{ از شجاعت تا شهادت }
-
از روز نخستین آتش زمین لرزید، وطن خسته شد از دود و داغ ؛
دل من اما میانِ خرابههای شهر هر لحظه میجوشید با شجاعت شعلهای در هر رگ و باغ . .
ناگه ترس نشست بر چشمانِ کودک و لرز افتاد بر دلِ پیر !
اما صدای خون تفنگها، زمزمهی امید را کرد اسیر…
آه از میناب . . .
در میناب ستارهها افتادند پیش از سحر
دخترانِ کوچک با دل بزرگ ! خوابشان پر از خندههایِ آخرِ پدر. . .
مادران؛ سجادهها را با اشک شستند و پدران به سکوت چشمانشان قسم خوردند که وطن را تا آخرین قطره خونشان حفظ کنند ! .
بیا تا بگویم از مردی که قامت ِ ایمان بود …
حضرت نور! که چون شمع شبانِ ملت، میانه طوفان، جان بود . . .
اما شهادت او داغی شد بر دلِ زمان ِ . .
ولیکن نامش چون فجر نو، رویید به آسمان !
و آنگاه خیابانها، پر از فریادِ «الله اکبر» پیر و جوان شد . . .!
زن و مرد، دختر و مادر، همه یکدل، یکصدا، بر لبشان «ایران» بود
چه آن زنِ چادری که دعا میپراکند جلو خاک ؛
چه آن دخترِ بیحجاب که دلش برای وطن تپندهتر از تاک؛همه دست در دست هم دادند زیرِ بارانِ گلولهی شب . .
فریاد زدند: "ما زندهایم، تا وطن بماندتا صبح روشن عشق، به لب"
و اکنون پس از داغ… پس از خون…
خورشید پیروزی از دل خاک ِ شب بیرون !
آری . .من شاعرِ این سرزمینم، سرزمینی که از خاکش درد رویید . .
هر واژه را از اشکِ مادر و صدایِ "اللهاکبر" تنیدم.
ای غریبی و غرب زده ها، بدانید این وطن نمرده است !
یادتان رفته است ایران ملت امام حسین است ؛ اما خداوند طوفان شن های ِطبس این را برایتان یادآوری خواهد کرد زمان ظهور منجی موعود
آری . .این وطن نمرده است .
-
- عسلی .
هرچی طولانی تر سوار قطار اشتباه بمونی ، هزینه برگشت به خونه گرون تر میشه .
تو زندگیم اشتباه زیاد داشتم ولی تاحالا با آهنگ " من الان فقط سه تا چیز میخوام " استوری نزاشتم عرعر کنم 🙏🏻
والا اگه راستشو بخواید میگم که در حال حاضر حذف آدما برام خیلی راحت تر از هر کاریه🙏🏻
- آرزو ها متولد میشوند ؛
بعضی هایشان قد میکشند و میوه میدهند . .و بعضی هایشان دود میشوند و گاهی بر باد میروند .
به زندگی ای که ؛
آدمها به نمایش میذارن ، غبطه نخورید،
یه فروشنده . .
قشنگترین جنسهاشو تو ویترین میچینه!