نه اشتباه نکن ، نه زیباییِ تو، نه محبوبیتِ تو، مرا مجذوب خود نکرد، تو روح زخمی و تکه تکهی مرا بوسیدی، بال های شانه های غمگین و یخ زده ام شدی، تو نقطهی نورِ من میان سیاهیِ تمام زندگی ام شدی،
و من عاشقت شدم،
با این همه، ای قلب سوخته، از یاد مبر که ما، من و تو عشق را رعایت کردیم..
او از هر نظر نابود شده بود ، اما انسانی که شوری در سر دارد، در زندگی شکست نمیخورد
هرشب خیره کننده ترین تصویرِ دنیا جلوی چشمام بود و مردم ازم میپرسیدن چرا دیوونه ای
همه فکر میکنند که کاملا خوب شده ام، همیشه همینطور بوده،
اما درد همچنان آزارم میدهد و من آن را تقسیم میکنم با تنهایی ، دوستی که همیشه همراهم خواهد بود