فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
فیلمی تاریخی از سخنان امام خمینی (ره) در حضور برخی از مسئولین نظام در رابطه با حمایت نکردن #مردم از #حکومت:
🔸پیامبر (ص) به دنبال جلب نظر مردم بود. دولت، ارتش و پاسداران هم باید همین را مدّنظر داشته باشند
🔹خطر بزرگ آن است که ملت از حکومت برگردد.
🔸اگر حکومت بخواهد مردم را تحت فشار قرار دهد، باید فاتحه آن دولت و حکومت را خواند.
🔹گمان نکنید که قدرت نظامی شما را نگه داشته است؛ قدرت ایمان و پشتیبانی ملّت شما را نگه میدارد.
🕊🌷 @khamenei_shohada
بصیـــــــــرت
◇ ❁ ❥◇ ❁ °•❤️•° ❁ ◇❥ ❁ ◇ مـدافعـــــ عشـــ💞ـــق #هوالعشـــــــــق #عاشقانه_مذهبی #قسمت_بیست_و_
◇ ❁ ❥◇ ❁ °•❤️•° ❁ ◇❥ ❁ ◇
مـدافعـــــ عشـــ💞ـــق
#هوالعشـــــــــق
#عاشقانه_مذهبی
#قسمت_بیست_و_چهارم 4⃣2⃣
.
همانطورڪ باقدمهای بلند سمتت می آیم زیر لب ریز میخــــندم می ایستی وسوار موتور میشوی... هنوزمتـــــوجه حضور من نشده ای من هم بی معطلی و باسرعت روی ترڪ موتورت میپرم و دستهایم را روی شانه هایت میـــــگذارم..شوڪع میشوی و ب جلو میپری سر میگردانی و ب من نگاه می ڪنی!سرڪج می ڪنم و لبخند بزرگی😁 تحـــــویلت میدهم!
_ سلام آااقا!..چرا راه نمیفتی!؟
_ چی!!!...تو!...ڪجا برم!
_ اول خانوم رو برسون ڪلاس بعد خودت برو حـــــوزه..
_ برسونمت؟؟؟
_ چیه خب!تنها برم؟
_ لطفا پیاده شو...قبـــلشم بگو بازی بعدیت چیع...!
_ چراپیاده شم؟...ینی تن...
_ اره این موقع صـــــبح ڪلاس داری مگع..؟
_ بعله!
پوزخندی میزنی..
_ ڪلاس داری یا تصمیم گرفتی داشته باشی....
عصبی پیاده میشوم...
_ ن..!تصمیمم چیز دیگس علی اڪبر!
این رامیگویم و بحـــــالت دو ازت دور میشوم..
خیابان هنوز خلـــــوتهه و من پایین چادرم را گرفته ام و میدوم..نفس هایم ب شماره می افتد نمیخـــــااهم پشت سرم رانگاه ڪنم گر چ میدانم دنبالم نمـــــیآیـی...
ب ی ڪوچه باریڪ میرسم و داخل میروم...
ب دیوار تڪیه میدهم و ازعمـــــق دل قطرات اشڪم😭 رارها می ڪنم..
دستهایم را روی صـــــورتم میگذارم،صدای هق هق درڪوچه میپیچد...
چن دقیقه ای بهمان حال گذشت ڪ صدایی منوخطاب ڪرد:
_ خانومی چی شده نبینم اشڪاتو!
دستم رااز روی صورتم برمیدارم،پلڪ هایم رااز اشڪ پاڪ و ب سمت راست نگاه می ڪنم...پسرغریبه قد بلند و هیڪلی باتیپ اسپرت ڪ دستهایش رادرجیب های شلوارش فرو برده و خیره خیره نگـــــاهم می ڪند...
_ این وقت صبـــــح؟؟..تنها!؟...قضیه چیه ها!
و بعد چشمڪ میزند!😉
گنـــــگ نگاهش می ڪنم هنوز سرم سنگینههه چندقدم نزدیڪم می آید...
_ خیلی نمیخوره چادری باشی!
و ب سرم اشاره می ڪند دستم رابی اراده بالا میبرم روسری ام عقب رفته بود و موهایم پیـــــدا بود..ب سرعت روسری را جلو می ڪشم ،برمیگردم ازڪوچه بیرون بروم ڪ ازپشت ڪیفم 👜رامیگریدومی ڪشد ترس ب جانم می افتد...
_ آقا ول ڪن!
_ ول ڪنم ڪجا بری خوشگله!؟
سعی می ڪنم نگاهم رااز نگاهش بدزدم قلـــــبم درسینه می ڪوبدڪیفم رامی ڪشم اما او محڪم نگهش میدارد....
♻️ #ادامه_دارد...
#داستان_عاشقانه_مذهبی 💘
#مدافع_عشق
❣ @khamenei_shohada
🌹مازندران بوی شهادت گرفت🌹
♦️یاسر سپیدروز از اهالی روستای چناربن نکا از نیروهای انتظامی مستقر در استان خوزستان صبح امروز(سهشنبه) در درگیری با اشرار در شهرستان شادگان به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
♦️ #شهید_یاسر_سپیدروز در درگیری با افراد مسلح ضمن وارد آوردن تلفات سنگین به مهاجمان و دستگیری چند تن از اشرار خود به مقام شامخ شهادتــــ ـــــ🕊🌹ـ
نائل آمد
#امنیت_اتفاقی_نیست
#شهادتت_مبارک
نا اهلان...
پنداشته اند که
مسلمین را خوابی عظیم فرا گرفته ،
غافل از آنکه، #مؤمنین سالهاست...
که فرزندانشان را
ابراهیم وار
برای قربانی شدن در راه حق آماده کرده اند.
..
#شهید_آوینی
#شبتون_شهدایی
🌷 یا صاحب الزمان (عج) 🍃
بغضِ غمِ دوریات گلوگیر شده
تعجیل بکن ؛ آمدنت دیر شده
از کودکیام منتظرم برگردی
برگرد ، ببین منتظرت پیر شده
#متی_ترانا_و_نراک
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
╭─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─╮
@khamenei_shohada
╰─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─╯
#شهید_سید_رضا_ترابی
🌷نام پدر :سید علی اصغر
🌷تاریخ تولد :۱۳۴۱/۰۲/۰۲
🌷محل تولد :دامغان
🌷مسئولیت :آرپی جی زن
🌷تاریخ شهادت :۱۳۶۰/۰۹/۱۳
🌷محل شهادت :بانه
🌷نام عملیات پاکسازي جاده بانه - سردشت
#فرازی_از_وصیتنامه
اينجانب سيد رضا ترابي فرزند علی اصغر اول با گفتاري از استاد شهيد آيتا… مطهرى درباره امام حسين(ع) شروع ميكنم امام حسين(ع) مرگ در راه امر به معروف و نهي از منكر زينت بخشيد و به آن شكوه و جلال داد. اگر چه دنيا بسيار زيباست ولي خانه آخرت هرچه كه دنيا زيبا باشد از آن زيباتر است
#سالروز_شهادت
╭─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─╮
@khamenei_shohada
╰─┅═ঊঈ🌷ঊঈ═┅─╯
بصیـــــــــرت
#شهید_سید_رضا_ترابی 🌷نام پدر :سید علی اصغر 🌷تاریخ تولد :۱۳۴۱/۰۲/۰۲ 🌷محل تولد :دامغان 🌷مسئولیت :آرپی
#راوی_همرزم_شهید
🔰روز قبل از عملیات بازگشایی جاده سر دشت – بانه، انبار تنباکو توقف کرده بودیم 🌹
قرار شد فردا ساعت دوازده🕛 عملیات داشته باشیم
وقتی صبح داخل حیاط شدم،
با تعجب دیدم سیدرضا یخ های حوض را شکسته و در حال غسل کردن است. گفتم: «تو این سرما چیکار میکنی❓»
🙂لبخندی زد و گفت: « #غسل_شهادت.»
وسوسه شدم.
من هم غسل کردم. دندونهام از سرما🌬 به هم می خورد. عازم عملیات شدیم.
او شهیــــــــــ🌷ـــــــــد شد و من سالم برگشتم.😔
#روحمان_با_یادش_شاد
#نشر_بمناسبت_سالروز_شهادت
(خاطره ایی از سیدمهدی هراتیان – همرزم شهید)
http://eitaa.com/joinchat/935919616C80381eda88
📝 #قصہ_عاشقی 💞
بهنام پسری🙍♂ بسیار با ادب و سر بہ زیر بودتڪ پسر خانواده با پدری ڪشاورز
ڪہ با دستانی پینہ بستہ
قرار بود تنها گاوی ڪه داشت رو
برای اتمام خدمت سربازی پسرش
جلوش قربان ڪنه😓 .
پسری ڪه قرار بود بعد از اتمام خدمت ،
نامزد عقد بستہ شو عروس ڪنہ . بهنام نبود ببینہ ڪہ چطور
خواهراش و مادرش
براش هلهلہ سر میدادن و
نقل میپاشیدن روی تابوتش 😭.
🌷 #شهید_مدافع_وطن_بهنام_کاظمی و
رفیقش #شهید_مدافع_وطن_مجتبی_یعقوبی
🌷تاریخ شهادت : 1395/09/12
🌷محل شهادت : مرز ماکو
حین تعقیب و گریز
به شهادتـــــ🌹ـــــــــــ رسیدند ،،،،
#سالگرد_شهادتشان
#بیاد_شهدای_عزیز_مرزبانی