اینجوری بگم که وقتی بین همه چیز نگاهش میکردم، همهی فضا سیاه و سفید بود و فقط اون رنگی بود
ما قسمتی از روح خودمون رو به همدیگه دادیم، بخاطر همین غم و دردی که تو داری قلب و روح منم درگیر میکنه
پس چرا تعجب میکنن از اینکه توی روحم حست میکنم؟
از آدمیزاد هیچ بعید نیست که بگوید «خداحافظ» و بند بند وجودش «میخواهم بمانم» باشد
منکه خوب نمیشدم ، ترجیح دادم تورو خوب کنم تا شاید این دل مرده باز هم بخاطر لبخندای تو بخنده؟
تو در غیاب کسی که دوستش داری یتیم خواهی ماند
حتی اگر تمام دنیا تو را در آغوش بگیرد