بصیـــــــــرت
نخستین سردار شهید علی چیت سازیان روز تولد #امام_علی(ع) به دنیا آمد؛ یعنی سیزدهم رجب 1341،به خاطر ا
اولین بار رفت جبهه #مهران ، نبوغ و خلاقیت بی مثالِ او را #علی_اقا_شادمانی کشف کرد .
تا بیخ سنگر عراقیا می رفت. چهار گردان چشمشان به اشاره او بود ، #حاج_همت براش نقشه ها داشت، اما #سردار_همدانی زودتر جنبید و کردش #فرمانده . یه نوجوان 19 ساله شد فرمانده اطلاعات و عملیات یه لشگر! تاکی؟
تا آخر جنگ ، از #کله_قندیِ_مهران شروع کرد. بالای #کله_اسبی_حاج_عمران ترکش خورد . تو #سومار تیر خورد به پاهاش ، توی #جزیره_مجنون ، روی برانکارد فرماندهی می کرد! توی #شلمچه اول ترکش به بازوش خورد ، بعد تیر به پهلوش و توی #ماووت_میهمان_مین_والمری شد.
#کانال_امام_خامنه_ای_شهدا
✍خمپاره صاف خورد ڪنارِ سنگر
#حاج_همت گفت:
بر محمـد و آل محمـد صلوات
نگاهش ڪردم ، انگار #هیچ چیز نمےتوانست تکانش بدهد...
دلم ازاین ایمانها مےخواهد...
#شهید_ابراهیم_همت
#باز_پنجشنبه_ویاد_شهدا_با_صلوات
╭─┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅─╮
@khamenei_shohada
╰─┅═ঊঈ🌹ঊঈ═┅─╯
❂◆◈○
❂○° خاطره ای ناب از حاج احمد متوسلیان و عمليات فتح المبين °○❂
💠 عمليات #فتحالمبين، اولين عمليات بزرگي بود كه به #تيپ۲۷ واگذار شد. قبل از شروع عمليات، قرار بر اين شد گروهي براي شناسايي به منطقه اعزام شوند تا بتوانيم باشناخت بيشتر و حساب شده به دشمن ضربه بزنيم.
🔸كار شناسايي به پايان رسيد، تمامي برادران به خصوص #حاج_احمد و #حاج_همت متفق القول شدند كه بايد فكري به حال توپخانه دشمن كرد . دشمن با داشتن قبضه هاي فراوان در عقبه خود، مي توانست بر روي بچه ها آتش بريزد و تلفات زيادي بگيرد . اين مساله تنها گره كور عمليات بود كه مي بايست هر چه سريعتر فكري به حال آن مي شد . عاقبت پس از مشورت قرار شد گردان #حبيب_بن_مظاهر براي از كار انداختن و محاصره توپخانه دشمن وارد عمل شود . ساعتي از رفتن نيروها مي گذشت و ما هيچ اطلاعي از آنها نداشتيم : #حاج_احمد و #حاج_همت ساكت و آرام در گوشه اي از سنگر نشسته و به نطقه دوري خيره شده بودند. شايد به وسعت كار عمليات فكر مي كردند يا شايد هم ...
📞 ناگهان صداي خش خش بيسيم بلند شد و كسي از آن طرف با جملات رمز چيزي گفت : #محسن_وزوايی بود. آنچه كه #حاج_احمد از اين مكالمه متوجه شد اين بود: "ما راه را گم كرديم نمي توانيم پيش برويم . اصلا در اين تاريكي نمي شود جايي را ديد".
#محسن_وزوايی
#حاج_احمد
شادی ارواح مطهر شهدا #صلوات
http://eitaa.com/joinchat/935919616C80381eda88
❂◆◈○
❂○° خاطره ای ناب از حاج احمد متوسلیان و عمليات فتح المبين °○❂
💠 عمليات #فتحالمبين، اولين عمليات بزرگي بود كه به #تيپ۲۷ واگذار شد. قبل از شروع عمليات، قرار بر اين شد گروهي براي شناسايي به منطقه اعزام شوند تا بتوانيم باشناخت بيشتر و حساب شده به دشمن ضربه بزنيم.
🔸كار شناسايي به پايان رسيد، تمامي برادران به خصوص #حاج_احمد و #حاج_همت متفق القول شدند كه بايد فكري به حال توپخانه دشمن كرد . دشمن با داشتن قبضه هاي فراوان در عقبه خود، مي توانست بر روي بچه ها آتش بريزد و تلفات زيادي بگيرد . اين مساله تنها گره كور عمليات بود كه مي بايست هر چه سريعتر فكري به حال آن مي شد . عاقبت پس از مشورت قرار شد گردان #حبيب_بن_مظاهر براي از كار انداختن و محاصره توپخانه دشمن وارد عمل شود . ساعتي از رفتن نيروها مي گذشت و ما هيچ اطلاعي از آنها نداشتيم : #حاج_احمد و #حاج_همت ساكت و آرام در گوشه اي از سنگر نشسته و به نطقه دوري خيره شده بودند. شايد به وسعت كار عمليات فكر مي كردند يا شايد هم ...
📞 ناگهان صداي خش خش بيسيم بلند شد و كسي از آن طرف با جملات رمز چيزي گفت : #محسن_وزوايی بود. آنچه كه #حاج_احمد از اين مكالمه متوجه شد اين بود: "ما راه را گم كرديم نمي توانيم پيش برويم . اصلا در اين تاريكي نمي شود جايي را ديد".
ــــــــــــــــ🕊🌹ـــــــــــــــــــــ
@khamenei_shohada
بصیـــــــــرت
#عملیات_شناسی دوم فروردین سالگرد عملیات فتح المبین(۱۳۶۱هش) #عملیات_فتح_المبین 🛑 فتحالمبین از عملی
❂◆◈○
❂○° خاطره ای ناب از حاج احمد متوسلیان و عمليات فتح المبين °○❂
💠 عمليات #فتحالمبين، اولين عمليات بزرگي بود كه به #تيپ۲۷ واگذار شد. قبل از شروع عمليات، قرار بر اين شد گروهي براي شناسايي به منطقه اعزام شوند تا بتوانيم باشناخت بيشتر و حساب شده به دشمن ضربه بزنيم.
🔸كار شناسايي به پايان رسيد، تمامي برادران به خصوص #حاج_احمد و #حاج_همت متفق القول شدند كه بايد فكري به حال توپخانه دشمن كرد . دشمن با داشتن قبضه هاي فراوان در عقبه خود، مي توانست بر روي بچه ها آتش بريزد و تلفات زيادي بگيرد . اين مساله تنها گره كور عمليات بود كه مي بايست هر چه سريعتر فكري به حال آن مي شد . عاقبت پس از مشورت قرار شد گردان #حبيب_بن_مظاهر براي از كار انداختن و محاصره توپخانه دشمن وارد عمل شود . ساعتي از رفتن نيروها مي گذشت و ما هيچ اطلاعي از آنها نداشتيم : #حاج_احمد و #حاج_همت ساكت و آرام در گوشه اي از سنگر نشسته و به نطقه دوري خيره شده بودند. شايد به وسعت كار عمليات فكر مي كردند يا شايد هم ...
📞 ناگهان صداي خش خش بيسيم بلند شد و كسي از آن طرف با جملات رمز چيزي گفت : #محسن_وزوايی بود. آنچه كه #حاج_احمد از اين مكالمه متوجه شد اين بود: "ما راه را گم كرديم نمي توانيم پيش برويم . اصلا در اين تاريكي نمي شود جايي را ديد".
ـــــــــ🇮🇷بصـــیرت مجازے🇮🇷ــــــــ
☑️ @Baserat_ir