eitaa logo
^᪲᪲بـہ‌لیـمۅ
3 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
593 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
^᪲᪲بـہ‌لیـمۅ
بیا منو ببین
امروز دیدمتون خیلی هم خندیدم دلم جنایی ترسناک کمدی می خواد آقااا بیاید بگید دیگه
^᪲᪲بـہ‌لیـمۅ
امروز دیدمتون خیلی هم خندیدم دلم جنایی ترسناک کمدی می خواد آقااا بیاید بگید دیگه
بیا این کتابرو بخونن من هرشب میمردم و زنده میشدم تا صبح شه بس که توهم میزدم
حالا من فیلم تلفن آقای هریگان رو دیدم تا صب داشت بهم زنگ می زد تا صب داشتم خوابش رو می دیدم خعلی باحال بود
سلاملکم حال شما؟ خوب هستید؟
خدا خدا آخه نگا کن اینو خودِ خودِ قندِ
^᪲᪲بـہ‌لیـمۅ
کم سو شده چشمان ِمن از گریه ی ِبسیار .. من مانده ام ُیاد ِتو ُدر حسرت ِدیدار :)
ماگ‌تون💛؛ -—- -[ واماسناریو: کوله‌اش را روی چمن های دانشگاه انداخت و خودش کنارش نشست، خسته بود، از همه چی، فکرش راهم نمیکرد آن همه تلاش و شب بیداری با این حجم از انتقاد استقبال شود! چه فکر میکرد و چه شد! توقع داشت پروژه‌اش بی نقص باشد ولی انگار نبود. حضور کسی را کنارش حس کرد، با تعجب به استاد مهربان و خوش رفتار دانشگاه خیره شد که بین دانشجوها به خاطر اخلاقش محبوبیت زیادی داشت. تنها کسی بود که واقعا او را به عنوان استادش قبول داشت! - تو همه‌ی تلاشتو کردی، اگه اونی نشد که توقع داشتی خودتو نباز. سرش را پایین انداخت و سکوت کرد، مرد میانسال کمی انطرف تر نشست و لب گشود: - چون دیدم که تلاشتو کردی میخوام بهت جایزه بدم؛ بهت افتخار اینو میدم که کمکت کنم و پروژه‌ت دقیقا اون چیزی بشه که میخوای، حالا کمتر غصه بخور . حیرت زده به استادش خیره شده بود باخود فکر کرد این مرد قطعا یک فرشته است، کسی که همه جوره هوای دانشجوهایش را داشت. مرد خندید و بطری حاوی نوشیدنی لیموناد را به طرفش گرفت: - بیا لیموناد بدون لیمو بزن، میدونم داری منو یه فرشته با دوتا بال تصور میکنی، تعجب نکن! از شوخی استادش خنده‌اش گرفت و بی تعارف لیموناد خنک را سرکشید . ارسالۍ:⤸ گوشه‌ی‌آخیش‌خونه‌ ⤹  دریافتۍ:⤸ بـه لیمـو ⤹