تمامِ اینها دروغی بیش نبود، دیر آمدی ، و هرگز نمی آیی
همچنان دوستت دارم
آثار زیادی در چهره اش است که هنوز زیباست اما زندگی در وجود او جریان ندارد
جدا مردم مارو از چی میترسونن:)؟
تو خیابون دارم راه میرم میبینم خانواده هه که متشکل از یه پیرمرد و پیرزنه با ادامشون دارن زیر شلیکا و صداها بستنی سنتی میخورن.
و همچنان راه خودشونو ادامه میدن
جیگرم برای این کسایی که تو ناو شهید شدن کبابه
خیلی مظلوم بودن
فرض کنید کسی که شاید سال به سال خانوادشو نمیبینه شایدم بیشتر
(
یکیشون پیشبند بچش پیشش بود گفت هروقت دلم تنگ میشه اینو میگیرم دستم بو میکنم)))
یعنی هرکدوم از خانوادشون حرف زدن گریه کردن وسطش)