داداش حالا میخوای دو دقیقه به بدترین سناریو فکر نکن ، شاید درست شد اصن
خب والا .
اهمیت رو باید توی رفتار آدما دید و الا اگه به حرف باشه که من مخلص همه شما هستم !
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایرانی موقع حمله :😂
ᕦ •ᴥ•°
#حقتاکیتاکجا
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ ، الْحُسَیْنِ ،
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ ،
وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ . . .
•اللهم عجل لولیک فرج•
حالا این دفعه رو هم اهمیت بدم دفعه بعدی از سگ کمترم اگه سر سوزنی برام مهم باشه 😊
خاطرات خاکستری ؛
-
امروز بیروح تر از دیروز و شاید روز های قبل تر دارد میگذر،شنیدی میگویند فقط خدا میدونه چی بهم گذشت؟! دقیقا همین حس را دارم کلمات در ذهنم در تمام طول این مدت متولد شدند رشد کردند و شهری از انبوه کلمات در ذهنم ساختند اما نمیدانم به کدامین دلیل ولی نمیتوانم آنها را بر زبان جاری کنم دلیلش چه میتواند باشد؟شاید من نمیتوانم آن را حتی برای خودم شرح دهم!پس در ذهنم باقی میمانند و هرروز شهرشان را بزرگتر و ذهن مرا مغشوش تر و قلبم را سنگین تر و روحم را خسته تر میکنند،اما عزیز من برای تو چند خطی از حالم را شرح میدهم؛اما قول بده تا به کسی نگویی درست مثل زمانی که با انگشت کوچکت قول میدادی و من چه ساده از اعماق قلبم حس میکردم دنیا از آن من است!
ولی آنها دلتنگی است گویی همان خدای یکی بود و یکی نبود قصه هاست ، همیشه در همان جایی که بار اول دلم اسیر چشمانت شد مینشیند و آرام آرام اشک میریزد ، جالب است وقتی از او بپرسی: برای چه گریه میکنی؟با حیرت میپرسد گریه؟من که گریه نمیکنم،اوه معذرت میخوام متوجه نشدم!چیزی نیست.
دقیقا همین چند جمله کوتاه را میگوید و به تنهایی خود بازمیگردد،میدانی چیست جانِ من؟!دلتنگی تمام این شهر را پر کرده است اری ، از کوچک و بزرگ همه دلتنگیست دلتنگی برای اولین باری که نامم را بر زبان آوردی دلتنگی برای اولین باری که شیرین ترین جملات را با آن تن صدای مردانه ات زمزمه کردی . .
دلتنگی برای اولین باری که با یک حرف ساده تو تا صبح لبخند زدم و هزاران دلتنگی کوچک و بزرگ دگر . . .ذهنم انبوه دلتنگی هاست و قلبم انبوه رنج ها ولیکن روحم تاب تحمل ندارد .
دیروز احمد آقا بقال را دیدم بنده خدا ناراحت بود از او پرسیدم چه شده؟گفت:والا چی بگم دخترم دیروز دامادم سر ساختمون رفته طبقه بیستم گچ کاری کنه از اون بالا افتاده الان تو کماست دختر بیچارهی من یه چشمش اشکه یه چشمش خون منم کاری از دستم بر نمیاد دکترا گفتن خرجش بالاست نمیدونم چیکار کنم پناه بر خدا) راهش را کشید و رفت و منتظر جوابی همنماند؟ میبینی؟گاهی آدم ها منتظر جواب نیستند فقط شنونده میخواهند و شاید من انقدر در انتظار این شنونده نشستم تا خود شنونده خود شدم!
ولی من از طبقه چندم زندگی افتادهام که این چنینم؟! اول؟دوم؟سوم؟دهم؟بیستم؟سیام؟چندم؟من از طبقه چندم افتاده ام که اینچنینم؟میدانی فرق من و داماد احمد آقا بقال چیست؟او شاید بمیرد شاید نمیرد اما من مدت هاست مردهام و کسی نمیداند گمانم اگر از درون من خبر داشته اند امروز چهلم من بوده است.مثل همیشه به خانه بازگشتم. . .و در راه به این فکر میکردم که اگر خانهای که از خاطرات باهم ساختیم را میفروختم پول زیادی میشد آنوقت کمی را به آن بنده خدا میدادم،ولی مردم این شهر احمق اند اگر این کار را بکنم میگویند دیوانهای نمیدانند آن خاطرات در قلب من از رقم های ریز و درشت این جماعت بیشتر و بیشتر است.
ولی من هرگز این کار را نخواهم کرد عزیز تر از جانم به راستی گفتم عزیز تر از جانم برایت گفتهام زین پس جانی برایم نمانده تا صدایت زنم عزیز تر از جانم؟!نمیدانم چگونه آن همه شور و شوق به یکباره از بین رفت. .آها شاید دقیقا همان زمانی که تورا با دیگری دیدم …
من هرروز و تمام روز پشت سطر های خنده دارم برای دوباره دیدن چین کنار چشمت حفرهای که وقتی میخندی به وجود میآید و تُن صدای مردانهات که دین و دنیایم را ازم گرفت اشک میریزم رفتهی بی برگشتم. . .:)
-
#من؟!
• بــاوان °
خاطرات خاکستری ؛ - امروز بیروح تر از دیروز و شاید روز های قبل تر دارد میگذر،شنیدی میگویند فقط خدا م
چرا جدیدا متنام زیادی دلی میشه؟🙏🏻💔
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ ، الْحُسَیْنِ ،
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ ،
وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ . . .
•اللهم عجل لولیک فرج•