^᪲᪲بـہلیـمۅ
هویت نامعلوم - قاتل - یکی از حاضران در هتل زمانی که دعوت نامه هایشان را چاپ میکردم اصلا فکر نمیکر
واووو از این تقدیمیه خیلی خوشم امد✨
«در زندگیم سختی هایی را تحمل کردم که پیش از واقعه گمان نداشتم بتوانم.
حتی بعدها باور نکردم که در آن ماجرا تاب آوردم.،انسان خودش را نمیشناسد، خصوصاً قدرتهایش را.»
اکنون بنظر می رسد صبورتر شده ام، اما در عوض، چراغی در وجودم خاموش شده است که دوست داشتم تا ابد روشن بماند.