هدایت شده از ،4ظهر پاک کن
میگم این پسره عجب چیزیه، نصف پسرای دانشگاهو میزاره تو جیبش
عجب قد و قامتی ماشالا
تکیه به در دادم و با خنده نگاهشان میکنم
او هم بدون اطلاع از حضور من همینطور حرف میزند که یکدفعه حنانه سرش را بالا می آورد و مرا در چهارچوب در میبیند
_خیلی جذابه بخدا حناا
میبینم که حنانه با چشم و ابرو هی سعی دارد او را متوجه حضور من کند ولی اصلا حواسش نیست تا اینکه یکدفعه میگوید: عههه چته هی چشم و ابرو میپرونی؟
حنانه با چشم به پشت سرش اشاره میکند که سلما برمیگردد و من را میبیند
با دیدنم خشکش میزند
طوری هول میکند که صندلی پلاستیکی کج میشود و می افتد و بعد 🤣🚫🔥
https://eitaa.com/joinchat/4029153799Cb448a6bc77
با خنده ایی که سعی در کنترل کردنش دارم میگویم..😱😐😂
هدایت شده از ،4ظهر پاک کن
دختره داره راجب پسره حرف میزنه و ازش تعریف میکنه که یهو پسره میاد و
میگه..🤭🙊❗️
https://eitaa.com/joinchat/4029153799Cb448a6bc77
عجب داستانی شد..😂
هدایت شده از ،4ظهر پاک کن
تمام زندگی ام را باختم!
به آدمی که گمان میکردم عاشقم است
اما بلایی سرم آورد که حتی در تصوراتم هم فکرش را نمیکردم
زندگی ام زیر و رو شد و دیگر کسی برایم نمانده بود
حالا برای نجات از این مخمصه تنها یک راه دارم، یک راه که باید بخاطرش..❌🤐
https://eitaa.com/joinchat/4029153799Cb448a6bc77
این رمان ایتا رو ترکونده❗️🔥
اثر جدید نویسنده عطرعاشقی
اینبار با رمانی فول هیجان🤫🚫
هدایت شده از ،4ظهر پاک کن
بعد از خوردن آن چای عجیب و غریب به خواب عمیقی فرو رفتم و وقتی چشم باز کردم خودم را در یک اتاق تاریک دیدم
دیوانه وار به در میکوبیدم که ناگهان صاحب کابوس همیشگی ام وارد شد
کسی که تمام زندگی ام را جنهم کرده بود و حالا آمده بود تا طوفان دیگری در زندگی ام بی اندازد🚫😱
https://eitaa.com/joinchat/4029153799Cb448a6bc77
بدو تا پاک نشده!!❌👆🏻👆🏻