زمانی که بودی صدایت را نمیشنیدم
حالا که نیستی همه چیز تو را صدا میزند
یکی از سخت ترین بلاهایی که میتونه سرت بیاد سوگواری برای از دست دادن آدماییه که هنوز زندن
کاش میتوانستم مست کنم و این غم ها را گردن الکل بیاندازم
هیچکس باور نمیکند سالهاست در غمی که تو برایم ساختی اشک میریزم
به این حقیقت رسیده بودم که هر حسی در وجود من آنقدر عمیق و شدید میشود که در من جنون ایجاد میکند و من برای مبتلا نشدن به این جنون باید از تمام احساسات دور بمانم
اینجوری بگم که وقتی بین همه چیز نگاهش میکردم، همهی فضا سیاه و سفید بود و فقط اون رنگی بود