مایل بودم خونریزیِ دوباره زخم های خودم را ببینم
اما خم به ابروی تو و چروکی به چانه ات نیاید
هدایت شده از разлюбить
روی دیوار یک شهر متروکه، با جوهری قرمز فقط یک جمله نوشته شده: "من هنوز تاوانشو پس ندادم."
- فور کن و فقط یه حسی که نمیتونی توصیفش کنی رو به یه واژه خلاصه کن.
تا آریسن و جیمز بهت بگن که :
- کدوم موجود تاریکی اون حس رو بلعیده
- اون حس چطور به یک سند نفرینشده تبدیل شده
- و در چه لحظهای از تاریکی بیرون میاد تا بهت یادآوری کنه: هنوز تموم نشده...
Limit : 175 , 85 | Tags .