فاجعه آن جاست
که رنج ، عادی میشود
و انسانها
یاد میگیرند
با چیزی کنار بیایند
که هرگز
نباید پذیرفته میشد:)
درون قلبم هیچگونه انرژی برای تنفر از کسی ندارم و قلبم جایی برای چنین آلودگیهایی ندارد؛ من یا دوستت خواهم داشت یا برایت آرزو میکنم بهبود پیدا کنی..
ما اصلاً با هم، «ما» نشده بودیم؛
من فقط توی سرم یه داستان قشنگ ساختم
و نقش اولش رو به تو دادم.
اگه میفهمیدین حرفاتون چقدر آدمو میرنجونه، همینطوری دهنتونو باز نمیکردین و اشغال نمیریختین بیرون.
هرچقدر گوگل موقع درد و مرض آدم رو ناامید میکنه، چت جیپیتی اینجوریه که: میفهمم سرت قطع شده، ولی این موضوع خیلی بین آدمای همسن تو رایجه.
آدماى بىذوق واقعا كابوسمن.
يه چيزى رو با كلى خوشحالى براش تعريف ميكنی، بعد اينجوريه كه الان چيكار كنم؟ هيچكارى نكن عزیزم، بيوفت بمير كه فرقى با مرده ندارى.