🌿اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتي حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَيْكَ مِنّي سَلامُ اللهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّي لِزِيارَتِكُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن🌿
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
AUD-20201210-WA0005.mp3
1.78M
♡••
#استادفرهمند
دعاے عهد..🕊
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
♡••
ڪاشچونآینہروشنمۍشد؛
دلمـ از نقشِتُــووخندهتُــو
صبحگاهان بہ تنمـ مۍلغزید
گرمۍدستِنوازنده تُـــو...
#فروغفرخزاد
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅
♡••
وتوڪُــــــــــــــــــلڪُن
برآنزندهاےڪہهرگز نمۍمیرد..!
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♡••
زیبـــــــــــاست...
گاهی بین شروع و پایان زندگۍ
فقط یڪ لحظہ فاصلہ هست
همدیگر را بدون هیچ توقعۍ
دوســت داشتہ باشیمـ
ڪارےڪہخدابابندهاشمۍڪند...
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
1_636393596.mp3
3.31M
♡••
#بهنامصفوی
الهـــــــی...
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♡••
#حجتاشرفزاده
سـختنگیــر...
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
♡••
اهل رُشـــد ڪردن باشۍ
در بیابـان ، در ڪویــر...
وحتۍدرسنگ همـ رشدخواهۍڪرد
همــــــــــــین...!
زندگۍ سَخت همـ باشد
مـا سَخـــــــت تر از آنيمـ...
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
بارانِ عشق
♡•• کتابصوتی#سلامبرابراهیم گوینده:احسان گودرزی ناشر:نشر شهیدابراهیمهادی قسمت هفتم(جلددوم)📚
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
part8_salam bar ebrahim.mp3
12.25M
♡••
کتابصوتی#سلامبرابراهیم
گوینده:احسان گودرزی
ناشر:نشر شهیدابراهیمهادی
قسمت هشتم(جلددوم)📚
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
♡••
هرچند مؤثــــر است باران
تا دانـــــــــه نیفکنی نروید...
#سعدی
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
بارانِ عشق
#قسمت_114 #عشق_اجباری رفتم تو آشپزخونه جعبه سیگارم رو میز بود ، یه سیگار برداشتم و گوشه ی لبم گذاش
#قسمت_115
#عشق_اجباری
نمیتونستم این گستاخیش رو تحمل کنم ، از جا بلند شدم و با عصبانیتی که خون جلوی چشمهام رو گرفته بود داد زدم :
- از کدوم خواهر حرف میزنی بی غیرت پست ؟ تو خواهر میشناسی ؟ مسئولیت بهار دست تو بود ، تو باید ازش مراقبت میکردی نه اینکه ولش کنی به امون خدا تا هرزه های کثیفی مثل خودت بهش نزدیک بشن ! به خودت میگی مرد ؟ تو اگه مرد بودی که اجازه نمیدادی اون دشمنت ، زندگیتو ، غیرتتو ، ناموستو یا دارو ندارتو ازت کش بره و به ریشت بخنده ؟ اجازه نمیدادی تو رو این تو بندازه تا خیلی راحت به خواهرت نزدیک بشه !
در مقابل هر حرفم صورتش از خشم در حال انفجار بود ، رنگ صورتش کبود شده بود و چشمهاش طغیانی ازخون داشتن .
هاح و واج به دیوار تکیه زد و به وضوح بدنش لرزید ...چند بار سرش رو تکون داد و زیر لب اصواتی میگفت که درست نشنیدم ... با تکون دادن سرش به طرفین از روی ناباوری و تته پته لب زد :
- تو ... تو چی داری میگی ؟ مَن .. منظورت از این حرفا چیه ؟
اینبار بلندتر دادکشیدم :
- از بی غیرتیه تو به خواهرت نزدیک شدن ! به بهار دست زدن میفهمی ؟
بهارو دوست عزیزت ...
با هر بار به زبون آوردن این حرف عصبانیتم بیشتر از قبل میشد با یه حال خراب به سمت مخالف پیچیده و دستم رو لا به لای موهام فرو بردم ... نفس هام از روی خشم و عصبانیت تند شده بودن و صدای دورگه م حاکی از این خشم ناتمومم بود .
سقوط مجتبی رو از پشت سرم حس کردم و فهمیدم که وا رفته روی زمین سُر خورده ... برگشتم بهش نگاه کردم، مثل یه آدم فلج رو زمین افتاده بود و به نقطه نامعلومی خیره نگاه میکرد ... پوزخندی زدم و تو دلم گفتم "اینا برای چزوندنت کمه مجتبی باید تاوان بدی تاوان چیزی که بهارم به خاطر کثافت کاری و اشتباهات تو داده ... باید عذاب بکشی همونطور که منو بهارمو بخاطر حماقتات عذاب دادی "
به سمتش قدم برداشتم و مقابلش ایستادم ... با سری بالا داده بهش نگاه کردم ...فخرم به خاطر قدرتم بود که با وجود غرور شکسته م میخواستم به همه بفهمونم من هنوز همون کیانم حتی اگر قلب و سینه م به هزار تیکه تقسیم بشه اما باز هم استوار میمونم و اجازه نمیدم دشمنم از شکستم لذت ببره
بهار تنها زندگی میکرد دلم شور میزد ازش خواستم بامن زندگی کنه اونم قبول کرد منم یه صیغه محرمیت خوندم بهار یه ماه زنم بود اما تو اینو نمیدونستی ، شرط گذاشتیم بخاطر آزادیه تو و صاف کردن بدهیات یکماه تو خونم پیشم باشه" پذیرفت " مشتهای سفت شده دستش رو دیدم و عصبانیتش پوزخند پر رنگی رو لبم نشوند که محکم تر گفتم :
- واسه من غیرتی نشو پسر عمو ... من ذات دارم ، آدمم حتی اگه تو زندگیم غلط زیادی داشتم اما حد و حدودمو با بهار میفهمیدم که لقمم زیادی درشته باید صبر کنم آسته آسته بجومش بعد قورتش بدم ... بهار با منی که شوهرش بودم زن نشد بهار منو نخواست حتی اجازه نداد بهش نزدیک بشم " از لای دندون هام غریدم " اون بخاطر توئه عوضی شرط منو قبول کرد تا تو از این تو در بیای بری به دادش برسی که اون دوست کثافتت بیاد تکلیف گندی که به زندگیش زده رو مشخص کنه اما اون انقدر ذاتش کثیف بود که نه تنها جرمشو گردن نگرفت تازه تهدیدش میکرد تا دهنشو ببنده و بخاطر فیلمی که از تو داره همه طوره باهاش راه بیاد تازه همین دیشب هم مراسم ازدواجش با یه دختر دیگه بود.
حس کردم ستون فقراتش از وسط دو نصف شد و کمرش شکست ... باز هم پوزخند زدم ... زجر و عذابی که من میکشیدم هیچکس وجودش رو نداشت که بتونه بفهمه رو تنم چقدر سنگینی میکنن.
کنار پاش چنبره زدم و با حرص و تحکم گفتم :
- میخواستم به خاطر بهار آزادت کنم ...میخواستم به خاطر همخون بودنمون از این تو درت بیارم اما دیگه اینکارو نمیکنم چون حقت نیست مثل یه آدمیزاد زندگی کنی و مثل آدم بمیری باید انقدر اینجا بمونی تا مثل سگ جون بدی ... چیزی که لایقته که اون بیشرف با دسته کلید خودت نره تو خونت و به خواهرت تجاوز کنه .
تنش لرزید ... خس خس سینه ش رو شنیدم ... خس خسی که داشت از اوج خشم حرفهام نفسش روبه تنگنا میرسوند .
لبم باز به پوزخند غلیظ تری کج شد و با تاسف سرتکون دادم و گفتم :
- نمیخوای بفهمی جریان اون فیلم چیه یا چه جوری بهارو تهدید میکرده تا به منم چیزی نگه ؟
چند ثانیه بهش خیره نگاه کردم و گفتم :
- فقط میتونم بهت بگم خاک ... خاک تو سرت مجتبی که سهیل فیلم با یه دختر ازت گرفته ... درست همون شب...... از بس بهش مواد و قرص دادن که دختره مرد، بعدم میخواستن شرشو بندازن گردن تو و حکم اعدامتو بالا بیارن که یه عمر هم از خواهرت سواستفاده کنن هم منو زمین بزنن و هم جسم کثافت تو رو با ننگ به خاک تقدیم کنن ...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♡••
باید مَــــــــرا باور ڪنۍ
تنهاترین مــــــــردِ زمینمـ...
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
♡••
بہ ڪوچہ آمده بودمـ ڪمۍ هوا بخورمـ
ڪہ چشمـ مست تورا دیدمـ و زمین خوردمـ!
#بهمنصباغزاده
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
Eyn Baran.mp3
17.91M
♡••
#علیرضاقربانی
ای بـــاران...
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
♡••
شریفترین دل ها دلۍاست ڪہ
انـدیشہ آزار ڪسان در آن نباشد...
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♡••
آنچِہ خوبان هَمِہ دارَند تو یِڪ جا دارے
بۍ سَبَب نیستڪہدَر کُنجِ دِلَمـ جا دارے...
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
♡••
هر شباگرڪبوترِدلسوےڪربـَلاست
امشبمسیرِرفتنشازسمتِسامِـراست...
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
♡••
ما سامرا نرفتہ گداے تُـو مۍشویمـ
اے مهربان امامـ فداے تـُو مۍشویمـ
هـادے خلق، ڪورے چشمان گمرهان
پروانگانِ شمعِ عزاے تُــو میشویمـ...
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
♡••
باید ڪہ جملہ جان شوے
تا لایق جانان شوے...
#مولانا
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
دوبارهچشمامپرازاشک - مقدم.mp3
7.38M
♡••
#جوادمقدم
دوبارهچشمامپرازاشک ...
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
♡••
سـَــــــلام بـَــر
هــــٰـادے دِلھـــــــــٰـا..🖤
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄
♡••
"صلوات خاصه امام هادی علیه السلام"
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَصِيِّ الْأَوْصِيَاءِ وَ إِمَامِ الْأَتْقِيَاءِ وَ خَلَفِ أَئِمَّةِ الدِّينِ وَ الْحُجَّةِ عَلَى الْخَلائِقِ أَجْمَعِينَ اللَّهُمَّ كَمَا جَعَلْتَهُ نُورا يَسْتَضِيءُ بِهِ الْمُؤْمِنُونَ فَبَشَّرَ بِالْجَزِيلِ مِنْ ثَوَابِكَ وَ أَنْذَرَ بِالْأَلِيمِ مِنْ عِقَابِكَ وَ حَذَّرَ بَأْسَكَ وَ ذَكَّرَ بِآيَاتِكَ وَ أَحَلَّ حَلالَكَ وَ حَرَّمَ حَرَامَكَ وَ بَيَّنَ شَرَائِعَكَ وَ فَرَائِضَكَ وَ حَضَّ عَلَى عِبَادَتِكَ وَ أَمَرَ بِطَاعَتِكَ وَ نَهَى عَنْ مَعْصِيَتِكَ فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ وَ ذُرِّيَّةِ أَنْبِيَائِكَ يَا إِلَهَ الْعَالَمِين🕊
༻ @Cafee_eshgh ༺
┄┅┄┅ ❥❥❥ ┅┄┅┄