همه آدما شبیه هم نیستن .
یکی همیشه پشتته .
یکی از جلو ! چاقو رو فرو میکنه تو قلبت .
متاسفانه این و دیر متوجه میشی . :) ..
رفقا، یه سوال؛
چرا انقدر برای خیلیهامون شکلِ دینداری مهمتر از محتوای دینداری شده؟
مثلاً طرف ممکنه توی هیئت از همه سینهزنتر باشه، ولی توی مغازه یا اداره، حق مشتری رو میخوره و عین خیالش هم نیست!
به نظرتون چرا دینداری ویترینی انقدر بین ما مد شده؟ اصلا این مدل دین داری، پیش خدا ارزش داره یا فقط داریم برای هم ژست میگیریم؟
خودمون رو بگیم؛ کدوممون تا حالا گیرِ اینجور رفتارهایِ متناقضِ خودمون افتادیم؟
بِناء؛
رفقا، یه سوال؛ چرا انقدر برای خیلیهامون شکلِ دینداری مهمتر از محتوای دینداری شده؟ مثلاً طرف ممکن
راستش رو بخواید، منم وقتی میخوام اینها رو بنویسم، یه لحظه دست خودم میره که فکر کنم چقدر خودم توی این تضادها گیر افتادم… انگار آدم یاد میگیره نمایش بده، اما یادش میره که زندگی کردن و رعایت حق همون قدر از نماز و هیئت مهمه.
شما چی؟ فکر میکنید راهِ نجات از این ویترینبازی چیه؟»
بچهها، راستش رو بخواید، حس میکنم پستیکه گذاشتم یه کم سنگین و خشک بود😅
انگار میخواستم یه بحث خیلی عمیق رو شروع کنم ولی انگار یه لحظه مکث کردیم.
راستش خودم هم وقتی داشتم مینوشتم، یه کم خودم رو زیر سوال بردم که اصلاً من توی چه جایگاهی دارم درباره این چیزها حرف میزنم؟
بیاید فعلاً از اون بحث فاصله بگیریم.
فقط یه سوال ساده ازتون دارم :
تا حالا شده بخواید یه کاری رو فقط برای اینکه خوب به نظر برسید انجام بدید، در حالی که قلباً دوست نداشتید؟
اگه شده یک👍 بفرستید ، یا برام بنویسید اگه دوست داشتید...
یه سوال از خودم پرسیدم…
پست قبلی درباره کارهایی بود که بعضی وقتا برای رضایت بقیه انجام میدیم؛ اما این سؤال پیش میاد: آیا گاهی حتی دینداریمون هم برای دیدهشدن و تایید دیگرانه؟
راستش امروز که به خودم نگاه کردم، دیدم خودم خیلی وقتا گیر همین ویترین هستم! گاهی ظاهر مذهبی مون از رفتارمون جلوتر میره؛ از اخلاق میگیم، اما در حقالناس، صداقت و انصاف، هنوز کلی فاصله داریم.
مثلاً پیش اومده یه جایی باشم که همه مذهبیان، ناخودآگاه جوری حرف بزنم یا جوری رفتار کنم که خوب به نظر بیام، ولی تهِ دلم همونقدر که دارم تظاهر میکنم، به همون اندازه با خودم غریبه شدم. انگار یه ویترینِ خوشرنگ و لعاب درست کردم که بقیه بگن بهبه، چه آدمِ متدینی، ولی یادم رفته دینداری یعنی اونجایی که هیچکس جز خدا منو نمیبینه، چه شکلیام.
شاید دینداری واقعی از جایی شروع بشه که کسی ما رو نمیبینه؛ جایی که نه تشویقی هست، نه لایکی، نه تعریف و تمجیدی.
خیلی سخته که از نمایش خوب بودن به خودِ خوب بودن برسیم… انگار همیشه یه ترسِ بزرگ داریم که اگه ویترین نباشه، نکنه کسی منو قبول نکنه؟
شما تا حالا پیش اومده حس کنید دارید برای جلبِ نظرِ دیگران، یه نسخه از خودتون رو نشون بدید که با باطنتون فرق داره؟
کجایِ رفتارتون بیشتر براتون “ویترین” بوده تا حقیقتِ درونیتون؟»