eitaa logo
ᏰᏋᏗᏬᏖᎥᎦᏬᏝ.🤍🪷
1.2هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
1.8هزار ویدیو
184 فایل
вє нαρρу ιт'ѕ  мαкєѕ уσυя єиємιєѕ ѕα∂ รՇคгՇ 2025/5/26 ᏇᏋ https://eitaa.com/joinchat/3971548332C2c301891ba ᏖᏂᏋ ᏁᎥᏝ & ᏕᏗᎥ ᏕᏋፈᏒᏋᏖ.🤍🪷 https://harfeto.timefriend.net/17778353730692 ภєเﻮђ๒๏гɭץ ςђคՇ.🤍🪷 https://eitaa.com/joinchat/3728934484Cf70413d2ab
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گسترده لیــٰا
هدایت شده از گسترده لیــٰا
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
+من به خواست تو به تو با تو ازدواج کردم تو کردی!حداقل باید ازت توقع یه رفتار خوب رو داشته باشم نه؟! با حرفم‌ بازومو فشرد و گفت _عه واقعا؟بعد از کارایی که کردی توقع رفتار خوبم داری؟ _باش الان بهت رفتار خوب و نشون میدم! خواستم چیزی بگم که بازومو محکم فشرد طوری که دردم گرفت و از شدت درد آخی از زیرل/ بام خارج شد. داد زدم +دردم گرفت ولم کن باشه میرم فیوز و میزنم ولم کن! پوزخندی زد و دستاشو دورم حلقه زد و منو سمت خودش کشید و زیر گوشم پچ‌زد _دیگه دیر گفتی...🔥🤭😱 https://eitaa.com/joinchat/1900544674C3ec0e7c825
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
داد زدم _ازت متنفرممم! حالم ازت بهم میخوره! برگشت و نگاهش رو بهم دوخت _نه بابا؟! از من؟! از شوهرت؟! نزدیک که شد چند قدمی به عقب متمایل شدم! اما سریع خودش رو بهم رسوند _حالا نشونت میدم که نباید از شوهرت متنفر باشی! تا خواستم منظورش رو بفهمم یهو...🔥❌ https://eitaa.com/joinchat/1900544674C3ec0e7c825
هدایت شده از گسترده 8 ساعته
ساعت 14 پاک شه. گسترده 8 ساعته‌.
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗗𝗲 𝗠𝗲𝗟𝗶𝗞𝗮🍷🕊
فکت محبوب🎀: قشنگـترین شاپ ایـتا رو پیدا کردی که عروسک هاش دل هر دختر ادایـي رو میبره🛐🔗 ᴊᴏɪɴ➺ 𝐌 𝐨 𝐨 𝐜 𝐡 𝐢 _ 𝐛 𝐚 𝐟 𝐭 [ ولـی عروسکـای اینجا جـادویین 😭🌷]
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗗𝗲 𝗠𝗲𝗟𝗶𝗞𝗮🍷🕊
فکـر کردی من سادم؟ من گیلـاسیم تَـباه 🤣🍒^^ ساعت 13 پاک شه🕊
هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗗𝗲 𝗠𝗲𝗟𝗶𝗞𝗮🍷🕊
آقـایی واسه پخت وپـز از اینا بخـر برام 😭🗿🔗
هدایت شده از گسترده لومیو
🍁🍁🍁🍁🍁🍁 ماه_در_خانه‌ی_خاموش پارت واقعی _ آرمان.... فکر می‌کنم… احتمال داره باردار باشم. آرمان، خشک شد. نه از خبر، بلکه از خاطره‌ای که با آن برگشت. چند لحظه سکوت کرد. بعد، با صدایی سرد و عصبی گفت: مگه ممکنه؟ من… من عقیمم. دلارا، با چشمانی پر از ناباوری گفت:چی؟ آرمان بی رحم با فریاد گفت: من عقیمم.... من بچه دار نمیشم..... برای همین اون زن توی دادگاه به جای مجازات خیانت، راحت طلاق گرفت و رفت.... تو هم مثل همونهایی...... به من خیانت کردی دلارا، با بغض گفت: من هرگز بهت دروغ نگفتم. هرگز خیانت نکردم. همه وسایل روی میز را با یک حرکت به زمین ریخت و فریاد زد: دیگه نمیخوام ببینمت. از اینجا برو...... توهم یکی هستی مثل همونا... دلارا که از ترس گوشه دیوار ایستاده بود دست روی شکمش بردو گفت: آرمان من بهت خیانت نکردم این بچه تو هستش اگه نمیخوای می‌تونیم.... آرمان سریع به طرفش آمد و حرفش را قطع کرد و با عصبانیت غرید: این به من مربوط نیست گمشو بیرون و اون بچه توی شکمت هم مال هرکیه همون چاره اش رو پیدا کنه. https://eitaa.com/joinchat/3168929114C3034182ec9