هدایت شده از 𝗚𝗼𝘀𝘁𝗮𝗗𝗲 𝗠𝗲𝗟𝗶𝗞𝗮🍷🕊
آقـایی واسه پخت وپـز از اینا بخـر برام 😭🗿🔗
https://eitaa.com/joinchat/120981008C42d66fb869
ساعت 13 پاک شه🕯
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
#پَناهگاهِمَن ♟️⛓️♥️
این اخرین تلاشه اگر کسی که نفس میگه میتونه کمکم کنه بزار بکنه!!
اما خیلی وقته که امیدی نداشتم ولی واسه خاطر دل نفس گفتم برم پایین
از پله ها رفتم پایین که نفس گفت : اینم پناه خانم ما تو کارش حرف نداره
سرمو اوردم بالا سلام بدم که نگاه آشنایی با نگاهم گره خورد ، در یک لحظه حس کردم هردو مون نفسهامون قطع شده، نگاه هامون قفل شده بود، انگار دنیا به پایان خود رسید...
صدای آشنای دلنشینی به گوشم خورد _پناه🔗🥺
https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6
⭕️واییی این رماننن به دلیل صحنه های هیجانی محدودیت عضو گیری داره‼️
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
_ باورم نمیشه دوباره میبینمت
خیلی خوشحالم پناهم
+هه نبایدم باور کنی
قرار بود تا اخرم عمرم دیگه منو نبینی
البته الانم چیزی تغییر نکرده
ازهمونجایی که اومدی برمیگردی
من حتی از صحبت با ادم نامردی مثل تو بدممیاد
_واست توضیح میدم من میخام همه چیزو ادامه بدیم عشقی که داشتیم
+نه بزار منتوضیح بدم هیچی شروع نشده که بخوایم ادامه بدیم
https://eitaa.com/joinchat/3037136409C07a51fd4c6
هدایت شده از گسترده⁴ساعتهلیلیوم🌷
ساعت ۱۵ شب پاک بشه✅
تا نیم ساعت فعالیت نکنید.
گسترده⁴ساعته لیلیوم𐙚
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
اهم اهم 🐳🌬️
یه کانال آوردَم مثل قَند شیرینننن🍭👌
اصلا جَذابببببب والا مَن کِه مِثلش ندیدم تو ایتا💆🏾♂️🫀🍟
https://eitaa.com/joinchat/1289355719C40ae473adb
مَعدنِ پست های جذاب که از دل دریا بیرون اومدههههه؛🫀🔥 . !
https://eitaa.com/joinchat/1289355719C40ae473adb
#نمیخایهنوزجووینشی…!🔥️
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
- ازم میترسی!!
با لرزش گفت :
+ بله آقا!
با عصبانیت غریدم
- تو از شوهرتتتتت میترسی!؟
مثل بیت میلرزید
+ بله آقا م..من میترسم ..قرار شد من با برادرتون ازدواج کنم نه شما یهو سر از پیش شما در آوردم ...
با شنیدن اسم برادرم چشام قرمز شد و ...❌🔥🥵🔥
https://eitaa.com/joinchat/1289355719C40ae473adb
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
تا ساعت 12 بمونه🪵🍃
یه رب پست آخر باشه💆🏻♀
تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از گسترده لیــٰا/طبق ساعت پاک بشه
داد زدم:
-- آیــــگــــــــــــــل.آخه کجایی تو دختر؟
صبح که بیدار شدم نبود.کیوان هم هنوز خواب بود و اگه بیدار میشد و میفهمید آیگل نیست سر به تن من نمیذاشت!
داشتم کم کم ناامید میشدم که متوجه یه جسم بی جون پشت یه بوته شدم.
نکنه ..؟
دوییدم سمتش و صورتش رو لمس کردم.سرد بود، رنگش به سفیدی میزد!!
نگاهی به بوته ها انداختم. میوه؟
-- نگو که از این میوه های سمی خوردی؟؟؟
سعی کردم بلندش کنم و به سمت کلبه ببرمش:
-- کیوان حتما منو میکشه و با تیکه تیکه های بدنم پازل درست میکنه!
https://eitaa.com/joinchat/1495401777Ce828f540bd