هدایت شده از دختران سرزمین ایران زمین
🍎از خیاطی پرسیدند:
زندگی یعنی چه ؟
گفت : دوختن پارگی های
روح با نخ توبه !
🍎از باغبانی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟
گفت: کاشت بذر عشق
در زمین دلها، زیر نور ایمان
🍎از باستان شناسی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟
گفت : کاویدن جانها برای
استخراج گوهر درون
🍎از آیینه فروشی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟
گفت : زدودن غبار آیینه دل
با شیشه پاک کن توکل
🍎از میوه فروشی پرسیدند :
زندگی یعنی چه ؟
گفت : دست چین خوبی ها
در صندوقچه دل !
🍎بهترین تعبیر زندگی را برایتان آرزومندیم
═ೋ❅🖋☕️❅ೋ═
❥↬https://eitaa.com/joinchat/969408717Ce383a2c847
گزارش تصویری
به مناسبت شهادت حضرت زهرا سلام الله
تیکه ای در مدرسه طباطبایی زده شد
به همراه پخش مداحی ،چای
۱۴۰۱/۹/۱۶
#حوزه_۳کوثر
#پایگاه_بعثت
#طرح_شهید_بهنام_محمدی
گزارش تصویری
دورهمی دخترانه
در این روز، با پخش مداحی، ورزش کردن، بازی وسطی و حلقه صالحین با حضور مربیان عزیز
خانم ها:مهدی نژاد، حسینی، بخشی، احوال
همچنین به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا س
با آماده کردن سوپ و نان و بیسکویت از دختران پذیرایی شد .
۱۴۰۱/۹/۱۷
#پایگاه_بعثت
#حوزه_۳کوثر
#طرح_شهید_بهنام_محمدی
#طرح_شهید_عزیزاللهی
گزارش تصویری
به مناسبت شهادت حضرت فاطمه سلام الله
توزيع ۵ بسته کمک معیشتی با مبلغ ۲میلیون ۱۰۰هزار تومان
۴۲۰ هزار تومان هزینه خرید دارو
۱۳۵ هزار هزینه بیمارستان اهل تسنن
۱۵۰ هزار تومان طرح ایتام
۱۴۰۱/۹/۱۷
#پایگاه_بعثت
#حوزه_۳کوثر
#قرارگاه_اجتماعی
#قرارگاه_محرومیت_زادیی
گزارش تصویری
السلام علیک یا اباصالح (عج)
صبح جمعه،برگزاری دعای ندبه در مسجد
با آماده سازی عدسی برای صبحانه، توسط بسیج خواهران
۱۴۰۱/۹/۱۸
#حوزه_۳کوثر
#پایگاه_بعثت
#قرارگاه_اجتماعی
#قرارگاه_سازندگی
گزارش تصویری
برگزاری محفل انس با قرآن شهید قاسمیان
برگزاری کلاس نهجالبلاغه با حضور خانم نوروزی
تعداد حضور بسیجیان ۵۰نفر
۱۴۰۱/۹/۱۹
#حوزه_۳کوثر
#پایگاه_بعثت
#قرارگاه_تزکیه
امر به معروف و نهی از منکر
برگزاری جلسه با اعضای امر به معروف
برای توجیه شدن و چگونگی امر به معروف کردند.
در این جلسه با نظر عزیزان
تصمیم بر این شد که با تهیه هدیه و دلنوشته ی به دخترانی که حجاب دارند هدیه داده شود .
همچنین مبلغ ۲۲۵هزار تومان ،نذر فرهنگی شد .
۱۴۰۱/۹/۲۱
#حوزه_۳کوثر
#پایگاه_بعثت
#قرارگاه_تزکیه
#قرارگاه_اجتماعی
برگزاری کلاس فرقه شناسی
با موضوع:تاریخچه فرقه بابیت و بهائیت
با حضور خانم مجرای
تعداد حضور بسیجیان ۲۵ نفر
همچنین:
اهدای یک عدد مرغ
توزيع نان به تعداد ۱۵عدد
۵۰۰ هزار تومان کمک درمان
۱۴۰۱/۹/۲۱
#حوزه_۳کوثر
#پایگاه_بعثت
#قرارگاه_روشنگری
#قرارگاه_سازندگی
✨﷽✨
🌼هیچ عملی را کوچک نشماریم
✍️یکی از علمای اهل بصره میگوید: روزگاری به فقر و تنگدستی مبتلا شدم تا جایی که من و همسر و فرزندم چیزی برای خوردن نداشتیم. خیلی بر گرسنگی صبر کردم پس تصمیم گرفتم خانهام را بفروشم و به جای دیگری بروم. در راه یکی از دوستانم به اسم ابانصر را دیدم و او را از فروش خانه با خبر ساختم. پس دو تکه نان که داخلش حلوا بود به من داد و گفت: برو و به خانوادهات بده. به طرف خانه به راه افتادم در راه به زنی و پسر خردسالش برخورد کردم به تکه نانی که در دستم بود نگاه کرد و گفت: این پسر یتیم و گرسنه است و نمیتواند گرسنگی را تحمل کند چیزی به او بده خدا حفظت کند. آن پسر نگاهی به من انداخت که هیچگاه فراموش نمیکنم. گفتم: این نان را بگیر و به پسرت بده تا بخورد. به خدا قسم چیز دیگری ندارم و در خانهام کسانی هستند که به این غذا محتاجترند. اشک از چشمانم جاری شد و در حالی که غمگین و ناامید بودم به طرف خانه برمیگشتم. روی دیواری نشستم و به فروختن خانه فکر میکردم.
که ناگهان ابو نصر را دیدم که از خوشحالی پرواز میکرد و به من گفت: ای ابا محمد چرا اینجا نشستهای؟! در خانهات خیر و ثروت است! گفتم: سبحان الله! از کجا ای ابانصر؟ گفت: مردی از خراسان از تو و پدرت میپرسد و همراهش ثروت فراوانی است. گفتم: او کیست؟ گفت: تاجری از شهر بصره است. پدرت سی سال قبل مالی را نزدش به امانت گذاشت اما بی پول و ورشکست شد. سپس بصره را ترک کرد و به خراسان رفت و کارش رونق گرفت و یکی از تاجران شد و حالا به بصره آمده تا آن امانت را پس بدهد همان ثروت سی سال پیش به همراه سودی که به دست آورده. خدا را شکر گفتم و به دنبال آن زن و پسر یتیمش گشتم و آنان را بینیاز ساختم. در ثروتم سرمایهگذاری کردم و یکی از تاجران شدم مقداری از آن را هر روز بین فقرا و مستمندان تقسیم میکردم. ثروتم کم که نمیشد زیاد هم میشد. کم کم عجب و خودپسندی و غرور وجودم را گرفته بود و خوشحال بودم که دفترهای ملائکه را از حسناتم پر کرده بودم و یکی از صالحان درگاه خدا بودم. شبی از شبها در خواب دیدم که قیامت برپا شده و خلایق همه جمع شدهاند. و مردم را دیدم که گناهانشان را بر پشتشان حمل میکنند تا جایی که شخص فاسق، شهری از بدنامی و رسوایی را بر پشتش حمل میکند.
به میزان رسیدم که اعمال مرا وزن کنند. گناهانم را در کفهای و حسناتم را در کفه دیگر قرار دادند، کفه حسناتم بالا رفت و کفه گناهانم پایین آمد. سپس یکی یکی از حسناتی که انجام داده بودم را برداشتند و دور انداختند. چون در زیر هر حسنه (شهوت پنهانی) وجود داشت. از شهوتهای نفس مثل: ریا، غرور، دوست داشتن تعریف و تمجید مردم. چیزی برایم باقی نماند و در آستانه هلاکت بودم که صدایی را شنیدم. آیا چیزی برایش باقی نمانده؟ گفتند: این برایش باقی مانده! و آن همان تکه نانی بود که به آن زن و پسرش بخشیده بودم. سپس آن را در کفه حسناتم گذاشتند و گریههای آن زن را به خاطر کمکی که به او کرده بودم، در کفه حسناتم قرار دادند، کفه بالا رفت و همینطور بالا رفت تا وقتی صدایی آمد و گفت: نجات یافت. بله دوستان من، خداوند هیچ عملی را بدون اخلاص از ما قبول نخواهد کرد پس بکوشیم هیچ عملی را کوچک نشماریم و هر عبادت و کار خیری را خالصانه برای خدای تعالی انجام دهیم.
📚کتاب وحی القلم
↶
7.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دروغ را افشا کنید
🔻هوشمند باشیم، یک وقت #بهانه ندهیم
🔻نگذارید #جنگ_روانی دشمن در کشور تاثیر بگذارد
⭕️ https://eitaa.com/joinchat/969408717Ce383a2c847
گزارش تصویری
برگزاری حلقه صالحین با حضور خانم ها،حسین پورو خطیب باشی
برگزاری گارکاه امربه معروف و نهی از منکر با حضور ایزدی
تقدیر از بهترین نیروی بسیج در کلاس امر به معروف و نهی از منکر
۱۴۰۱/۹/۲۲
#حوزه_کوثر
#پایگاه_بعثت
#قرارگاه_روشنگری
قرارگاه_اجتماعی