در آستانه سال نو، ایرانِ من
از لابهلای خاکستر های شب گذشتی . .
چون موجی که از سینهاش آتشِ امید
آرامآرام دوباره زاده میشود ؛ای سرزمینِ چشمهای صبور، ای وطنم ایران . .
دعایِ امسالِ ما ...؟
چیزی جز شکفتن فردا نیست و نخواهد بود فردایی که در آن آسمان به نام مهربانی باز شود انشالله . . . : )
حال در این سپیدهدم ِ ۱۴۰۵ آرزوهایم را مثل چلچراغ به شاخههای رویا آویزان میکنم ؛
خانههایتان گرم
دلهایتان آرام،
راههایتان روشن
ایندهتان از نور کودکانتان پر باشد !
و اما…
برای آن بزرگواری که نبودنش چون سایهای نرم اما سیه بر این سرزمین مادری افتاده است
میگویم :
گرچه جسمش چون شهابی دور از ما رفته
اما یادش و روحش نفس قامتکشیدنش
در تاروپود ِ این خاک مانده! ایستاده استوار، چون کوهی که پشتِ مردمش را
تا صبحِ ظهور نگه میدارد
و ما…
ما ادامه میدهیم !
با قلبهایی که هنوز میتپند،با دستهایی که هنوز میکارند و برداشت میکنند و با چشمانی که هنوز منتظرند برآمدن ِآن روز بزرگ که در روز، جهان یکباره آرام میشود
و لبخند،به اندازهی یک خورشید برمیگردد !
و اما سلام بر ۴۰۵…
سلام بر بهاری که از راه میرسد
حتی اگر زمستان هنوز
چنگالهایش را رها نکرده باشد
تنتان سلامت ، لبتان خندان ، سفره هایتام پر برکت
سال نو مبارک 💗 .
-
ـ عسلی ـ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ ، الْحُسَیْنِ ،
وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ ،
وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ . . .
•اللهم عجل لولیک فرج•