هدایت شده از گسترده 8 ساعته
پر بغض لب زدم:
- دلم برات تنگ شده، بیا ببینمت سورن
صدای خنده از پشت تلفن بلند شد:
- قربون خانمم برم، دلت واسم تنگ شده؟ بیام پیشت؟
لوس زمزمه کردم:
- اهوم، بیا دیگه طاقت دور بودن ازتو ندارم.
صداش از پشت تلفن نه، انگار از پشت سرم میومد.
- اومدم خانمم.
به عقب برگشته و با دیدنش به سمتش پرواز کردم.
- جان؟ جانم آروم.
دستاشو دورم حلقه کرد و با کاری که کرد...🤭🔥
https://eitaa.com/joinchat/2588804721C667fbf8fd2
پارت واقعی رمانشه🌝❤️🔥
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
پامو جمع کردم
+نینی دلش باباشو میخواد
چشم غره ای بهم رفت
_نینی یا مامان نینی؟
خجالت زده بهش نگاه کردم که...🤭🔥
https://eitaa.com/joinchat/2283864918Cae139f8e38
هدایت شده از گسترده لیــٰا
❗️هی دوست عزیز،این بنرو رد نکن❗️
شاید آخرین باری باشه که این بنرو میبینی؛
اینجا میتونی کلی عکس های پینترستی پیدا کنی🛐
چنلش پر از عکسای مود و وینتیج ِ🎀🪞
https://eitaa.com/joinchat/4174971763Cc91f94bbb5
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
+من به خواست تو به#اجبار تو با تو ازدواج کردم تو#مجبورم کردی!حداقل باید ازت توقع یه رفتار خوب رو داشته باشم نه؟!
با حرفم#عصبی بازومو فشرد و گفت
_عه واقعا؟بعد از کارایی که کردی توقع رفتار خوبم داری؟
_باش الان بهت رفتار خوب و نشون میدم!
خواستم چیزی بگم که بازومو محکم فشرد طوری که دردم گرفت و از شدت درد آخی از زیرل/ بام خارج شد.
داد زدم
+دردم گرفت ولم کن باشه میرم فیوز و میزنم ولم کن!
پوزخندی زد و دستاشو دورم حلقه زد و منو سمت خودش کشید و زیر گوشم پچزد
_دیگه دیر گفتی...🔥🤭😱
https://eitaa.com/joinchat/1900544674C3ec0e7c825
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
داد زدم
_ازت متنفرممم! حالم ازت بهم میخوره!
برگشت و نگاهش رو بهم دوخت
_نه بابا؟! از من؟! از شوهرت؟!
نزدیک که شد
چند قدمی به عقب متمایل شدم!
اما سریع خودش رو بهم رسوند
_حالا نشونت میدم که نباید از شوهرت متنفر باشی!
تا خواستم منظورش رو بفهمم یهو...🔥❌
https://eitaa.com/joinchat/1900544674C3ec0e7c825