eitaa logo
•| بسیج‌ دانشکده‌ علوم‌تربیتی‌ و روان‌شناسی |•
97 دنبال‌کننده
273 عکس
57 ویدیو
1 فایل
-بسم‌رب‌المھدی؏🤍- . بسیج‌دانشکده‌‌ی علوم‌تربیتے و روانشناسے [ دانشگاه‌شھیدبھشتے ] . . - دانشجو ؛ امید ؛ حرڪت🌱! __________________
مشاهده در ایتا
دانلود
- نسترن‌های کوچه‌ می‌دانند، باغ ما بی گل آقاقی نیست اتفاقا گواهی عشق است، امنیت امر اتفاقی نیست اتفاقا گواهی شهداست، وطنِ یاس و نسترن، ایران شهدا کوچه کوچه می‌گویند، دوستت دارم ای وطن، ایران تو بگو روبه‌روی ما در جنگ، پشت جلاد اجنبی باشد آنچه بالاست، پرچم شهداست شهر اگر شهر زینبی باشد خون شاعر حلال شد اما، عمر این بیت‌ها حرام نشد به ته خط رسیده‌ایم ولی کار ما با علی تمام نشد - | 🌱| @Basij_psycSBU
[ او میتوانست اینقدر بزرگ نباشد ].mp3
زمان: حجم: 8.7M
او هم می‌توانست همینطور باشد؛ ولی ما از این داستان‌ها خوشمان نمی‌آید! ما چشمانمان‌ عادت کرده به عکس‌های سلیمانی وقتی چشمانش خسته‌ست.. - | 🌱| @Basij_psycSBU
- [ فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَ مَنْ تَابَ مَعَكَ.. ] شهادت مظلومانه‌ی هموطنانِ زائر مزار حاج‌قاسم در حمله‌ی تروریستیِ کرمان را تسلیت عرض می‌کنیم. - | 🌱| @Basij_psycSBU
بسیج دانشجویی دانشکده‌ی علوم‌تربیتی و روانشناسی برگزار می‌کند؛ 💢📊مرور مباحث برگزیده‌ی آمار توصیفی📊💢 با حضور استاد دکتر امیر شهسواری - زمان: یک‌شنبه ۱۷ دی‌ماه و دوشنبه ۱۸ دی‌ماه، ساعت ۱۳ الی ۱۵ - مکان: کلاس ۱۰۱ دانشکده روانشناسی • هزینه‌ی کارگاه، ۱۰ هزار تومان می‌باشد • برای ثبت‌نام به آیدی زیر پیام دهید: - @SBUpsyc 🌱| @Basij_psycSBU
- 👨‍🏫کارگاه رفع اشکال آمار توصیفی با حضور استاد شهسواری عضو هیات علمی دانشکده - 🌱| @Basij_psycSBU
@Basij_psycSBUMaheRajab.mp3
زمان: حجم: 6M
| بشنوید از ماه رجب، از زبان آقامجتبى تهراني.. | - 🌱 | @Basij_psycSBU
- مرز دنیای اسلام امروز در غزّه است، نبض دنیای اسلام امروز در غزّه میزند. آنها ایستاده‌اند در مقابل دنیای کفر، دنیای طاغوت، دنیای ! طرف آنها فقط رژیم صهیونیستی نیست. یکی از خصوصیّات همین است که مجاهدِ تبیین بداند امروز چه چیزی را باید تبیین کند؛ مسئله‌ی روز خودش را بشناسد. امروز شما باید غزّه را کنید، امروز شما باید دشمنی‌های با نظام اسلامی را تبیین کنید. انواع و اقسام دشمنی با نظام اسلامی را دارند عمل می‌کنند، اجرا می‌کنند؛ باید سینه سپر کنید. - • سیدعلی‌خامنه‌ای؛ ۱۳ دی ۱٤۰۲ • - 🌱 | @Basij_psycSBU
| بسم‌ الله الرّحمن الرحیم | ناصرالدین، وقتی هنوز آن سبیل‌های معروفش سبز نشده بود؛ وقتی فقط سه‌ساله بود؛ شخص دوم مملکت شد. ولیعهد حکومت بزرگ قاجار. با حفظ سمت، فرمانروای ولایت بزرگ آذربایجان هم بود. به سفرهای خارجی که می‌رفت، پادشاهان و رؤسای‌جمهور او را روی پای خود می‌نشاندند. بعد از او مظفرالدین هم هشت‌ساله بود که ولیعهد همایونی ایران و حاکم آذربایجانات شد! همزمان با جنگ جهانی اول، وقتی ابرقدرت‌های جهان، با خبره‌ترین و بزرگترین سیاست‌مداران خود در رأس دولت‌هایشان، مشغول نبرد برای گسترش قلمر و تثبیت قدرت خود بودند، شاه ایران یک نوجوان هجده‌ساله بود. او البته از نه‌سالگی پادشاه شده‌بود. بله یک پسرک کلاس‌سومی پادشاه بود. بله در همین قرن اخیر! همین چندسال پیش، در حکومت مدرن(!)پهلوی، رضاپهلوی، پسرمحمدرضاشاه، وقتی هنوز مدت‌زیادی از مراسم ختنه‌سوران مجلل و پرحاشیه‌اش نمیگذشت، کم‌کم با همان دامن آماده مراسم تاج‌گذاری در سعدآباد شد و در هفت‌سالگی ولیعهد ایران شده و به کاخ اختصاصی خود انتقال یافت! قرن‌ها مشتی‌ صغیر، مصلحت عام میکردند. تا آمد! خمینی بزرگ و روشنفکر! فقط او بود که توان ایستادن در برابر این حماقت هزاران ساله را داشت. او بود که ایستاد در برابر این تسلسل که هرکه از اسپرم شاه باشد و روی تخت شاه تولید شده باشد، افضل است از تمام خلایق و مناسب‌تر است به‌حکومت از وزیران کارکشته و پیران‌عالم و تحصیل‌کرده؛ گرچه طفلی سه‌ساله و هفت‌ساله باشد. خمینی بود که فرمود حکومت تنها حق دانشمندان و عالمان و فقیهان عصر است؛ فقهای مجتهد استخوان‌ترکانده و موی‌ سپیدکرده. همو بود که تصدی مناصب دولتی و حکومتی را مشروط به اراده و رای مردم کرد؛ که من فقیهِ فیلسوفِ حاکم حق یک رای دارم و آن پیرمرد روستایی دام‌چران پابرهنه هم حق یک رای. او پس از هزارها سال حکومت سلطنتی استبدادی که در آن، مردم به مثابه امواتی متحرک و مفت‌خور و بی‌ارزش، تحقیر می‌شدند، رو به توده‌ها گفت راستی شما چه‌کسی را حاکم میخواهید؟ بیایید و رای‌تان را بفرمایید! ما مردگان بی‌ارزشی در بودیم خمینی ما را زنده کرد! - مهدی‌مولایی(عجم‌علوی) - 🌱 | @Basij_psycSBU
| بسم‌ الله الرّحمن الرحیم | «ای مادر! هنگامی که فرودگاه تهران را ترک می‌گفتم تو حاضر شدی و هنگام خداحافظی گفتی: ای مصطفی، من تو را بزرگ کردم، با جان و شیره‌ی خود تو را پرورش دادم و اکنون که می‌روی از تو هیچ نمی‌خواهم و هیچ انتظاری از تو ندارم، فقط یک وصیت می‌کنم و آن این که خدای بزرگ را فراموش نکنی. ای مادر، بعد از بیست و دو سال به عزیز خود باز می‌گردم و به تو اطمینان می‌دهم که در این مدت دراز حتی یک لحظه خدا را فراموش نکردم، عشق او آن‌قدر با تار و پود وجودم آمیخته بود که یک لحظه حیات من بدون حضور او میسر نبود. خوشحالم ای مادر، نه فقط بخاطر این که بعد از این هجرت دراز به آغوش بر می‌گردم، بلکه به این جهت که بزرگ‌ترین طاغوت زمان شکسته شده و ریشه ظلم و فساد برافتاده و نسیم و استقلال می‌وزد...» این دست‌نگاشته را دکتر مصطفی چمران در نخستین روز ورود به تهران در بهمن ۱۳۵۷ نوشت... - برگرفته از کتاب 'خدا بود و دیگر هیچ نبود.' - 🌱 | @Basij_psycSBU