند هویت اصلی حکومت ترکی-اسلامی بود، برخی سنت‌های سیاسی و تشریفاتیِ به‌جا مانده از جهان استپی و مغولی همچنان دیده می‌شد. در ایران نیز سلسله قاجار که ریشه‌ای ترکمانی داشت، علاقه خاصی به عناوین برگرفته از سنت‌های مغولی و ترک-مغولی نشان می‌داد. برای نمونه، فتحعلی‌شاه قاجار از لقب «خاقان» که در سنت سیاسی ترکان و مغولان عنوان فرمانروای بزرگ به شمار می‌رفت، بسیار استفاده می‌کرد و این عنوان در مکاتبات و متون عصر قاجار جایگاه ویژه‌ای داشت. (در خاطرات ناصرالدین شاه هم می‌توان کاربرد این واژه را دید) در کنار این تحولات سیاسی و فرهنگی، پیشرفت فناوری نظامی نیز جایگاه مغولان را تضعیف کرد. گسترش باروت، ظهور توپخانه و شکل‌گیری ارتش‌های دائمی و مجهز به سلاح گرم، مزیت اصلی مغولان یعنی سواره‌نظام سبک و فوق‌متحرک را کم‌رنگ ساخت. در نتیجه، امپراتوری‌ای که در مدت کوتاهی با سرعتی خیره‌کننده از کره تا اروپای شرقی گسترش یافته بود، به تدریج در برابر دگرگونی‌های سیاسی، فرهنگی و فناوری، انسجام و برتری خود را از دست داد و فروپاشید؛ هرچند اثرات آن تا سده‌ها در ساختار دولت‌ها، سنت‌های حکمرانی و فرهنگ سیاسی بخش بزرگی از آسیا باقی ماند. https://eitaa.com/Barlabeietarikh
هدایت شده از بر لبه‌ی تاریخ
امروز باید برویم به وسج که از دهات نهاوند است. نعوذبالله از امروز از دست گدا، کور، کچل، فقیر و عریضه‌چی نزدیک بود خفه شویم. فتح‌الله‌خان - نایب عدلیه - هم گاهی به طرف راست، گاهی به دست چپ و عقب‌سر و جلو، اسب می‌دواند و عریضه‌های اینها را طوری می‌گرفت مثل این که الان احقاقِ حق این‌ها را خواهد کرد. خاطرات ناصرالدین‌شاه ذی‌حجه ۱۳۰۹ @Barlabeietarikh
شهید سید حسن نصرالله و شهید علی شمخانی، وزیر دفاع وقت ایران، در ۲۸ فوریه ۲۰۰۴ در بیروت، عکسی یادگاری با یک تفنگ اسرائیلی که پس از عقب‌نشینی اسرائیل از جنوب لبنان در مه ۲۰۰۰، به عنوان غنیمت جنگی به دست آمده بود، گرفتند. https://eitaa.com/Barlabeietarikh
📍آدولف هیتلر در ۲۸ ژوئن ۱۹۴۰، اندکی پس از تسلیم شدن فرانسه، از آرامگاه ناپلئون بناپارت در Les Invalides پاریس بازدید کرد. این بازدید بخشی از یک گردش کوتاه در شهر بود که هیتلر پس از سقوط فرانسه انجام داد. او ناپلئون را یکی از بزرگ‌ترین فاتحان تاریخ می‌دانست و با حضور بر مزار او ادای احترام کرد. این دیدار در آن زمان بار نمادین زیادی داشت؛ زیرا رهبر آلمانِ پیروز، در پایتخت فرانسهِ شکست‌خورده، بر آرامگاه مشهورترین فرمانروای نظامی تاریخ فرانسه حاضر شده بود. https://eitaa.com/Barlabeietarikh
15.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 سریال «کلاغ» برای من یکی از متفاوت‌ترین تجربه‌های سال‌های اخیر در شبکه نمایش خانگی است. چیزی که بیش از هر چیز جلب توجه می‌کند، فضاسازی تیره، سنگین و رازآلود آن است؛ فضایی که از همان دقایق نخست، مخاطب را در خود فرو می‌برد و احساس ناامنی، ابهام و تعلیق را به‌خوبی منتقل می‌کند. مدت‌ها بود دوست داشتم اثری ایرانی به سراغ چنین اتمسفری برود؛ آنهم در محیط زمانی و مکانی ساواک؛ یکی از کثیف‌ترین و مرموزترین فضاهایی که در تاریخ کشور بی‌سابقه بود؛ حتی بیشتر از دوران خفقان رضاخان. فضایی سیاه و تلخ که به جای رنگ‌های شاد و قاب‌های پرنورِ پروپاگانداهایی مانند «تاسیان»، سایه‌ها، تنش روانی و حس دائمی خطر واقعی آن زمان را به تصویر بکشد. در هنگام تماشای «کلاغ»، بارها به یاد فضای نوآر و تاریک بازی Max Payne افتادم. البته این دو اثر از نظر داستان و بستر روایی تفاوت‌های فراوانی دارند، اما از حیث حس و حال کلی، شباهت‌هایی میان آن‌ها دیده می‌شود؛ همان حس تنهایی، ابهام و فرو رفتن در جهانی که همه چیز در آن خاکستری است و مرز میان حقیقت و دروغ به‌سادگی قابل تشخیص نیست. به گمان من محمدحسین مهدویان توانسته این جنس از فضا را به شکلی موفق در قالب یک سریال ایرانی بازآفرینی کند. حتی تیتراژ سریال نیز تا حدی یادآور حال‌وهوای کمیک‌گونه و نوآر مکس پین است؛ موضوعی که شخصاً بسیار برایم جذاب بود. استفاده از تصاویر، رنگ‌بندی و طراحی بصری تیتراژ، به شکل مؤثری مخاطب را برای ورود به جهان تاریک و پرتنش سریال آماده می‌کند. (ادامه👇) https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بر لبه‌ی تاریخ
🎬 سریال «کلاغ» برای من یکی از متفاوت‌ترین تجربه‌های سال‌های اخیر در شبکه نمایش خانگی است. چیزی که بی
📍 در کنار این موارد، موسیقی سریال نیز یکی از نقاط قوت آن به شمار می‌رود. موسیقی نه‌تنها نقش همراهی‌کننده تصاویر را ایفا می‌کند، بلکه خود به عنصری مهم در شکل‌گیری فضای اثر تبدیل شده است. قطعات موسیقی به‌خوبی حس اضطراب، تعلیق و سنگینی حاکم بر داستان را منتقل می‌کنند و باعث می‌شوند مخاطب حتی در لحظات آرام نیز نوعی نگرانی و انتظار برای وقوع اتفاقی ناگوار را احساس کند. «کلاغ» دست‌کم تا اینجای کار نشان داده که می‌توان در سینما و سریال‌سازی ایران نیز به سراغ فضاهای نوآر، تاریک و پرتعلیق رفت؛ فضاهایی که سال‌ها کمتر در آثار داخلی دیده می‌شدند. شاید به همین دلیل است که این سریال برای مخاطبانی که به آثار معمایی، روان‌شناختی و جهان‌های تیره و رازآلود علاقه دارند، تجربه‌ای جذاب و متفاوت به نظر می‌رسد. https://eitaa.com/Barlabeietarikh
هزار شکر خدا را به‌سلامتی وارد شهر شدیم. رعیت از زن و مرد و بچه، بزرگ کوچک به طوری خوشحالی می‌کردند و همه بیرون آمده بودند که به تعریف نمی‌آید حقیقتاً همچه ورودی هیچ‌وقت نشده بود. از اول کوچه‌ی مریض‌خانه سوار اسب صباح‌الخیر شدیم. از دروازه‌ی شمس‌العماره وارد شدیم. دروازه‌ی شمس‌العماره را تازه می‌ساختند بنایی‌های خوب شده بود. صاحب‌منصبان افواج و غیره در کوچه ایستاده بودند. از میدان ارک وارد شدیم به تالار تخت مرمر، سلام نشستیم. شعبان ۱۲۹۵ به هنگام بازگشت از سفر دوم فرنگ https://eitaa.com/Barlabeietarikh