هدایت شده از разлюбить
روی دیوار یک شهر متروکه، با جوهری قرمز فقط یک جمله نوشته شده: "من هنوز تاوانشو پس ندادم."
- فور کن و فقط یه حسی که نمیتونی توصیفش کنی رو به یه واژه خلاصه کن.
تا آریسن و جیمز بهت بگن که :
- کدوم موجود تاریکی اون حس رو بلعیده
- اون حس چطور به یک سند نفرینشده تبدیل شده
- و در چه لحظهای از تاریکی بیرون میاد تا بهت یادآوری کنه: هنوز تموم نشده...
Limit : 175 , 85 | Tags .
وقتی تو غم چشم ها، لرزش دست ها، سکوت دائمی و دوری من از همه را نمیدیدی، چه دلیلی داشت که به تو بگویم خوب نیستم؟ هیچ
از آنجایی که مردم خودکشی میکنند ، یعنی چیزی بدتر از مرگ وجود دارد.
به همین دلیل است که وقتی در مورد خودکشی میخوانید ،
شما را تا مغز استخوان میسوزاند:
این جسد لاغر آویزان روی لبه پنجره نیست که وحشتناک است،
بلکه آن چیزی هراس انگیز است که لحظه ای قبل از آن در قلب اتفاق افتاده است.