eitaa logo
بر لبه‌ی تاریخ
805 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
1.2هزار ویدیو
0 فایل
روایتی از روزگارانی که جهان لرزید... نقبی به وقایع، اسناد، و رازهای تاریخ معاصر جهان. اینجا، هر حادثه، داستانی‌ست ناگفته. ارتباط با مدیر: @MMSALEHN
مشاهده در ایتا
دانلود
...فرمودند: آخر مردم هم قرقرو هستند و پفیوز. گاهی فکر می کنم مردم ایران بهترین مردم روی زمین هستند، گاهی هم می‌بینم که خیلی پفیوز و ضعیف‌النفس هستند. عرض کردم قرقر کردن به قول تالیران از حقوق حقه مردم است. شاهنشاه خندیدند. ۲۲ شهریور ۱۳۵۲ https://eitaa.com/Barlabeietarikh
مسیو کنستان وزیر داخله [فرانسه] و سایر وزرا بودند. صدراعظم [فرانسه] زنش را معرفی کرد زنش بسیار زن متعفن پیر بسیار بد کثیفی بود؛ دستی به خانم دادیم و بعد بازو به بازوی او دادیم داخل یک اطاق دیگر شدیم که زن‌های خیلی بدگل تر و بدتر آنجا بودند، تمام هم زن‌های وزرا بودند، همه کثیف و بدگل و متعفن، به خصوص زن وزیر داخله که خیلی بد و متعفن بود. این زن‌ها را هم معرفی کردند، مجبوراً با همه دست دادیم و همین طور بازو به بازوی زن صدراعظم داخل اطاق شام شدیم میز بسیار مزین عالی که تمام غرق گل بود چیده بودند، ولی افسوس به قدری اطاق گرم بود از شدت جمعیت و روشنی چراغ ها که مثل این بود [که آدم] داخل حمام شود. ناچاراً رفتیم سر میز نشستیم. دست راست مرا زن صدر اعظم زینت داده بود دست چپم را زن وزیر داخله این از آن بدتر آن از این بدتر زن وزیر داخله هم سرفه می کرد و سینه درد داشت متصل دستمالش را در می‌آورد بینی خودش را پاک می کرد. زن‌های پهلوی امین السلطان از پهلوی من بدتر زن‌های پهلوی امین الدوله دیگر از همه بدتر. الحق این زن‌ها میز را کثیف کرده بودند. سفر سوم فرنگ؛ ۹ مرداد ۱۲۶۸ شمسی https://eitaa.com/Barlabeietarikh
زن ایلچی (سفیر) روسیه که مقیم ايطالیاست، اینجا به هواخوری آمده است، بدون شوهرش. به به، چه زنی بود؛ مثل جواهر. چانه گرد، چشم و ابرو بسیار با حالت بانمک. خیلی صحبت کردیم نشستیم، برخاستیم؛ اطاق‌های منچکوف را زیرورو کردیم اما چه فایده! ۶ جمادی‌الثانی ۱۲۹۵ قمری https://eitaa.com/Barlabeietarikh
بعد از ورود از شهرستانک به فاصله‌ی سه روز، ایلچی‌های (سفرای) مملکت برمه (میانمار امروزی) که ماچین می‌گویند، به حضور رسیدند. در سلطنت آباد در بالاخانه سر در تکیه ابتدا همه‌کس میگفت که این‌ها بسیار خنده دارند و در باغ ایلخانی هم منزل کرده اند. ۱۶ رجب به حضور آمدند. یک نفر ایلچی یک نفر نایب، دو نفر از اهل خودشان یک نفر طهرانی جوان که پنج شش سال است به برمه رفته زبان آن‌ها را آموخته است مترجمی می‌کرد. زبان برمه خوب حرف می زد. یک نفر دیگر از اهل برمه انگلیسی می‌دانست... مردم زیادی از عمله خلوت و غیره خواجه‌ها غلام بچه ها و غیره جمع شده تماشا می‌کردند. لباس‌های عجیب و غریب داشتند عکسشان را عکاس باشی خواهد انداخت در تالار معز الدوله لطف الله میرزا، فرهاد میرزا، اعتضاد السلطنه بودند، شمشیر نگاه داشته بودند. مشیر الدوله طولوزون هم بودند. ایلچی‌ها آمده نشستند کَج در زمین مثل دَمَر خوابیدند زبان غریبی دارند، آخر حرف را می‌کشند دراز می‌کنند. روی آن‌ها سیاه گندم گون است. لاغر و کوتاه هستند کلاه بلند طبقه دار. بالای کلاه بیرق دارند. یاقوت ریزه توی دو حلقه طلا که خیلی یاقوت بود - دو هزار قیراط می‌شد - یاقوت نتراشیده از معدن در آورده، یک انگشتر یاقوت اعلاء بسیار خوب، بیست لنگه، لُنگ کار ماچین، نامه به خط ماچین در توی محفظه‌ی عاج دندان فیل، یک تکه سنگ بزرگ که قدری از آن را جلا داده بودند، بسیار سنگ‌های خوب دارد مثل جواهرات باید در طهران تماماً را تراشید ان شاء الله. بعد از قدری صحبت رفتند. ۱۶ رجب ۱۲۹۱ قمری https://eitaa.com/Barlabeietarikh
حالا با این گرمی هوا با صدراعظم و امین‌الملک و معاون نشستیم که بودجه امسال را بخوانیم و بعضی بروات است که به خرج ننوشته‌اند و باید حالا به خرج بودجه بنویسند. این براتها که به خرج نوشته شود، قریب دویست و پنجاه هزار تومان هم کسر داریم. امسال هوای به این گرمی، کثافت و نجاست، کسر بودجه؛ معلوم است چه حالتی داشتیم. ذی‌قعده ۱۳۱۰ @Barlabeietarikh
رسیدیم به رودخانه‌ی شور. روی پل رسیدیم دیدیم همان پلی است که میرزانظام ساخته بود، حالا فرنگی‌ها تعمیر کرده‌اند. پیاده شدیم درست پل را نگاه بکنیم. یک فرنگیِ خیلی کثیفی هم اینجا بود، مباشرِ ساختن و تعمیر پل بود. صدایش کردیم آمد؛ یک چشمش هم کور بود. نه فارسی می‌دانست نه ترکی، نه انگلیسی نه فرانسه؛ اما همه‌ی اینها را هم می‌دانست. فارسی می‌دانست اما نمی‌توانست حرف بزند. فرانسه می‌دانست اما خیلی بد حرف می‌زد. ترکی می‌دانست اما آدم نمی‌فهمید؛ هر طور [بود] قدری فارسی و فرانسه و ترکی حرف زدیم، چیزی فهمیدیم و چیزی فهماندیم. خیلی مردکهٔ کثیفی بود. شوال ۱۳۰۹ https://eitaa.com/Barlabeietarikh
ناهار بست‌نشینان در سفارت بریتانیا عکس از سِوریوگین (مهر سوریوگین در پایین عکس است.) فرد ایستاده در میان سینی‌ها، حاج محمد تقی بُنکدار از حامیان مالی این تحصن عظیم است. https://eitaa.com/Barlabeietarikh
13.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍به سگانِ پهلوی بگویید اگر جرئت دارند، پایشان را در ایران بگذارند... https://eitaa.com/Barlabeietarikh
هدایت شده از بر لبه‌ی تاریخ
یک روز منشی من گفت خانم دیبا با پسرش می‌خواهد شما را ببیند. گفتم خانم دیبا کیست؟ گفت از اقوام ملکه است، تصور می‌کنم دخترخالهٔ او باشد. این خانم با پسرش وارد شد و بعد از تعارفات گفت شما در تبریز زمین‌های زیادی می‌خرید من هم یک زمین چند هزار متری دارم آن را هم بخرید. گفتم متری چند؟ گفت ۲۰۰ تومان! گفتم زمین شما ده کیلومتر از محل کارخانه ماشین‌سازی تبریز دورتر است. من زمین‌هایی که به شهر خیلی نزدیک‌تر است را متری ۳۳ ریال خریده‌ام. متاسفم! فردای آن روز دیدم هویدا تلفن کرد که خواهش می‌کنم زمین این خانم را بخر. گفت من به مجیدی [رییس سازمان برنامه و بودجه] دستور می‌دهم پولش را بدهد. (معاون وزیر اقتصاد در دهه ۴٠ و یکی از پایه‌گذاران توسعه صنعتی در اقتصاد ایران) @Barlabeietarikh
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✍️ پدیده‌ی آقامحمدخان قاجار حتی اگر دوران آقامحمدخان را با معیارهای زمانه خودش مطالعه کنیم و نه با مفاهیم مدرنی چون حقوق بشر، باز هم وی در شمار فرمانروایان خشن و خون‌خوار قرار می‌گیرد. بدبینی عمیق، روحیه انتقام‌جویانه و مجازات‌های سنگین او علیه مخالفان، از جمله ویژگی‌هایی است که تقریباً همه مورخان به آن اشاره کرده‌اند. ماجرای کرمان تنها مشهورترین نمونه از این خشونت‌هاست. (البته همانند بسیاری از شخصیت‌های تاریخی، بخشی از روایت‌های رایج درباره او نیز در گذر زمان با اغراق و افسانه درآمیخته است.) اما اگر از این منظر فاصله بگیریم و به عرصه سیاست و حکومت‌داری بنگریم، با شخصیتی روبه‌رو می‌شویم که نادیده گرفتن نبوغ او دشوار است. آقامحمدخان کشوری را تحویل گرفت که پس از سقوط صفویه، دهه‌ها درگیر جنگ‌های داخلی، رقابت مدعیان قدرت، شورش‌های ایلات و مداخلات خارجی بود. در چنین شرایطی، او توانست بار دیگر بخش بزرگی از سرزمین ایران را زیر اقتدار حکومت مرکزی گرد آورد و بنیان دولتی را بگذارد که بیش از یک قرن بر ایران حکومت کرد. (ادامه👇) https://eitaa.com/Barlabeietarikh